رسانه عامل تمایز کودکان دهه ۶۰ و ۹۰ - گزارشی از نشست کودک رسانه‌ای و رسانه‌ شدن کودک - رسانه انقلاب

رسانه عامل تمایز کودکان دهه ۶۰ و ۹۰

گزارشی از نشست کودک رسانه‌ای و رسانه‌ای شدن کودک

کودک و رسانه- گزارشی از نشست کودک رسانه ای و رسانه شدن کودک

رسانه انقلاب: جلسه پنجم از سلسله نشست‌های بین رشته‌ای سی‌اُمین جشنواره فیلم کودک و نوجوان با موضوع «کودک رسانه‌ای و رسانه شدن کودک» با حضور دکتر «عبدالله گیویان» (استاد دانشگاه و پژوهشگر علوم اجتماعی)، «رسول صدرعاملی» (کارگردان و نویسنده سینما)، «رامتین شهبازی» (پژوهشگر و مدرس سینما) و «محمدرضا مقدسیان» (مجری و کارشناس) در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.
در ابتدای این هم‌اندیشی «عبدالله گیویان» با اشاره به ضعیف شدن حواس پنجگانه در انسان امروز گفت: این انسان به جای اینکه در عالم واقعیات واقعی سیر بکند، در عالم واقعیت‌های رسانه‌ای سیر می‌کند. یعنی یک شکل انیمیت شده از آتش است که جای احساس واقعی آن را می‌گیرد. به عبارت دیگر به نظرم وهم‌آباد خیلی جدی‌تر برای کودکان رسانه‌ای شده موضوعیت دارد. کم‌کم کودک به جایی می‌رسد که از تمام اتفاقات پیرامون خود فقط حس مجازی دارد.
وی با اشاره به نگاه سنتی به کودک گفت: در نگاه سنتی ما کودک را یک چیز مشخص و قالب‌بندی شده می‌دانیم. لذا دائماً پای اخلاق را وسط می‌کشیم و نگران از دست رفتن آن هستیم؛ اما در طرف دیگر نگاهی وجود دارد این است که انگار هیچ کودکی وجود ندارد. هر طور شد، شد. اینها را اگر کنار هم بگذاریم به نکته آخری می‌رسیم که دوست دارم درباره آن صحبت کنیم.
آقای «رسول صدرعاملی» درباره اهمیت درک درست از واقعیت کودک و نوجوان از زوایای مختلف -از جمله مباحث رسانه‌ای- گفت: وقتی از کودک صحبت می‌کنیم باید بدانیم از کدام کودک صحبت می‌کنیم. همچنین باید بدانیم از کدام رسانه صحبت می‌کنیم. یک زمان تمام رسانه ما مجله «کیهان بچه‌ها» و نهایتاً یکی دو کانال تلویزیونی بود. پس ما تمام اطلاعاتمان را از والدین و محیط اطرافمان می‌گرفتیم.
وی ادامه داد: همین جاست که سینمای کودک و نوجوان می‌تواند خیلی موثر وارد شود. سینمایی که عملاً یک دهه است فعال نیست. کوکان امروز ما هیچ ربطی به کودکان یک دهه قبل ندارند. کودکان امروز ظواهر اعتقادی و مذهبی‌شان کم‌رنگ‌تر است؛ اما به شدت عمیق‌تر است. شفافیت و صراحت کودکان این دوره، هرچند ممکن است به بی‌ادبی بکشد نشان‌دهنده رشد و نمو یک نسلی است که دارد خود را از بدترین عارضه نسل ما -یعنی ریاکاری و دوگانه فکر کردن- خلاص می‌کند.
