یک فاجعه فرهنگی در نمایشگاه کتاب-شکست ما در تولید کتاب جذاب برای نوجوانان-رسانه انقلاب

یک فاجعه فرهنگی

شکست فرهنگی ما در تولید کتاب جذاب برای نوجوانان

شکست فرهنگی ما در تولید کتاب جذاب برای نوجوانان

چندی پیش به پیشنهاد یکی از دوستانم کاری را در نمایشگاه کتاب قبول کردم؛ در بخش ناشران خارجی. دوستم اصرار داشت که یک مستندساز باید از پس هر کاری بر بیاید تا قادر باشد فیلم بسازد. به هر حال من بدون اطلاع چندانی از جزییات کار آن را پذیرفتم.

روز چیدمان با غرفه‌ای ٣٠٠ متری، خالی و با میلیون‌ها کارتن پر از کتاب روبه‌رو شدم. پرسنل آنجا عموما مردهای جوان زیر ٣٠ سال بودند که همگی یا تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده بودند یا در حال گذراندن دوران سربازی بودند تا به قول خودشان بتوانند فلنگ را ببندند و سمت و سویی بروند. تعداد پرسنل خانم تنها دو نفر بود. ساعت کاری، نامحدود و نامشخص بود که عموما از ٩ صبح آغاز می‌شد و اتمامش دست صاحب غرفه بود. روزی ١٢ الی ١۶ ساعت کار، عموما ایستاده.

داخل کارتن‌ها، کتاب‌های ناشران خارجی از جمله کمبریج، آکسفورد، تاشن، راتلج، بلک ویل، کیمز‌اند هادسن، هایدون، ورد وورث، فیدن، پنگون، وینتیج، آکتاپوس، بلومز بری، لونلی پلنت و خیلی‌های دیگر دیده می‌شد؛ اما نصف بیشتر کارتن‌ها را کتاب‌های مصور نوجوانان پر کرده بود. کمیت استریپ‌های ماروِل شامل انتقام‌جویان جدید (New Avengers) اسپایدرمن، کاپیتان امریکا، بتمن، سوپرمن، ایکس‌من، ولورین، آیرونمن، هالک، چهار شگفت‌انگیز، مرد مورچه‌ای، ثور، دکتر استرنج، بی‌باک، گروه محافظین کهکشان و پانیشر. ماروِل به نام مارول کامیکس (Marvel Comics) که قبلا تحت نام شرکت انتشاراتی تایملی شناخته می‌شد در سال ۱۹۳۹ تاسیس شد.

کمپانی امریکایی عرضه‌کننده کتاب کمیک که در صنعت سینما و تلویزیون هم بسیار فعال است. اکثر اتفاقات کمیک‌های مارول در دنیای خیالی رخ می‌دهد که با نام دنیای مارول شناخته می‌شود و شهرهای واقعی مانند نیویورک‌سیتی، لس‌آنجلس و شیکاگو در راس آن قرار دارند. دانستن این اطلاعات بر هر سینما دوستی واجب است و اصلا عجیب نیست؛ اما من تمام این اطلاعات را به شکل کامل‌تر و با جزییات دقیق‌تر از خواننده‌های نوجوان هر روزه نمایشگاه کتاب تهران می‌شنیدم. دیدن این همه مارول شاید آنقدرها هم برایم عجیب نبود که دیدن هزاران مانگای ژاپنی بسیار عجیب به نظر می‌رسید. مانگا به معنی صنعت کمیک استریپ در کشور ژاپن بسیار پررونق است.

کمیک استریپ در اصل متعلق به کشور امریکا بوده است که در خلال جنگ جهانی وارد ژاپن شده یعنی از سال ١٩۵٠؛ و باید گفت که ژاپنی‌ها آنقدر در این صنعت پیشرفت کردند که صحنه را از امریکایی‌ها گرفتند و مانگا را تبدیل به یک جور نماد فرهنگی و هنری کشور خودشان کرده‌اند. شخصیت‌های (ضد قهرمان‌های) کمیک استریپ‌های امریکایی عموما خشن بوده و درصحنه‌ها ی پراکشن و پر خشونت ظاهر می‌شوند در حالی که شخصیت‌های مانگاهای ژاپنی عموما لطیف و احساساتی هستند. آن هم به شکلی اغراق‌آمیز. از همان اغراق‌هایی که در شخصیت کارتون‌های ژاپنی به وفور از کودکی شاهد بودیم. چشم‌های درشت و گرد، دهان و بینی کوچک؛ اما نکته قابل توجه محبوبیتی است که این شخصیت‌ها بین ژاپنی‌ها پیدا کردند. مردم ژاپن به همان شیوه اغراق‌آمیز مانگاهای‌شان، مانگا می‌خوانند و انتشارات بی‌شماری در کشورشان به چاپ مانگا اختصاص دارد؛ اما اینجا درست در قلب تهران، نه در توکیو، نوجوانان ایرانی و نه ژاپنی درست در روز اول نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، راس ساعت ٩ صبح درست یک ساعت قبل از گشایش درهای سالن ناشران خارجی، در مصلای تهران، صف‌های طویلی تشکیل داده بودند. به محض باز شدن درها، نوجوان‌های ١٢ تا ١٨ ساله در جلوی غرفه تجمع کرده بودند و مانگاهای ژاپنی را با سرعت بر می‌داشتند. هر کدام چند جلد در دست‌شان گرفته بودند. خیلی‌ها تعداد مانگاهایی که برداشته بودند آنقدر زیاد بود که چانه‌شان را روی کتاب‌های تلنبار شده روی دست‌شان گذاشته بودند.

