رمزگشایی از دلایل مخالفت«کافه سینما» با «به وقت شام»-رسانه انقلاب

رمزگشایی از دلایل مخالفت همه جانبه «کافه سینما» با «به وقت شام»

یادداشتی از سعید ناصری درباره نقد کافه سینما بر عدم درجه بندی فیلم به وقت شام

نویسنده: سعید ناصری
یادداشتی از سعید ناصری درباره نقد کافه سینما بر عدم درجه بندی فیلم به وقت شام

مقارن با استقبال روزافزون مردم از «به وقت شام» آخرین اثر ابراهیم حاتمی‌کیا، کینه‌ها و عقده‌های یک جریان شبه روشنفکری فعال در سینما (سایت کافه سینما) هم شدت گرفت و با هر اکران جدیدی که از این فیلم می‌شد و نیز با هر استقبال باشکوهی که در یکی از شهرهای کشور از حاتمی‌کیا می‌شد انگار که راه نفس این گروه را بیشتر می‌بست و باعث می‌شد لاطائلات بیشتری ؛بر زبان و قلم بیاورند؛ به‌ویژه که یک سازمان انقلابی در نقش تهیه‌کننده و حامی مالی ظاهر شده بود و آنها هم از شنیدن نام این موسسه فرهنگی رسانه‌ای(اوج)- به قول ارسطوی پایتخت- کهیر می‌زدند!

 

امیر قادری و بی‌خیال شدن نصفه نیمه اعتبار کارشناسی‌اش

بدتر از غریقی که برای نجاتش به ریشه سست هر گیاهی چنگ می‌زند؛ «کافه سینمایی»‌ها نیز برای تخریب «به وقت شام»، حاتمی‌کیا و موسسه اوج همین شیوه را در پیش گرفتند. توهین، برچسب،گوشه کنایه و تخریبی در دنیای نقد و فرامتنِ نقد نمانده بود که نصیب این گروه نکنند. شدت عصبانیت آنها از فیلم به اندازه‌ای بود که کسی مثل امیرقادری بی‌خیال نیم‌بند اعتبار کارشناسی‌ای که به واسطه اطلاعات وسیع‌اش در زمینه تاریخ سینما ( البته وقتی دانستن جزئیات تمامی فیلم‌های باارزش و بی‌ارزش تاریخ سینما، بدون فهم جریانات فکری و مالی پشت سر فیلم‌ها باشد و هنوز گمان کنی سینمای هالیوود، هنر را برای هنر می‌خواهد و نه احیاناً برای ادامه سلطه و هژمون غرب بر دنیا و تحمیل سبک زندگی لیبرال و این یقینیات بارها اعتراف شده توسط بعضی از اندیشمندان آزاداندیش تر خودِ غرب را توهم توطئه بپنداری، بیشتر به کار حل جدول کلمات متقاطع می‌آیند و نوشتن یادداشت هایی در همین کافه سینما؛ تا اینکه فهمی از اثرگذاری این رسانه مهم و تاثیرگذار قرن را سبب شوند)؛ برایش به ارمغان آمده می‌شود و فیلم را بدترین فیلمی که ممکن است هر شخصی در طول عمرش دیده باشد توصیف می‌کند و می‌گوید بدتر از این ممکن نبوده که فیلمی ساخته شود!

