روحانی چگونه در انتخابات رای آورد؟ اطلاعات چگونه وارد مغز می‌شود-رفتار- رسانه انقلاب

روحانی چگونه در انتخابات رای آورد؟

مدیر تولید محتوا ستاد آقای روحانی از روش جریان سازی در ذهن مخاطب می‌گوید!

رسانه انقلاب: چهارمین همایش بین المللی مدیریت رسانه در تاریخ ۸ آبان ۹۶ در دانشگاه صدا و سیما برگزار شد. در یکی از نشست‌های این همایش، دکتر حسین خطیبی پژوهشگر حوزه رسانه، پیرامون موضوع «جریان سازی در ذهن، با نقطه‌گذاری مفهومی» طرح بحث کردند. در ادامه به مشروح نظرات ایشان می‌پردازیم.


جریان سازی در ذهن، با نقطه‌گذاری مفهومی

 دکتر حسین خطیبی

دکتر حسین خطیبی

به طور خلاصه آنچه بنده می‌خواهم بگویم این است که اطلاعات چگونه وارد مغز می‌شود، درک چیست، درک و اطلاعات چگونه منجر به رفتار می‌شود، تغییر رفتار چیست و چگونه تغییر رفتار امکان‌پذیر است، حافظه کجاست و چیست و چه قسمت‌هایی دارد، نقاط مفهومی در ذهن ما به چه معنی است. نظریه را معرفی خواهم کرد و بعد یک مثال عملی درباره این نظریه می‌گویم. البته این نظریه که خدمت شما اعلام می‌کنم در دوران انتخابات چون مدیر تولید محتوای ستاد دکتر روحانی بودم، به بوته نقد و عمل گذاشته شد و بعد از آن توانستیم بگوئیم این فرضیه نیست و نظریه است.

نظریه جریان سازی در ذهن از طریق نقطه‌گذاری مفهومی است. از اسم آن معلوم است که می‌خواهیم جریان‌سازی در ذهن یک فرد یا در ذهن اجتماع به مثابه یک شخصیت انجام دهیم. البته گاهی مواقع یک آدم حقیقی داریم و گاهی یک شخصیت حقوقی داریم که یک سازمان، ملت یا یک جهان است. بر این اساس، نگاه ما این است که چگونه می‌شود جریان سازی در ذهن از طریق‌ نقطه‌گذاری‌های مفهومی انجام داد.

از لحظه‌ای که به دنیا آمدیم هیچ اطلاعاتی در ذهن ما نبوده است. فقط اطلاعات ژنتیک وجود داشت که با این اطلاعات هم حتی نمی‌شد ادامه حیات داد. اطلاعاتی که جز شیر خوردن، تنفس و صداهای نامشخص درآوردن نبود. وقتی گوشه صورت نوزاد را لمس می‌کنید برمی‌گردد چون فکر می‌کند باید شیر بخورد. این غریزی است و اطلاعات نیست. هر نوزادی در هر جای جهان به دنیا می‌آید این غریزه را دارد. اگر انگشت خود را در دست نوزاد بگذارید انگشت شما را می‌گیرد، ربطی به اطلاعات ندارد. به محض این که به دنیا آمد به طور غریزی این حرکت را انجام می‌دهد.

الان من به شما می‌گویم تلگرام، درک می‌کنید. می‌گویم اینستاگرام، شما درک می‌کنید ولی اگر بگویم تلگراف درک نمی‌کنید و در ذهن می‌گویید چون شبیه تلگرام است یک چیزی در همان فضا است.

نمایشگاه چقاشی را نمی‌فهمید اما نقاشی را درک می‌کنید. گفتیم حتماً چیزی شبیه به آن است. فرد با چکش نقاشی کرده بود. دو چیزی که در ذهن شما وجود داشته را درک می‌کنید. اگر می‌گفتم رقاشی، شما متوجه نمی‌شدید و اگر می‌گفتم با رقاش نقاشی می‌کنم باز متوجه نمی‌شدید چون درکی از رقاش نداشتید. یعنی درکی از یک مفهوم وجود ندارد.

