هنر و سکولاریسم - رسانه انقلاب

هنر و سکولاریسم

آیا هنر می‌تواند سکولار باشد؟

عموما سکولاریسم را جدایی دین از سیاست معنا کرده‌ا‌ند و لابد هرکس که دین را از سیاست در عقیده و عمل جدا نداند، پرونده سکولاریست بودن خویش را بسته است. اما نقطه بحرانی سکولاریسم در اعتقاد یا عدم اعتقاد به نقش و نقشه سیاسی دین نیست. سکولاریسم درست در آنِ «شناخت» و «کیفیت شناخت» متولد می‌شود. حال با این مقدمه که هنر نحوه‌ای از شناخت است می‌توان پرسید که آیا هنر هم می‌تواند سکولار باشد؟
تکلیف شناخت عقلانی و نسبت آن با سکولاریسم روشن است. وقتی در شناخت عقلانی، عقلانیت از تعهد خود خارج می‌شود و یکه‌تازانه و متهورانه با نسیان کاستی‌های خویش قدم در عرصه شناخت می‌گذارد، در دام سکولاریسم گرفتار می‌آید. حتی پیش از آنکه سخنی از سیاست در میان باشد.

اما ماجرای سکولاریسم در «شناخت هنری» وضع دیگری دارد. شناخت در هنر به غایتْ امری «شهودی» است. هنرمند در عصر خود و در موقعیت خود، متفاوت از فیلسوف در جهان «حاضر» می‌شود و ماجرای این حضور را در اثر خویش روایت می‌کند. پس ابتدائا بی‌شهودی در هنر و اثر هنری منتفی است. به تعبیر دیگر، «هنر» در انسانی که فهمی از «وضع خود در عالم» ندارد، امکان تحقق نمی‌یابد. امکان هنر در این فهم نهفته است.

نسبت هنرمند با فهم و شهودش نسبتی مستقیم نیست. هنرمند به واسطه کیفیت حضور خود در عالم، آن را فهم می‌کند. هنرمند می‌تواند مشرکانه عالم را بفهمد یا موحدانه. و این کیفیت حضور اوست. لذا اگر سکولاریسم را فهم و شناخت مشرکانه و کافرانه از عالم بفهمیم، می‌توان از سکولاریسم هنری یا هنر سکولار سخن گفت.

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top