این باز قابل تحمل است؛ اگر که مرزهای خوش‌خیالی و حماقت را به هم نزدیک کنیم و بگوییم بالاخره سلیقه طرف است؛ گو اینکه فیلم، فیلم مورد علاقه من نیز نبود و بیمی از به زبان آوردنش هم ندارم. اما وقتی می‌نویسد که با یک کمدی روبرو هستیم دیگر قضیه متفاوت می‌شود. یعنی میزان کینه و عقده به اندازه‌ای است که برای تخریب حاتمی‌کیا و فیلمش و ایضاً موسسه اوج بی‌خیال همه چیز و از جمله همان نصفه نیمه اعتبار کارشناسی که ذکر شد می‌شود. آزمایش صحت و سقم این گفته کار سختی نیست، هر شخصی که به سینما می‌رود بعد از تماشای فیلم، به صحبت‌های تماشاگران گوش کند و از بعضی‌ها هم بپرسد؛ حتی از کسانی که قبلاً فیلم را دیده‌اند. اصلاً هم نیازی نیست برود سراغ تیپ‌هایی با ظاهر ارزشی؛ اصلاً تمام نمونه آماری‌اش افرادی باشند که ظاهرشان، بر خلاف ظاهر یک فرد ارزشی است. اگر یک نفر و فقط یک نفر، ادعا کرد که با یک فیلم کمدی روبرو بوده و از تماشای فیلم خنده‌اش گرفته، من تمام و کمال حرفم را پس می‌گیرم و حق را به کافه سینمایی‌ها می‌دهم ولی همه می‌دانند محال است کسی این را بگوید؛ مگر همین امیر قادری و چند همکار سری‌دوزی‌نویس‌اش که متن دیکته را از او می‌گیرند و هر کدام با ادبیات خودشان، بازنویسی‌اش می‌کنند. چنانچه به جزء در این سایت و نویسندگان آن، هیچ منتقد دیگری که اصطلاحاً سرش به تنش بیارزد را پیدا نخواهید کرد که برای توصیف فیلم از اصطلاح کمدی استفاده کرده باشد.

 

 

به وقت شام، تنها فیلم پر از خشونت دنیا!

آخرین دست‌مایه کافه سینما برای حمله به «به وقت شام»، اعتراض به پخش صحنه‌های خشن سربریدن سر توسط داعش و لزوم درجه‌بندی فیلم برای دیده نشدن توسط کودکان و نوجوانان و … بود. اعتراضی به ظاهر حرفه‌ای و سینمایی که اگر کسی جریان را نمی‌دانست، شاید برای این میزان از دلسوزی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی از آنها تقدیر هم می‌کرد اما قضیه همان جریان دست زدن یک غریق به ریشه‌های سست هر گیاهی که به دستش برسد بود، وگرنه شما با یک جستجوی ساده در گوگل، می‌توانید ببینید- و در واقع نمی‌بینید- که آیا قبل ازاین کافه سینما، در هیچ موردی به نمایش فیلم‌های خشن هالیوودی و ایضاً گیم‌های خشن‌تر از فیلم‌های غربی، که مثل نقل و نبات در بین نوجوانان و جوانان کشور توزیع می‌شوند و گاهی هم سر از نمایش در شبکه خانگی در می‌آورند، اعتراضی کرده باشد!؟( از چندگانه‌های اره و پیچ اشتباهی گرفته تا همین چالش نهنگ آبی و بازی‌های پر از خشونتی مثل جی‌تی‌آی، مکس‌پین و مافیا و … که پر هستند از صحنه هایی مانند خفه‌کردن همراه با صدای شکستن مهره‌های گردن، استفاده از ضربات مشت و پا همراه با صدای شکستن استخوان‌های دشمن، استفاده از سلاح‌های سرد مانند چاقو، خنجر، شمشیر و…. همراه با افکت‌هایی چون صدای ناله و پاشیدن خون به اطراف و )…

به جز اینها مشابه و دقیقاً مشابه همین صحنه‌ی آماده‌کردن اسراء برای بریدن سرشان- و نه نشان دادن واقعی این عمل که در فیلم می‌بینیم منصرف می‌شوند و همه‌اش یک شو و نمایش بوده است- را سال گذشته در سکانس‌هایی از فیلم «سرگشته»‌ی سهیل سلیمی با فیلمنامه‌ای از ناصر هاشم‌زاده داشتیم و کسی البته یادش نمی‌آید اعتراضی از کافه سینما و دوستان، چه دز زمان اکران فیلم در جشنواره فجر و چه غیر از آن شنیده باشد؛ پس داستان چیز دیگری است. در دل دوست(دشمن) به هر حیله رهی باید کرد(کَند)!

