معیشت، آکادمی و جشنواره سه رکن رسانه (نا)متعهد - شکل‌گیری نظام هنری لیبرال -رسانه انقلاب

معیشت، آکادمی و جشنواره سه رکن رسانه (نا)متعهد

بررسی عوامل شکل‌گیری نظام هنری لیبرال

چرخه رسانه ای معیشت، آکادمی و جشنواره برای هنرمندان

رسانه انقلاب: تعهد رسانه‌ای چیست و چگونه شکل می‌گیرد؟ فرآیند شکل‌گیری این تعهد به چه نحو است و اقتضائات آن چیست و چه موانعی سد راه شکل‌گیری این تعهد رسانه‌ای است؟ طرح بحث ما در این یادداشت بررسی موانع شکل‌گیری این تعهد رسانه‌ای است.

معیشت
این روزها از همه چیز زیادش را می‌خواهیم. این زیادی ما را پروار و فربه می‌کند. ولع خوردن، پوشیدن، خوابیدن و داشتن، هر چه که به چشم‌مان می‌آید را می‌خواهیم. اینها از مصادیق زیاده روی و مفهوم «زیاد» است. همچون کودکی که از سر ذوق و عادت هر چه می‌خواهد باید در اختیارش قرار دهیم و گرنه بی‌قراری می‌کند، گریه می‌کند و تا آن چه می‌خواهد به او ندهیم دست از سر ما بر نمی‌دارد.

اما آنچه کودک را از یک فرد بالغ و هوشیار تمیز می‌دهد، ظرفیت فطری او در آن مقطع سنی است. کسی از کودک توقع رفتار دیگر ندارد. و اگر طور دیگری رفتار کند جای تعجب و پرسش است. در گذشته مفهومی دیگر در ادبیات مردمی جریان داشت که این روز‌ها در گفتگوی محاوره مردم کم رنگ شده و کم‌تر به زبان می‌آید و آن مفهوم و واژه «برکت» است. برکت در مقابل مفهوم «زیاد» یا همان ولع مصرف است. پدیده‌ای که برکت محور است هر چه از آن استفاده می‌کنیم کم نمی‌شود. برکت به قناعت هم گره خورده است. این قناعت عطش زیادی و مصرف را در ما می‌کاهد. حال معیشت می‌تواند به مفهوم زیاد یا برکت سوق پیدا کند. معیشتی که منابع زمین را غارت می‌کند، اضطراب دارد، نگران است و به هیچ حد و مرزی قانع نیست. چون می‌پندارد که روزی تمام می‌شود. به همین علت همه انرژی خود و هم و غم خویش را به بی‌نهایتی و تمام ناشدن خود می‌گذارد.

  نیروی انسانی‌ای که یا به اقتضائات نظام استکباری و یا به اقتضائات جریان مقاومت متعهد است، در این دو زمین معیشت خویش را می‌سازد.

طبق گزارشی در سال ۲۰۱۰ میلادی پیش‌بینی می‌شود که حدود ۷ میلیارد نفر از جمعیت زمین کاسته شود؛ چرا که حجم عظیم جمعیت چنان منابع را می‌بلعد که باید به ۳ میلیارد نفر کاهش بیابد تا منابع موجود کفاف آنها را بدهد. اما در معیشت برکت محور، زمین باربر می‌شود و دیگر عدم تناسب و عدالت و کمبود منابع وجود ندارد. و دیگر ایده‌های نخ‌نما شده و شکست‌خورده غربی‌ها محلی از اعراب ندارند. در عصر رسانه، الگوی معیشت زیاده خواه غربی تسلط دارد. این الگو در فرآیندها و پوشش‌های متفاوت سپهر و گستره نفوذ خود را در زندگی مردم جهان پهن کرده است. حال تعهد رسانه ای در این وضعیت که طرح شد در دوقطب رسانه های نظام استکبار و جریان مقاومت قرار می‌گیرد و معیشت این نیروهای انسانی تابع شرایط و ضوابط سازمانی و حکومتی و فرآیند تعهد در آنها است. نیروی انسانی‌ای که یا به اقتضائات نظام استکباری و یا به اقتضائات جریان مقاومت متعهد است، و در این دو زمین معیشت خویش را می‌سازد.