صدای همهمه تمام غرفه ٣٠٠ متری را گرفته بود. دختر پسرهای نوجوان با شور و هیجان داشتند مانگا انتخاب می‌کردند. اسم‌های شخصیت‌های ژاپنی را از بر بودند. همه از ناروتو حرف می‌زدند. همه به دنبال کامل کردن مجموعه خود بودند. صفی طویل از دم در غرفه تا صندوق تشکیل شده بود. ازاسامی ژاپنی ناروتو اوزوماکی، ساسوکه اوچیها، ساکورا هارونو، کاکاشی هاتاکه و هوکاگه‌ها حرف می‌زدند. از مانگایی به نام دِسو نوتو یا دفتر مرگ کتاب‌هایی با ورق‌های سیاه رنگ نوشته تسوگومی اوبا و طراحی تاکشی اوباتا. نوجوان‌ها با چنان غلظت و لهجه‌ای این اسامی را به زبان می‌آوردند که به گمانم، انگار تعدادی ژاپنی وارد غرفه شده بودند و داشتند مانگا‌ها را درو می‌کردند؛ اما اشاره به این موضوع خالی از لطف نیست که این کتاب‌ها با ارز غیر دولتی، در شرایط کنونی قیمت نابسامان ارز، با پوندی ٨ هزار تومان فروخته می‌شد و نوجوان‌ها بن‌های کتاب‌شان و تمام پس اندازشان را تمام و کامل خالی می‌کردند! در ضمن فروش پایین مجموعه کتاب‌های مصور تن‌تن که برای خواننده ایرانی ۶٨٠ هزار تومان رقم می‌خورد و فروش بالای کتاب‌های وارکرفت یا هنر جنگ که نام یک مجموعه بازی ویدیویی به همین نام است، نیز قابل توجه بود.

در بخش سینما وموسیقی هم جنجالی بر پا بود. کتاب‌های نفیس انتشارات تاشن و فیدن و آکتاپوس با جلدهای جذاب لوندی می‌کردند. زندگی نامه‌های گروه‌های موسیقی از جمله پینک فلوید، لدزپلین، دیوید بویی و کویین و زندگی نامه کارگردان‌هایی چون استنلی کوبریک، وودی آلن و بازیگرانی چون رابرت دنیرو، جانی دپ و آدری هپبرن و آلبوم عکس فیلم پدرخوانده از جمله پر فروش‌ترین‌ها بودند.

با وجود قیمت‌های هنگفت، کتاب‌های استنلی کوبریک، بین خواننده‌های ایرانی، یکی از پرفروش‌ترین‌ها بود. کتاب‌های مراحل ساخته شدن ۲۰۰۱: ادیسه فضایی، ناپلئون، فیلمی که کوبریک هرگز نساخت، اما کتابی ضخیم که بانک اطلاعاتی عظیمی درباره‌ ناپلئون فراهم کرد. خواننده‌های ایرانی با عشق این کتاب را ورق می‌زدند و دقت و وسواس کوبریک را تحسین می‌کردند. کارتنی عظیم دربالای قفسه کتب سینمایی خودنمایی می‌کرد. دو کتاب نفیس درباره فیلم راننده تاکسی مارتین اسکورسیزی. کتابی که تنها چند نسخه محدود از آن در دنیا موجود است و یکی از آن نسخه‌ها درست همین جا بود. در تهران.