درک بر اساس تجربیات مرجع است. یک چیزی به شما نشان دادند و گفتند آتش! بعد گفتند می‌سوزید. تجربه مرجع شما درباره آتش این است و همیشه می‌فهمید. اگر به یک بچه دو ساله بگوئید چاقو متوجه می‌شود ولی بگوئید فلسفه وجودی، اقدامات بنیادین نمی‌فهمید چون هنوز تجربیات مرجعی درباره فلسفه وجودی و اقدامات بنیادین ندارد. تجربیات مرجع شما از نظام ارزشی یک درکی داشته است. وقتی گفتم چقاشی درکی نداشتید ولی الان که می‌گویم همه درک می‌کنید. یعنی این درک باعث شد تجربیات مرجع کامل شود. پس از این به بعد هر وقت به شما گفتند چقاشی، درک می‌کنید که نقاشی با چکش است. خود این مسیری که از درک می‌آید تجربیات مرجع را کامل‌تر می‌کند.

۹۰ درصد رفتارهایی که شما دارید و همه ما در طول روز انجام می‌دهیم در طول این چند سال اخیر به ما وارد شده است… صبح قبل از شستن صورت تلگرام را چک می‌کنیم. این تغییر رفتار است که یک اپلیکیشن در شما ایجاد کرده است.

تغییر رفتار چیست؟
تغییر رفتار بکار بردن شیوه‌های علمی برای اصلاح و بهبود از طریق کنترل و تغییر محیط است. یک مورد این است که تغییر محیط دهیم. الان اگر فضا را گرم کنند رفتار ما عوض می‌شود. رفتار نشستن ما عوض می‌شود. مورد دیگر تغییر سوژه در در ذهن مخاطب است. من از شما خواستم و یک سوژه ایجاد کردم که نفس عمیق بکشید و شما بر اساس آن سوژه این کار را انجام دادید. رفتار بر اثر یک فرمان یا درخواست بیرونی انجام شد.

تغییر رفتار کاملاً قابل انجام است. ۹۰ درصد رفتارهایی که شما دارید و همه ما در طول روز انجام می‌دهیم در طول این چند سال اخیر به ما وارد شده است. رفتاری که با تلفن همراه داریم، رفتاری که در رختخواب موقع خواب داریم. در قدیم قبل خواب تلگرام را چک نمی‌کردیم اما الان قبل خواب تلگرام را چک می‌کنیم. صبح قبل از شستن صورت تلگرام را چک می‌کنیم. این تغییر رفتار است که یک اپلیکیشن در شما ایجاد کرده است. خیلی از اپلیکیشن‌ها باعث شده از ذهن خود برای پیدا کردن راه استفاده نکنیم. راه خانه را هم اپلیکیشن به ما می‌گوید. سبب تغییر رفتار ما شده است. البته چون این تسهیل‌کننده بود تغییر رفتار اتفاق افتاده است. اگر هر زمان که تلگرام را نگاه می‌کردید چیز به‌درد بخوری را نشان نمی‌داد برای شما این عادت ایجاد نمی‌شد. کار دیگری انجام می‌دادید. چون منافعی، چه مثبت و چه منفی و چه عاطفی و چه روانی و چه واقعی، از آن دریافت می‌کنید بنابراین درگیر این شبکه اجتماعی شدید.پس تغییر رفتار امکان‌پذیر است و ما به عنوان کسانی که علوم ارتباطات کار می‌کنیم یکی از اهداف‌ ما این است که تغییر رفتار را در ذهن مخاطب ایجاد کنیم.

در صورتی که نقاط مفهومی را در جاهای مختلف ذهن به صورت آگاهانه قرار دهیم و به صورت آگاهانه آنها را به هم وصل کردیم مخاطب را در فضایی قرار می‌دهید که کاملاً تحت تاثیر این نقاط شما است. هر سو را نگاه می‌کند این مفاهیم را می‌بیند و اساساً چاره‌ای ندارد جز این که بر اساس مهندسی شما حرکت کند.