آکادمی:

این وضعیت رسانه‌ای نظام استکبار در حوزه آموزش نسلی را به پدیده رسانه گره می‌زند. این جهان رسانه‌ای آکادمی را به عنوان ملجا مناسبی برای رشد قارچی نیروهای رسانه‌ای خود شکل می‌دهد. آکادمى‌ها در حقیقت جلوه‌ای از تمایل اشرافیت اروپایى به رقابت با کلیسا است که از قرن سیزدهم با تاسیس دانشگاه‌ها در بولونى، پاریس، کمبریج و سپس در سراسر اروپا موفق شده بود گام بزرگى در به دست گرفتن دانش به سود خود بردارد.

 معیشت، آکادمی و جشنواره سه رکنی هستند که حیات رسانه‌ای نسل جامعه فرهنگی ما را می‌سازد

از اواخر قرن هجده و در طول قرن نوزده انقلاب‌هاى بورژوایى تقریباً تمام دانشگاه‌ها و بخش بزرگى از آکادمى‌ها را در چارچوب خود گرفت؛ اما رابطه قدرت با حوزه دانشگاهى و آکادمیک همچنان ثابت ماند و دولت‌ها بر آن بودند که از این نهادها براى استوار کردن حاکمیت خود و تامین نخبگان مورد نیازشان استفاده ببرند. بنابراین مى‌توان نتیجه گرفت که هدف از آکادمی در معناى عام آن همواره برآن بوده است که دست به انتخاب افرادى برگزیده زند و آنها را در خدمت تولید و بازتولید سلسله مراتب خود و در نهایت در تولید و بازتولید سلسله مراتب اجتماعى به کار گیرد. به عبارت دیگر هدف از شناخت آکادمیک همواره تولید و بازتولید قدرت بوده است.

جشنواره
چیزی که شاکله این پیوند و مدیریت رسانه ای آن را کامل می‌سازد «جشنواره» است. جشنواره‌ها پوشش و بزکی هستند که می‌توان آنها را مقصود و شریعت رسانه‌ای این نسل دانست، که توسط حافظان وضع موجود یا همان مدیران رسانه‌ای طراحی شده است. این جشنواره‌ها به مثابه شریعت و قواعد رسانه‌ای در تمام رده‌های سنی بروز و ظهور دارند از جشنواره کودک اصفهان، جشنواره سینما حقیقت، جشنواره رشد تا جشنواره فیلم فجر این‌ها ویترین فرهنگی، هنری رسانه‌ای کشور و آیینه و نبض جامعه هستند.

نتیجه
رسانه ابزاری است که قدرت بیان آینده را دارد و از مرزهای تقلید و فرمالیسم دور می‌شود. متاسفانه رسانه ما همیشه ضربه‌هایش را از همین تقلید فرمالیستی خورده است و ضربه‌هایی که خورده،‌ یا چپ و مارکسیستی بوده است یا راست و لیبرالیستی یا مدل‌های شاهنشاهی، به طور کلی هیچ‌کدام از این فرم‌ها ارتباطی با زندگی مردم نداشته است.
معیشت، آکادمی و جشنواره سه رکنی هستند که حیات رسانه‌ای نسل جامعه فرهنگی ما را می‌سازد اشرافیتی که در جان آکادمیسم وجود دارد زیاده خواه است و برکتی در آن حضور ندارد. جشنواره‌ها بازارهایی هستند که کاسبی رسانه‌ای در آن‌ها می‌شود این فرآیند ما را به وابستگی بیشتر و بی‌ارادگی در این جریان رسانه‌ای سوق می‌دهد و از طرف دیگر تعهد و برکت از سفره رسانه‌ای ما رخت می‌بندد. و به جای آن ولع و زیاده خواهی در فرم و طرح روایت‌های بی‌ارتباط به زندگی روزمره مردم مطرح می‌شود.

به این مطلب امتیاز دهید:
12345
Loading...

همچنین بخوانید:

دیدگاه بگذارید

1 دیدگاه روشن "وقتی سلبریتی‌ها صاحب فتوا می‌شوند"

مطلع شدن از
دسته بندی بر اساس:   جدیدترها | قدیمی ترها | بیشتر رای داده شده

خدا قوت، مطالب خوب و پرمحتوا می باشد، ما که یاد گرفتیم. واقعا جای سایتی مثل شما در برابر کولاک سایت های لیبرال و سکولار هنری خالی بود.
انشالله همچنان پرمحتوا و منطقی مطالب رو پیش ببرید و لطفا تبلیغ رو از یاد نبرید چون من خودم یهویی سایتتون رو پیدا کردم و مطمئنم خیلی های دیگه از سایت شما خوششون میاد.


Top