 

کودک ایرانی باید زودتر بزرگ شود!

من همان وقت در یادداشتی که در کانال «سینما انقلاب» منتشر شد نوشتم که « این انتقاد آنها(کافه سینما)  با وجود ظاهر خیرخواهانه‌ و حرفه‌ایش محلی از اِعراب ندارد؛ حداقل در این زمانه عجیب و غریب. در زمانه‌ای که سیاستمدار کارکشته و دنیادیده! ما دوران موشک و جنگ سخت را پایان یافته می‌داند و به رزمندگان این عرصه برای حیف و میلِ بی دلیل بیت‌المال گوشه کنایه می‌زند اما جلوی چشمش هجمه مغول وار داعشِ آمریکایی انگلیسی صهیونیستی سعودی قطری ترکی را به جان و مال و ناموس مردمان مظلوم خاورمیانه؛ از هر دسته و طایفه و عقیده و مذهبی؛ نمی‌بیند.

اگر زمانه، زمانه صلح بشریت بود بله؛ حرف کافه سینمایی‌ها معنا داشت اما وقتی بغلِ گوشمان کودک و نوجوان ده دوازده ساله را آنچنان تربیت می‌کنند که با طمانینه و آرامش، سر سرهنگ سوری را بیخ تا بیخ مثل مرغ می‌برد، آن‌وقت ما نگران باشیم نکند بچه‌هایمان در یک فیلم، و نه در واقعیت، صحنه‌های تلطیف شده‌ای از همان جنایت را ببینند؛ نکند خدای نکرده ترس ورشان دارد و دچار شب ادراری شوند! … کودک ایرانیِ امروز اتفاقاً به دلیل جبر زمانه نیاز دارد زمانه کودکی‌اش را قیچی کند و زودتر بزرگ شود. او اتفاقاً باید همه اینها را ببیند…»

 

کل‌یوم دوتا و نصفی فیلم با موضوع داعش!

یادداشت در سایت کافه سینما بازنشر داده شد. به فاصله اندکی از این بازنشر، سیل فحش و فضیحت‌هایی را با عنوان کامنت خوانندگان ذیل مطلب دیدیم که نوشتنشان به جزء از مغزهای کوچک زنگ‌زده! انتظار نمی‌رفت. اینکه بابت یک تحلیل و پیشنهاد منطقی سیلی از تهمت‌ها و کلمات زشت را نصیب نویسنده و دیگر همفکران او کنند و دریغ از یک دلیل منطقی در رد آن تحلیل. تنها نقد به ظاهر منطقی ارائه شده به یادداشت،  بعضی از کامنت‌ها بودند که به ارتباط علمی و ثابت شده‌ بین استرس و دیدن صحنه‌های خشن اشاره می‌کردند؛ اما اگر همان گروه نیز یادداشت را دقیق‌تر می‌خواندند متوجه می‌شدند که نویسنده، حرف کافه سینمایی‌ها را در شرایط صلح جهانی تایید کرده است و او هم می‌داند اگر بچه‌ای صحنه خشنی ببیند در روح و روان او تاثیرات بدی خواهد گذاشت و این بدیهی است و فهمش خیلی نیازی به استناد به جملات دانشمندان روانشناسی و پزشکی ندارد. مساله این بود که زمانه، زمانه صلح نبود و داعش هم گروهی بود که با ایجاد رعب و وحشت، حکومت می‌کرد و روز به روز بر مساحت متصرفاتش می‌افزود. پس واضح است که کنار کشیدن از دیدن صحنه‌هایی که آنها عامدانه برای ایجاد وحشت ما می‌ساختند بازی در زمین آنها بود.