بایگانی اطلاعات در ذهن چطور انجام می‌شود؟
شما سه حافظه دارید؛ حافظه حسی، حافظه کوتاه‌مدت و حافظه بلندمدت است.حافظه حسی سریع‌ترین حافظه شما است. اگر دست خود را رو به منبع نور نگه دارید و به دست خود نگاه کنید بعد از این که دست خود را کنار بکشید و به جای دیگر نگاه کنید سایه‌ای از دست خود در انتهای چشم خواهید دید و این حافظه حسی شما است. هدف ما این است که نقاط مفهومی را در ذهن مخاطب جا دهیم که یک یادگیری در جایی اتفاق افتد. فکر کنید ذهن شما همانند کتابخانه می‌ماند. هر قسمتی از ذهن شما مسئول یک چیز است. کتاب‌های ادبی، کتاب‌های سیاسی، هنری، نقاشی، زبان و غیره وجود دارد. یعنی این مدل را در ذهن خود این طور در نظر بگیرید که بخش‌های مختلف دارد.

اگر نقطه‌گذاری مفهومی در ذهن مخاطب انجام دهید همانند نقطه‌گذاری که الان انجام دادیم و ۸ نقطه در ذهن مخاطب خود ایجاد کردیم، این ۸ نقطه در ۸ بخش مختلف مغز مخاطب ما قرار گرفته است و اگر تکرار شود آن ۸ نقطه مستحکم می‌شوند. کسی نمی‌دانست من این ۸ نقطه را برای چه اینجا گذاشتم. من خودم می‌دانستم این ۸ نقطه را برای این گذاشتم که بعداً این ۸ نقطه را به هم وصل کنم.
با اتصال این ۸ نقطه که هر کدام یک نقطه مفهومی است، نقاط مفهومی در ذهن مخاطب ایجاد می‌کنیم. همانند کلمه‌ای که به شما یاد دادم. نقاط مفهومی دیگر در جاهای مختلف می‌توانید ایجاد کنید. با اتصال اینها به یکدیگر مفاهیم جدید اتفاق افتاد. من گفتم چقاشی یعنی نقاشی با چکش است بنابراین دو نقطه مفهومی را به هم متصل کردم.
اتصال اینها می‌تواند باعث شود اینها ماندگارتر شوند. اگر طور دیگری اینها را به هم اتصال دهیم شکل دیگری در ذهن مخاطب ایجاد می‌شود. یعنی مفاهیم دیگری ایجاد می‌شود. اگر به شما بگویم چقاشی کار کمال‌الملک است یعنی یک نقطه مفهومی دیگر اضافه کردم که از قبل می‌شناختید. چکش، نقاشی و کمال الملک را می‌شناختید بنابراین اینها را به هم وصل کردم. اگر باز هم به هم وصل کنم این نقاط به صورت حجم مفهومی در خواهد آمد که شما را در خود احاطه می‌کند و شما به یک آموزش و باوری می‌رسید که بتوانید تغییر رفتار دهید.

سریالی که در ماهواره نشان می‌دهد نقطه مفهومی ایجاد می‌کند، نقطه مفهومی را به هم وصل می‌کند، بنابراین مخاطب تحت یادگیری جدید قرار می‌گیرد و به آن اعتیاد پیدا می‌کند و مرتب باید ببیند. این نقاط مفهومی را ایجاد کرده تا به هدفی برسد و می‌داند چه می‌کند.

شما به عنوان دانشمندان علوم ارتباطات در رسانه‌ها نقطه مفهومی ایجاد می‌کنید و به هم وصل می‌کنید، مخاطب گمان می‌کند در فضای عمومی قرار گرفته است. بنابراین خلاصه نظریه این است، در صورتی که نقاط مفهومی را در جاهای مختلف ذهن به صورت آگاهانه قرار دهیم و به صورت آگاهانه آنها را به هم وصل کردیم مخاطب را در فضایی قرار می‌دهید که کاملاً تحت تاثیر این نقاط شما است. هر سو را نگاه می‌کند این مفاهیم را می‌بیند و اساساً چاره‌ای ندارد جز این که بر اساس مهندسی شما حرکت کند.

با ایجاد نقطه مفهومی و فضای مفهومی می‌توانید جریان سازی ذهنی کنید. می‌خواهید سریال بسازید به جریان‌سازی ذهنی فکر کنید. می‌خواهید مقاله در رسانه بنویسید، می‌خواهید وبلاگ بنویسید؛ چهار نقطه را کنار هم بگذارید و حجم مفهومی ایجاد کنید والا مقاله شما اثر نمی‌کند.

به این مطلب امتیاز دهید:
12345
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top