سینما و پدر خوانده هایش - گفتگویی با صادق کوشکی در خصوص فضای رقابتی سینما - رسانه انقلاب

سینما و پدر خوانده‌هایش

گفتگویی با دکتر صادق کوشکی در خصوص فضای رقابتی سینما

صادق کوشکی- سینما و پدر خوانده هایش

رسانه انقلاب: هفته‌ها و ماه‌های گذشته شاهد اکران چند فیلم قدرتمند و با ارزش انقلابی بودیم که به طور عجیبی با بی توجهی مسئولین و عدم حمایت های لازم مواجه شدند. در این رابطه گفتگویی با دکتر «صادق کوشکی»، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران انجام دادیم تا به علل و ریشه های این موضوع پی ببریم.

به عنوان سوال نخست، چرا فیلم‌هایی مثل «ویلایی‌ها» و «نبرد خلیج فارس ۲» به اندازه کافی از سوی مسئولین حمایت نشد؟
صادق کوشکی : خوشبختانه علی‌رغم همه فشارها و نامهربانی‌ها و مانع تراشی‌هایی که در فضای فرهنگی وجود دارد و حتی وزارت فرهنگ و ارشاد در خصوص کارهایی که گرایش‌هایی به ارزش‌های انقلاب اسلامی دارند و به دنبال قرار گرفتن در چهارچوب سینمای انقلاب اسلامی هستند نشان می‌دهد، علی‌رغم همه این مشکلات هنوز هم شاهد بارقه‌ها و تلاش‌هایی هستیم که نشان می‌دهد این عرصه هنری و مشخصاً سینمای انقلاب اسلامی یک نهالی است که ریشه‌های جدی دارد و تلاش می‌کند شاخه و برگ بدهد و به یک درخت تناور تبدیل بشود. در این راستا در سال جاری شاهد اکران دو کار بودیم. یکی انیمیشن «نبرد خلیج فارس ۲» و دیگری کار «ویلایی‌ها». منتها آن نامهربانی‌ها و فشارهایی که گفتیم متأسفانه شامل حال هر دوی این فیلم‌ها شده است. یعنی این دو کار در اکران چنان غریب و مظلوم واقع شده‌اند، و این بی‌مهری از زمان جشنواره و نیز قبل از جشنواره فجر با سیاست‌های غلط وزارت ارشاد طراحی شده و این باند مافیایی حاکم بر سینمای ایران، باند پدرخوانده‌های حاکم بر سینمای ایران هستند که اگر بخواهند فیلمی در واقع رو بیاید و دیده شود این کار را می‌کنند و اگر بخواهند فیلمی را محروم بکنند این کار را نیز می‌توانند بکنند. در واقع می‌توانند به راحتی فیلمی را منزوی بکنند و این پدرخوانده‌ها با بسیاری از فیلم‌های مطلوب این کار را کرده‌اند و کاری کرده‌اند که آن‌ها هیچ شانسی برای فروش و دیده شدن نداشته باشند. پدرخوانده‌هایی که هم بر وزارت ارشاد نگاه خودشان را دیکته می‌کنند و وزارت ارشاد را تابع خودشان کرده و می‌کنند و هم بر نشریات سینمایی و حتی بر برنامه‌های صدا و سیما نفوذ دارند. همان طور که کار یتیم خانه ایران آقای ابوالقاسم طالبی که شاید اولین فیلم جدی ضد انگلیسی در تاریخ ایران بود را در سال گذشته قربانی کردند. امسال هم شاهد بودیم فیلم «نبرد خلیج فارس ۲» که جز کارهای قدرتمند بود و می‌توانست اثر فاخر سینمایی و فنی حساب شود و می‌توانست یک برند برای جمهوری اسلامی باشد و حتی در دنیا دیده شود، این اثر را متأسفانه طوری قربانی و ذبح کردند که حتی در ایران هم دیده نشد. جالب است زمانی که این فیلم در اکران بود، آموزش و پرورش بچه‌ها را به دیدن فیلم‌هایی می‌برد که این فیلم‌ها نه مناسب بچه‌ها بود و نه اساساً ربطی به آموزش و پرورش داشت. فیلم‌هایی که شرم‌آور بود که بچه‌های دبستانی به دیدن چنین فیلم‌هایی بروند؛ اما متأسفانه آموزش و پرورش حاضر نبود بچه‌ها را برای دیدن فیلم حماسی نبرد خلیج فارس ۲ به سینما ببرد. این نشان می‌دهد که این باندهای مافیایی تا کجا نفوذ کرده‌اند. فیلمی که برای