هنر پوچ - رسانه انقلاب

هنر پوچ

نگاهی به تولید آثار هنری سیاه اجتماعی

آسیب‌شناسی اجتماعی در آثار هنری روشن‌فکران غالباً از بیان صورت مسئله فراتر نمی‌رود. ایشان همواره در پاسخ به این پرسش که «چرا تنها فضای چرک و نکبت‌بار را تصویر می‌کنید؛ بی آنکه راه‌حلی ارائه کنید؟» پاسخ می‌دهند، وظیفه ما صرفاً طرح مسئله است؛ اما باید پرسید «وظیفه» شما را چه کسی مشخص می‌کند که حالا «حد وظیفه» را صرفاً در طرح مسئله می‌دانید؟ کمترین مسئولیت هنرمند توجه به «انسانیت» است. آیا انسانیت اقتضاء می‌کند که فضای عمومی جامعه را پر از تباهی و سیاهی نشان دهیم، مخاطبین خود را افسرده کنیم و هیچ سخنی از امید و راه حل نگوییم؟
شاید ریشه تولید این آثار به عالم «نیست‌انگارانه» خالقان آن‌ها بازمی‌گردد. «نیست انگاری»ای که نه تجلی وضع جامعه در هنر، بلکه تجلی نفسایت ایشان است. این آثار از متن زندگی و تفکر توده‌ای می‌جوشد که عبودیت را اسارت می‌دانند و راه گریز را در آزادی بی‌حد و حصر. آزادی‌ای که نسبتی با بی‌تعلقی ندارد. آزدی‌ای که بی‌قیدی است.
این بی‌قیدی و بی‌تعهدی انسانی باری‌به‌هرجهت و سردرگم را می‌آفریند که راهی جز خود در عالم نمی‌یابد و چون امکانات خود را محدود و دستان خود را بسته می‌بیند، عقب می‌نشیند و ناله می‌زند.
البته نباید اشتباه کرد. تمام کسانی که اثری با رنگ و بوی آثار ذکر شده خلق می‌کنند، الزاما «نیست‌انگار» نیستند. گروهی از آن‌ها در پی جوایز و تعریف‌های پرطمطراقی که این آثار به دنبال داشته، شیفته و شیدا شده‌اند و به آن سمت و سو گرایش یافته‌اند. لذا دسته اخیر هرگز اثری را در سطح دسته اول خلق نخواهند کرد. چرا که اساساً نمی‌‌توانند در وضعیت بحرانی «نیست انگاران» داخل شوند.
نیست انگاری وضع انسانی است که جز خود را نمی‌بیند.

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top