علاوه بر این کافه سینما و همفکرانش جوری مساله را حساس کرده بودند که انگار، سینما و تلویزیون ما، دست از خواب و خوراک کشیده و سالی ۱۰۰ فیلم خشن با موضوع داعش و جنایت‌هایش می‌سازد و حالا اینجا نگران صدمه دین روح لطیف ملّت شده‌اند. به قول امیر قلعه‌نویی، کلّ‌یوم در این هفت هشت سال جنگ و جنایتی که داعش در منطقه راه انداخت و کشور ما هم به عنوان موثرترین، جدی‌ترین و بی‌چشم‌داشت‌ترین کشور، پاک‌ترین جوانان مخلصش را در راه نابودی این جرثومه جنایت فدا کرد، دو تا و نصفی فیلم و سریال نمی‌بینیم که این موضوع، مساله محوری فیلمشان باشد.

 

داعش و کارگردانی خشونت!

دکتر یاسر قزوینی، از اساتید دانشگاه تهران و مشاور حاتمی‌کیا برای بخش‌های داعش فیلم، شخصیتی است که به زیر و بم جریانات تکفیری، وهابی و داعش آشناست. ایشان در جریان سخنرانی دردانشگاه هنر، بعد از اکران فیلم« به وقت شام» نکاتی را می‌گویند که نظرات اینجانب را در یادداشت مذکور تایید می‌کنند. ایشان می‌گوید: « کم کم و پس از مدت‌ها تماشای ویدئوهای این گروه به این نتیجه رسیدم که اصلاً این اتفاقات تروریستی و شقاوت‌ها به این خاطر انجام می‌شوند که به صورت تصویری ضبط و رسانه‌ای شوند و به‌خاطر همین نام کارگردانی خشونت را برای این اقدام‌شان مناسب دیدم. داعش صحنه‌های اعدام افراد را به وسیله فردی که به او تبلیغاتچی می‌گویند کارگردانی می‌کند و با بهترین کیفیت تصویری، میزانسن، موسیقی و تدوین در فضای مجازی پخش می‌کند. داعش یک کمپانی فیلمسازی است و قرار است با نمایش خشونت به شکل سینمایی هم از قبح آن بکاهد، هم نیروی انسانی جذب کند و هم علیه نیروهایی که در مقابلش مبارزه می‌کنند جنگ روانی به راه انداخته و رعب و وحشت ایجاد کند. داعش اصلاً به این نیت عملیات تروریستی و اعدام‌های شقاوت بار به راه می‌اندازد که از آنها فیلمبرداری کرده و در فضای مجازی منتشر کند.»

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

همچنین بخوانید:

دیدگاه بگذارید

2 نظرات روشن "ظهور هالیوود اسلامی"

مطلع شدن از
دسته بندی بر اساس:   جدیدترها | قدیمی ترها | بیشتر رای داده شده

سوای بحث فیلم‌های تبلیغاتی اوج در حین مذاکرات هسته‌ای و موضع سیاسی سازمان اوج که نظر شخصی نویسنده است، متن تحلیلی منصفانه‌ای بود. امیدوارم سینما راه خودشو از کوره راه‌های سطحی‌نگری سلحشور و ده‌نمکی و البته روشن‌فکر نمایی نخ‌نما شده‌ی اصغر فرهادی و اعوان و انصارش بتونه مسیر اصلی و اصیل هنر انقلاب رو ابتدا پیدا کنه و سپس با آگاهی انتخابش کنه…

جای مدیران اوج بودم زندگی را برخودم حرام میکردم تا وقتی که بفهمم کجای کار مؤسسه ایی که قرار است پرچمدار قسمت اعظمی از هنر انقلاب اسلامی باشد اینقدر اشتباه و کج بوده یا شده که به مضاق کسانی خوش آمده که سران رژیم کودک کش اسرائیل آنها را سرمایه های اجتماعی خود در ایران و مبارره کننده با نظام جمهوری اسلامی می داند .


Top