آقای «صدرعاملی» همچنین درباره نخ تسبیح انواع گوناگون و متفاوت کودکان این دوره گفت: آن چیزی که الآن همه کودکان از مرفه تا فقیر را به هم پیوند می‌دهد، اینترنت و اطلاعاتی است که از طریق این شبکه‌ها به آنها داده می‌شود. اشکال بزرگ در این میان، آموزش و پرورش فشل و منهدم شده ماست. اینها باید به کودکان ما یاد می‌دادند که چگونه با این پدیده‌های جدید برخورد کنند و باید به آنها آدرس‌های درست را می‌دادند. این میزان و نوع اطلاعاتی که دارد به دست کودکان ما می‌رسد، آن قدر انبوه است که هولناک می‌شود. این آموزش و پرورش سعی می‌کند بچه‌ها را در ظاهر خوب و منزه بدون توجه به عمق فکری آنها نگه دارد.
وی گفت: به همان دلایلی که گفتم، ما نسلی بودیم که همه چیز را باید خودمان کشف و پیدا می‌کردیم. از لابلای اوراق کتاب‌ها، حرف معلم، اندک رسانه‌ای که وجود داشت و…؛ اما الآن اطلاعات به وفور وجود دارد و عدم مدیریت آن است که کار را خراب کرده‌است.
در ادامه آقای «رامتین شهبازی» گفت: چون داریم درباره رسانه صحبت می‌کنیم و کارکرد رسانه روایت است، باید ببینیم برخورد کودک با روایت چیست؟ امروز نسبت به گذشته تغییری رخ داده‌است. ما باید به این سمت برویم که کودک فقط مصرف کننده روایت نباشد؛ بلکه خودش در ساخته شدن آن باید یک نوع درک و همیاری داشته‌باشد. نکته بعدی که وجود دارد بحث مهاجرت در معنای عام آن است. مهاجرت می‌تواند از یک گروه سنی به گروه سنی دیگری اتفاق بیفتد. بازه زمانی این مهاجرت برای کودک خیلی خیلی کوتاه است.
وی با اشاره به انیمیشن «درون برون» گفت: این انیمیشن بحث مهاجرت به خوبی نشان داده می‌شود؛ هم به شکل بیرونی و هم بصورت درونی. این کودک دارد درون خودش روایت را می‌سازد. اگر رسانه به او این اجازه را ندهد که این روایت را بیان کند رابطه، یک طرفه می‌شود. در روایت‌های جدید ما باید به این مسئله توجه کنیم که کودک چطور می‌تواند در داستان شرکت کند.
وی همچنین با اشاره به کودک رسانه‌ای گفت: کودک رسانه‌ای کودکی است که روایت بر او تحمیل می‌شود؛ اما آنجایی که کودک خودش به رسانه تبدیل می‌شود، جایی است که ما به کودک اجازه می‌دهیم در آن روایت دخالت داشته باشد. کودک امروز موجود بسیار عجیبی است. او دیگر پذیرنده روایت یک طرفه به هیچ عنوان نیست. برای مشارکت کودک روش‌های متفاوتی وجود دارد. آنچه مهم است این است که در این نوع نگاه دیگر چیزی بنام مرکز سازی نداریم، یعنی نمی‌توان مرکزی را ساخت و از کودک خواست هرچه آن مرکز می‌گوید، بپذیرد. شما باید امکان شنیدن صداهای مختلف را در ذهن او باقی بگذارید. ما معمولاً حتی در فیلم بلند بزرگسالمان هم، چنین چیزی را نداریم. همیشه ترجیح می‌دهیم بر اساس داشته‌های ذهنی مخاطب فیلم بسازیم به خاطر اینکه بتوانیم او را به سینما بکشانیم؛ اما این مورد در حوزه کودک از اوجب واجبات است.