کودکان است دیده نمی‌شود و از آن طرف بچه‌ها در مدارس باید به تماشای فیلم‌هایی بنشینند که اصلاً مناسب سن‌شان نیست و برای آن‌ها حتماً بدآموزی اخلاقی دارد. این ماجرا برای فیلم ویلایی‌ها هم رخ داد. این فیلم یک برش خیلی نزدیک به واقعیت از دفاع مقدس بود و در مورد کسانی روایت می‌کرد که نقش‌شان در دفاع مقدس دیده نشده یا کمتر دیده شده است. از آن جایی که کارگردان اثر یک خانم بودند تلاش ایشان برای نشان دادن این برش از واقعیت تلاش قابل تقدیری بود و در واقع آن دقت زنانه‌ای که کارگردان داشته در اثر قابل مشاهده بود. هر چند به عنوان یک کار اول سینمایی حتماً نقاط ضعف و نقصی داشت که قابل چشم پوشی هستند. در درجه اول دنبال چنین موضوعی رفتن و تصویر کردن چنین موضوعی خودش یک همت بلند می‌خواهد و باید به کارگردان و عوامل این کار تبریک و آفرین گفت که چنین قدمی را برداشته‌اند. در واقع یکی از انسانی‌ترین کارهای ژانر دفاع مقدس را که نقش زنان را در دفاع مقدس بازگو می‌کند، قشری که واقعاً غریب و مهجور در دفاع مقدس مانده‌اند و دیده نشده‌اند، این کار سعی می‌کند بخشی از آن برش‌های حضور انسانی زنان در دفاع مقدس را به نمایش بگذارد و از این نظر کار قابل تقدیری است. ولی باز این کار هم دچار همان مشکلاتی که عرض کردیم شده است و این جاست که بایستی آن دستگاه‌هایی که به دنبال حمایت سینمای انقلابی‌اند وارد عمل بشوند. نه با دادن یارانه مستقیم به چنین کارهایی، بلکه تلاش برای دیده شدن این کارها در قالب اکران‌های مردمی، در قالب دعوت جامعه متدین به تماشای چنین فیلم‌هایی و البته همه مردم ایران. همه نیاز دارند چنین کارهایی را ببینند و با هویت خودشان و با حماسه تاریخ‌شان آشنا بشوند و اینجاست که باید دستگاه‌هایی که به نوعی خود را دلسوز و صاحب دغدغه در هنر انقلاب اسلامی می‌دانند، تلاش کنند که این فیلم‌ها مهجور نشوند. یعنی همان طور که پدرخوانده‌ها تلاش می‌کنند که این آثارِ با شرافت، مهجور و منزوی بشوند، آن دستگاه‌ها و جریان‌ها و اشخاصی که در مورد سینمای انقلاب اسلامی دغدغه دارند تلاش کنند که این آثار از انزوا بیرون بیایند و دیده بشوند. آن وقت است که ما شاهد رشد بیشتر نهال قدرتمند سینمای انقلاب اسلامی ان شاءالله خواهیم بود.
گاهی شاهد بودیم که خیلی از افراد در فیلم اولشان یک موضوع ارزشی و انقلابی انتخاب می‌کنند و خیلی هم خوب به جلو می‌برند؛ اما به تدریج آن انگیزه‌ها را از دست می‌دهند و وارد همین فضای رایج فیلم‌هایی که در حال حاضر داریم می‌شوند. اگر بخواهیم آسیب شناسی بکنیم به نظر شما دلیل این مسأله چیست؟
صادق کوشکی : وقتی که یک فردی به عنوان کار اول می‌آید و تلاشش را در راستای ارزش‌های انقلاب اسلامی می‌کند، چون کارش دیده نمی‌شود و قربانی می‌شود، این فرد که زحمات بسیاری کشیده، ممکن است واقعاً کم بیاورد و مجبور بشود که بر مدار میل پدرخوانده‌های سینما عمل کند تا کارهای بعدی‌اش دیده شوند. به همین خاطر است که بعضی‌ها را این پدرخوانده‌ها در همان کار اول چنان بالا می‌برند که ستاره می‌شوند و بعضی را چنان زمین می‌زنند که دیده نمی‌شوند. این که چرا بعضی‌ها کار اولیه‌شان کارهای ارزشمندی است و در خدمت انقلاب اسلامی و در خدمت تاریخ و هویت جمهوری اسلامی است، ولی کارهای بعدی‌شان از این هدف فاصله می‌گیرد، فشار شدید پدرخوانده‌ها و مافیای حاکم بر سینمای ایران است.