باورش کمی سخت است اما حقیقت داشت. نوجوان‌های ١۵، ١۶ ساله پینک فلوید را خیلی خوب می‌شناختند. درست است که این گروه در سال ١٩۶۵ تشکیل شده و حالا سال ٢٠١٨ است. به قول یکی از همین نوجوان‌ها، چه ربطی دارد! از جلد کتاب‌ها عکس می‌گرفتند و ساعت‌ها در جلوی قفسه‌ها می‌نشستند و با دوستان‌شان کتاب ورق می‌زدند و بلند بلند ترانه‌های پینک فلوید را می‌خواندند و اما گروه‌هایی چون متالیکا، نیروانا و ریدیوهِد در بخش کتاب‌های به اصطلاح «ممنوع» پشت قفسه‌ها خاک می‌خوردند. هر نوجوانی که سراغ آنها را می‌گرفتند از نظر پرسنل غرفه انگار کلمه خیلی بدی به زبان آورده. باید اول سر تا پای نوجوان بررسی می‌شد و بعد در خلوت‌ترین گوشه پنهان غرفه می‌نشست درحالی که سه، چهار پرسنل جلوی او ایستاده بودند تا او اجازه ورق زدن پیدا می‌کرد؛ اما او دلیل این همه سختگیری را اصلا نمی‌فهمید. اینطور بود که می‌توانست از چشم سانسورچی‌های نمایشگاه در امان بماند. اشاره به جمع‌آوری توپ هری پاترو چوب جادویی‌اش که در زمره اسباب‌بازی‌ها قرار می‌گرفت خالی از لطف نیست که از نظر جناب سانسورچی‌ نماد ترویج فرهنگ جادوگری بین نوجوانان بود!

فروش مجموعه رمان ترانه یخ و آتش آنقدر زیاد بود که قابل‌توجه است. نخستین کتاب این مجموعه بازی تاج‌وتخت (گیم آو ترونز) نام دارد. خیلی‌ها به دنبال نقشه وستروس می‌گشتند و مرتب سوال می‌کردند: «می‌شه تو انبار رو ببینین؟» و ما مدام تکرار می‌کردیم «موجود نیست»؛ اما وستروس کجاست؟ داستان سریال گیم آو ترونز عموما در قاره وستروس رخ می‌دهد. وستروس بی‌شباهت به قاره امریکای جنوبی نیست با مساحتی در حدود ٧ میلیون مترمربع که بخش‌های زیادی از آن هنوز کشف نشده. بخش شمالی‌اش بسیار سرد است و بخش‌های زیادی از آن هنوز کشف نشده. عموما در این سرزمین فصل‌ها نظم خاصی ندارند. ١٠ سالی است که تابستان است. مردم از آمدن زمستان می‌ترسند. چراکه ممکن است به همین درازا باشد. در روزهای آخر نمایشگاه قیافه سرباز وظیفه‌ای که تا کمر خم‌شده بود و در حال خواندن کتاب بازی تاج‌وتخت بود هنوز در خاطرم است.

باوجود تمام کاغذهایی که از طرف نمایشگاه کتاب به درودیوار چسبانده شده بود، مبنی بر فروش دلار به نرخ ۴٢٠٠، یورو ۵٢٠٠ و پوند ۶٩٠٠؛ اما کتاب‌ها به نرخ ارز روز به فروش می‌رسید. یادم می‌آید یکی از روزها، از صبح تا غروب هرچند دقیقه یک‌بار از فاصله قفسه معماری تا نقاشی تا سینما تا انیمیشن به فاصله چند دقیقه یک‌بار قیمت‌ها تغییر می‌کرد. اگر کسی کتاب پینک فلوید را صبح ٢۵۴ هزار تومان خرید که خرید وگرنه نرخش نزدیکی‌های غروب به ٢٨٠ هزار تومان افزایش پیدا می‌کرد. اگر کتاب هری پاتر ٨ پوند است با پوند ٨٠٠٠ تومان، ۶۴٠٠٠ تومان می‌شود که با ٢٠ درصد تخفیف نمایشگاه تا پنجاه‌ویک هزار تومان می‌رسید. از همه فجیع‌تر اینکه روزی که پوند به ٩ هزار تومان رسید، کتاب‌ها با همان نرخ فروش رفت. گاهی احساس می‌کردم در صرافی یا طلافروشی کار می‌کنم نه در بخش ناشران خارجی نمایشگاه کتاب. این در حالی است که بعد از اعتراض تعداد زیادی از خواننده‌ها، درست در روز آخر کتاب‌ها را با پوند ۵٢٠٠ ارایه دادند. این بدین معنی است که بسیاری از خواننده‌ها که در روزهای قبل کتاب خریده بودند بدجوری ضرر کرده بودند!

به‌هرحال نمایشگاه کتاب است و شگفتی‌های خودش را دارد. یاد حرف دوست فرهیخته‌ام افتادم که می‌گفت یک مستندساز باید به هر گوشه‌ای سر بزند!

باوجود تمام کاغذهایی که از طرف نمایشگاه کتاب به درودیوار چسبانده شده بود، مبنی بر فروش دلار به نرخ ۴٢٠٠، یورو ۵٢٠٠ و پوند ۶٩٠٠؛ اما کتاب‌ها به نرخ ارز روز به فروش می‌رسید./اعتماد

به این مطلب امتیاز دهید:
12345
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top