رستم در سرزمین عجایب - به بهانه آخرین روزهای کنسرت نمایش سی - رسانه انقلاب

رستم در سرزمین عجایب

به بهانه آخرین روزهای کنسرت نمایش سی

نویسنده: یونس ثانی
به بهانه آخرین روزهای کنسرت نمایش سی

چرا داستان‌ها و افسانه‌های غربی این قدر قابلیت بروز رسانی، خوانش‌ها و اقتباس متفاوت در هنرهای مختلف (سینما، تلویزیون و رمان و …) دارند ولی داستان‌ها و اسطوره‌های ایران‌زمین اینگونه نیستند؟

داستان‌ها و اسطوره‌های ایرانی با ساده‌ترین خوانش‌ها و تفسیرها سرشار از نکات حکمت آمیز و در کنار آن دارای جذابیت‌های داستانی و تصویری است. با مرور آثار هنری آفریده شده در سال‌های اخیر -اگر چه تلاش‌هایی همانند کنسرت‌های عروسکی استاد غریب‌پور صورت گرفته است- ولی جای آن در هجوم ابرقهرمانان غریبه‌ غربی خالی‌تر از خالی است. این ویژگی مثبت کنسرت نمایش سی است که نمی‌توان آن را انکار کرد و زنده نگه داشتن شاعران و اساطیر ایرانی در دوره عسرت قهرمانان بومی را باید ارج نهاد.

سهراب پورناظری در حال نواختن کمانچه

سهراب پورناظری در حال نواختن کمانچه

تعامل و همگامی موسیقی سنتی و نمایش اسطوره‌های کهن از دیگر نوآوری‌های این اثر است که یادآور مجالس تعزیه‌خوانی و شاهنامه‌خوانی قدیم است. در شاهنامه‌خوانی نیز در کنار حرکات نمایشی نقاله‌خوان، صوت و آواز شاهنامه‌خوانی او بر دل و دیده مستمع و بیننده می‌نشسته است. در این کنسرت نمایش نیز در کنار بازی بازیگران در نقش‌های زال، رستم، سودابه و … همکاری سهراب ناظرپور و همایون شجریان اثر را دلپذیرتر و پذیراتر کرده است.

در کنار این ویژگی‌های مثبت با مروری بر این اثر و مقایسه آن با قهرمانان شاهنامه فردوسی و فضای پهلوان‌محوری آن، فاصله‌ای عجیب از دو روایت نمایان می‌شود. در شاهنامه فردوسی تکیه اصلی قهرمانان بر مضامین و مفاهیمی انسانی-دینی چون ناپایداری دنیا [۱]، خردورزی [۲]، اهمیت عهد و پیمان [۳] و … است در حالی که در کنسرت‌ نمایش سی، تکیه اصلی بر آزادی‌خواهی است. در شاهنامه فردوسی چهره حماسی، رزمی و دلاوری رستم، زال و دیگر پهلوانان بیش از هر چیز نمایان است ولی در کنسرت نمایش سی، اگر چه حماسه بخش کوچکی از روایت این کنسرت نمایش است ولی مجنون و لیلی‌وارگی زال و رودابه و شیرین و فرهادوارگی آنان برجسته‌تر است.

صحنه‌ای از کنسرت نمایش سی

صحنه‌ای از کنسرت نمایش سی

داستان به اینجا ختم نمی‌شود روایت کنسرت نمایش سی چنان گوی “هر جنگی نارواست” را پیش می‌برد که بیننده را به این تردید می‌اندازد گویی حتی دفاع از خاک کشور هم از همین جنگ‌های نارواست و فراموش می‌شود پایداری نام ایران بر اساس دلاوری‌های رزمندگانی است که زندگی آرام خود را فدای نبردهای مدافعانه کرده‌اند. این نمایش کنسرت در حالی برگزار می‌شود که در کشورهای مدعی آزادی‌خواهی نه برای دفاع از سرزمین خود بلکه به بهانه دفاع پیش‌دستانه، چنان روی هر جنگ و جنایتی را سپید کرده‌اند، که ترویج ادبیات ضد جنگ از سوی آنان مزاحی بیش نیست. مخاطبی که روایت اصلی شاهنامه را نداند در مواجهه با این اثر خوانشی متفاوت (و شاید متضاد) از متن اصلی دریافت خواهد کرد. این حق برای خالقان این اثر محفوظ است که در اقتباسشان برداشت خود از شاهنامه را داشته باشند اما ارزش‌ها و مفاهیم شاهنامه فردوسی عالی‌تر از آن است که در اقتباس‌هایی اینچنین غریب بماند.

 

کنسرت نمایش سی

کنسرت نمایش سی

[۱] بسا رنجها کز جهان دیده‌اند             سرانجام بستر جز از خاک نیست

ز بهر بزرگی پسندیده‌اند                   ازو بهره زهر است و تریاک نیست (فردوسی، ۱۳۸۶ : ۳۹۸)

[۲] خرد بهتر از هرچه ایزد بداد              ستایش مر او را به از راه داد (فردوسی، ۱۳۸۶: ۱)

[۳] بدین‌گونه پیمان که من کرده‌ام         اگر سر بگردانم از راستی

به یزدان و سوگندها خورده‌ام           فراز آید از هر سویی کاستی (فردوسی، ۱۳۸۶: ۳۲۵)

همچنین بخوانید:

اگر مهرشان من حکایت کنم

به این مطلب امتیاز دهید:
12345
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top