در ادامه گفتگو، آقای «گیویان» درباره متغیر بودن فضای رسانه‌ای گفت: همیشه بین حالت ایستا و پویای جوامع دعوا وجود دارد. تغییر زمانی معنا دارد که شما حدی از ثبات را پذیرفته باشی. اگر همه چیز در همه حال بخواهد تغییر کند، پس هیچ چیز سر جای خودش نخواهد بود. کودک دهه نود از نظر کیفیت چقدر تفاوت دارد با کودک دهه ۷۰ یا ۶۰ ؟ به دنبال پاسخ فلسفی نیستم. می‌خواهم بگویم اگر می‌خواهم برای کودک اثری را بسازم، باید پاسخی برای این سوال داشته‌باشم. یک نفر که مربوط به یک نسل دیگر است، برای یک بچه دهه ۹۰ چه دارد؟ چه باید داشته‌باشد؟ آنچه را دارم چگونه باید عرضه کنم تا حدی از همبستگی در جامعه ثابت بماند؟ ما نیازمند رسیدن به یک تفاهم جمعی در حوزه‌ی کاری خودمان هستیم. ما تا کجا می‌باید مبادی ثابتی و نیز مبادی متحرکی را برای حرکت در حوزه کاری خودمان در نظر بگیریم. این یک وجدان حرفه‌ای و کاری است و شاید زمان زیادی بگذرد برای رسیدن به آن.
در ادامه، آقای «صدرعاملی» درباره پژوهش‌هایی که برای اثر جدیدش درباره کودک و نوجوان انجام داده‌است گفت: وقتی در طول یک سال گذشته به گفتگو با نوجوانان مختلف از طبقات مختلف و با افکار مختلف نشستم، یک نکته مشترک بین همه آنها دیدم و آن درک اجتماعی آنها بود. چیزی که خیلی آزاردهنده است این است که در عمق همه آنها، یک افسردگی است. اگر شما هم این پای صحبت‌هایشان بنشینید چیزی را حس می‌کنید که خیلی جدی است. مثلاً وقتی من ترانه علیدوستی را پیدا کردم، دو ماه بیشتر طول نکشید، یا مثلاً پگاه آهنگرانی و… . اما الآن چهار ماه است می‌گردم، ولی هنوز کسی را پیدا نکرده‌ام که طروات و نشاطش تماشاگر را سر ذوق بیاورد.
آقای شهبازی در ادامه برنامه درباره ثبات و تغییر در سینما گفت: چند مدت پیش نمایشی در تئاتر شهر به نام «بی پدر» اجرا می‌شد. خوانش جدیدی بود از داستان «شنگول و منگول». بطور خلاصه مادر بزغاله‌ها با گرگ ازدواج می‌کند و همراه بچه گرگ به خانه می‌رود. در انتهای داستان گرگ‌ها تبدیل می‌شوند به بز و علف می‌خورند و بزغاله‌ها هم تبدیل می‌شوند به گرگ و برادر خودشان را می‌خورند. این یک خوانش کاملاً جدید است. تغییری که ما نیاز داریم در این سطح است. هنوز یک نوع محافظه‌کاری وجود دارد. به دنبال این هستیم که چگونه می‌توان مثل گذشته دوباره از این مسیر پول بدست آورد.
در بخش پایانی برنامه آقای گیویان صحبت‌های خود را اینگونه پایان داد: مرادمان از کودک رسانه‌ای چیست؟ من به عنوان فیلم‌ساز چه ارتباطی با آن دارم؟ از اینجا وارد رسانه‌ای شدن کودک می‌شویم. عرض من بصورت خیلی فشرده این است که این نوع بحث ها خیلی مهم و ضروری است، ولی قبل از شروع بحث به من باید گفته شود که در چه قلمرویی صحبت می‌کنیم. شاید خیلی از این حرف‌ها فکرهایی باشد که با خودم می‌کنم و می‌گویم این هم می‌تواند یک موضوع خوب برای صحبت باشد.
آقای شهبازی نیز سخنان خود را اینگونه پایان داد: امروز ما به این هم اندیشی‌ها و بحث سینمای میان‌رشته‌ای نیازمندیم. من فکر می‌کنم از حوزه‌های میان‌رشته‌ای به فضای جدید وارد شد. افراد مختلف متخصص می‌توانند ورود کنند و سینما را از این دایره تکرار خارج کنند.

 

هم چنین بخوانید:
از کودک‌قهرمان تا کودک‌هیولا

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top