معرفی مجموعه شعر «کاخ سعدآبادی» - رسانه انقلاب

معرفی مجموعه شعر «کاخ سعدآبادی»

سعدابادی

به گزارش رسانه انقلاب آن‌قدر دلیل وجود دارد که بتوان سر را بالا گرفت و با صدایی بلند و رسا فریاد زد: (ما در دوره‌ی دیگری از افول شعر فارسی به سر می‌بریم). اگر از مخاطبان جدی و متفکر ادبیات باشید و برای شنیدن شعر، سری به انجمن‌های ادبی بزنید یا چند کتاب شعر را تورق کنید و انصاف را میانجی قرار دهید، با آنچه در ابتدا مبنی بر افول شعر بیان شد موافق خواهید بود، چرا که مدت‌هاست قلمرو شعر به تصرف متشاعران مجازی درآمده، افرادی که برای شاعر بودن هیچ زحمتی را متحمل نمی‌شوند، نقد و نظری نمی‌شنوند و تنها ملاک قدرت خود را تعداد پسند‌های مجازی می‌دانند.

شرایط حاضر با وجود تمام نگرانی‌ها برای من خوشحال کننده است، زیرا احساس می‌کنم خانه‌ی شعر آنقدر آلوده شده که صاحب آن به زودی دست به خانه تکانی خواهد زد و هر چیز اضافه‌ای را در زباله دانی خواهد ریخت، چرا که شعر موجودی زنده‌ است و نمی‌تواند نسبت به آن‌چه حیات او را تحت تاثیر قرار می‌دهد بی تفاوت باشد، شاهد هم آن که گاهی دستی از آستین بیرون می‌آورد و نشانه‌ای نمایان می‌سازد تا ثابت کند چشم را بر آنچه در سرزمینش می‌گذرد نبسته و منتظر فرصتی مناسب است تا پهلوانی دیگر را به دنیا بیاورد. مجموعه‌ی ” کاخ سعدآبادی” اثر جدید مجید سعدآبادی، یکی از همان نشانه‌هاست که مادرِ شعر سر راه گذاشته تا با خواندن آن مطمئن باشیم هنوز هم این سرزمین سربازان خود را دارد، سربازانی که حتی با گلوله‌های برفی، به حراست از دارایی خود می‌پردازند و خبر می دهند از بزرگانی که در زمانی مناسب می‌آیند و بر تخت ادب تکیه خواهند زد. چرا که همیشه قبل از رسیدن به ساحل، این جزیره‌ها هستند که به چشم می‌آیند.

«کاخ سعد‌آبادی» هفتمین اثر و نتیجه ی یک دهه از زندگی مجید سعدآبادی است، با تمام فراز و فرودهای تلخ و شیرینش، شعرهایی که برای من، طعم اشک‌های میدان هفت حوض را دارند و برای شاعر، عطر خنده‌های خانه‌ی هنرمندان. شعرهایی که در آن‌ها نه خبری از نظریات ارسطو در مورد شعر به گوش می‌خورد، نه کلمات عجیب و غریبی مانند: ژوژمان و کازابلانکا در آن‌ها می‌یابید، و نه شاعر برای خودباسواد نمایی به دامان اسامی دهان پرکنی چون “راسکل نیکف” و “داستین هافمن” چنگ زده. سعدآبادی از آنچه هست و آز آنچه دیده سخن می‌گوید، از شمع‌هایی که در امامزاده حسن روشن کرده تا آن‌ها را از مرگ نجات دهد، از فاتحه‌هایی که با منت برای دیگران خوانده و از لقمه‌های نان دست‌پیچ مادرش که با خود به مدرسه برده است.
به دور از هر نقد و نظری در مورد “کاخ سعدآبادی” و تنها برای معرفی آن می‌توان گفت این اثر نشانه‌ای از تلاش شاعر آن است برای جدا سازی خود از جریان‌های روزمره و نخ‌نمای شعر امروز و دلیل بر مدعا هم مضامین و موضوعات بکر، ملموس و اصیل آن است که سعدآبادی برای دست‌یابی به آن‌ها زمان بسیاری را صرف کرده و به جای نشستن پشت تریبون‌های روشن فکری و صدور نظریات تهی از پس دود سیگار، ترجیح داده لباس کارگری ادبیات را به تن کند تا به دیگران بقبولاند برای شاعر بودن باید کلمه بود، نه کلمه باز.

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top