بعضی سعی می‌کنند که این را بر فیلم‌سازان القاء کنند که اگر وارد فضای ارزشی بشوند فیلم‌شان فروش نمی‌کند و مخاطب ندارد و مردم استقبال نمی‌کنند. این را چه طور ارزیابی می‌کنید؟
صادق کوشکی : این پدرخوانده‌ها هستند که چنان بلایی بر سر آن کار اول می‌آورند که دیده نشود، فروش نکند و مهجور بماند و هنر آن هنرمند نادیده گرفته شود و به عنوان یک هنرمند از او تقدیر نشود و مورد توجه قرار نگیرد. این کاری است که تیر خلاص را به هنرمند وارد می‌کند. هنرمندان افرادی قوی نیستند، بلکه افراد ظریف و حساسی‌اند و طاقت بی‌مهری را ندارند. وقتی این چنین بی‌مهری و بی‌توجهی می‌بینند و متوجه می‌شوند که این بی‌مهری و بی‌توجهی عمدی است در صورتی که آنها در کارشان کم نگذاشتند و مشکل از کار نیست و مشکل آن جایی است که این کار به مذاق پدرخوانده‌های سینمای ایران خوش نیامده، به همین خاطر ممکن است برنجند و این فکر را بکنند که این راه را نباید دنبال می کرده و باید از همان جا مسیرشان را تغییر بدهند. این اتفاق افتاده است و حتی در گذشته هم رخ داده است و این فشارها کاملاً محسوس است. حال ممکن است ما کارگردانی داشته باشیم که خیلی صبور باشد مثل آقای ابوالقاسم طالبی. با توجه به این که کارهای ایشان کارهای قابل تقدیری است، مخصوصاً چند کار آخر ایشان. در کل این نوع کارها با بی‌مهری تمام مواجه می‌شوند و طبیعی است که بسیاری از افراد نتوانند چنین صبری را به خرج دهند. از آن طرف نکته‌ای هم که وجود دارد این است که صدا و سیما نیز خواسته یا ناخواسته از پدرخوانده‌ها تبعیت می‌کند. یعنی مثلاً فیلمی مانند ” آقای رئیس جمهور ” که کار آقای طالبی بود هنوز در تلویزیون نشان داده نشده و نمیدانیم چرا. کم نیستند فیلم‌های ارزشمندی متعلق به کارگردان‌های انقلاب اسلامی که اینها در تلویزیون نشان داده نمی‌شود و نمی‌دانیم چرا. در عوض آثاری مثل نارنجی‌پوش و امثالهم و آثار پدرخوانده‌ها و آثاری که مورد توجه پدرخوانده‌ها است با پول بیت‌المال خریداری می‌شود و از تلویزیون پخش می‌شود. اما آثار ارزشی که در خدمت سینمای انقلاب است حتی مورد بی‌مهری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران قرار می‌گیرد و این هم یک گلایه جدی است و مدیران ارشد صدا و سیما باید پاسخگوی این مسئله باشد. کم نداریم آثار ارزشمندی که در حوزه سینمای انقلاب اسلامی قرار می‌گیرد، ولی آثار مهجوری هستند و دیده نشدند. از گذشته تا به امروز چنین آثاری را داریم. به عنوان مثال فیلم آقای رهبر قنبری که اولین فیلم ایشان بود که روحانیت را به زیباترین شکل ممکن به تصویر کشید. این اثر اصلاً از تلویزیون پخش نشد و به نمایش درنیامد. چرا و به چه دلیل؟ اگر بخواهیم کارهای شاخص و ارزشمندی که بچه‌های انقلاب ساختند و از تلویزیون پخش نشد و حتی تلویزیون برای نمایش آنها پا پیش نگذاشت را بشماریم به تعداد قابل توجهی می‌رسیم. اینها سؤال‌هایی هستند که مسئولین رسانه ملی لطف کنند و پاسخ بدهند که چرا چنین کارهایی پخش نمی‌شوند؟ یک مورد عجیب هم هست و برای من خیلی جای سؤال است. فیلمی را مجموعه آقای سعید حاجی میری سال‌های اول انقلاب در خصوص جهاد سازندگی تهیه کردند و ساختند. این فیلم هیچ وقت از تلویزیون به نمایش در نیامد. ولی جالب است که این فیلم در شبکه ام بی سی دوبله شده و به نمایش درآمده است. خیلی عجیب است که چرا فیلمی که جهاد سازندگی را یک نهاد انقلابی و ارزشی تعریف می‌کند در شبکه ام بی سی دوبله می‌شود و پخش می‌شود که این شبکه متعلق به دشمنان انقلاب اسلامی است، ولی این فیلم در سیمای جمهوری اسلامی پخش نشده‌است؟ نسل امروز که فقط نام جهاد سازندگی را شنیده‌اند، باید مجاهدت این بچه‌ها را ببینند و این بخش از تاریخ انقلاب را مشاهده کنند. این هم از نکاتی است که من خیلی در مورد آن فکر می‌کنم ولی دستم به مدیران سازمان نرسیده که این سؤال را مطرح کنم که چرا چنین اتفاقی افتاده و چرا یک فیلم ارزشی در شبکه متعلق به سعودی‌ها پخش می‌شود، ولی در سیمای جمهوری اسلامی پخش نمی‌شود؟
فیلم نبرد خلیج فارس ۲ در شرایطی پخش شد که بحث مذاکرات و برجام مطرح است و از طرف دیگر رسانه‌های خارجی خیلی روی آن مانور دادند، چه تأثیری می‌تواند روی مذاکرات داشته باشد؟
صادق کوشکی : ما یک دیپلماسی عمومی داریم که متأسفانه در دولت یازدهم کاملاً برعکس شد و قربانی شد. دیپلماسی عمومی انقلاب اسلامی قربانی شد و دیپلماسی عمومی ضدانقلاب و طرفداران آمریکا و طرفداران سازش قوت پیدا کرد. دیپلماسی عمومی این نیست که کارگردان‌های خودمان را وادار کنیم به خواهش ذلیلانه از آمریکا و از آمریکا بخواهند و التماس کنند که با ما گفتگو کن. دیپلماسی عمومی این است که آثاری مانند نبرد خلیج فارس و آثاری که در دفاع از توانمندی هسته‌ای و قدرت جمهوری اسلامی است را چه در ایران و چه در سطح جهان به نمایش بگذاریم که بتواند قدرت جمهوری اسلامی را القاء کند و به نمایش بگذارد. اگر دوستان دولت یازدهم ذره‌ای دغدغه منافع ملی و امنیت ملی را داشتند، فیلمی مثل نبرد خلیج فارس باید شاخص می‌شد و حتی این فیلم از طرف ایران برای اسکار فرستاده می‌شد. ولی متأسفانه فیلمی به اسکار معرفی می‌شود که دوستان خودشان می‌دانند و به صراحت بعضی‌هایشان می‌گویند این فیلم را نمی‌توانیم در خانه‌مان به نمایش بگذاریم، چون فرزند کوچک داریم. اصلاً این فیلم چه نسبتی با ایران، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی دارد؟ باید آقایانی که فیلم فروشنده را برای اسکار انتخاب کردند، نشان بدهند. مهم گرفتن جایزه نیست. آیا به هر قیمتی جایزه گرفتن ارزشمند است؟ فیلم نبرد خلیج فارس ۲ می‌توانست نماد دیپلماسی عمومی باشد حتی اگر فیلم در اسکار به نمایش در نمی‌آمد، معرفی آن باعث دیده شدن فیلم می‌شد و می‌توانست ورق را به نفع ما برگرداند و یک نماد دیپلماسی عمومی باشد که متأسفانه چنین اتفاقی نیفتاد. دوستان مایل‌اند تصویری از ایران ارائه دهند که یک ایران ذلیل و حقیر و تو سری خور را نشان دهد و ایرانی که لیبرالیسم و ارزش‌های لیبرالیسم را پذیرفته است. همان طور که در فیلم فروشنده می‌بینیم. دوستان دولت یازدهم نشان دادند که تمایلی به نمایش تصویر قدرتمند و با صلابت و حماسی از جمهوری اسلامی ندارند.

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top