هنرگلخانه‌ای در برابر هنر جنگلی - محسن کدیور از تقابل دین و هنر می گوید - رسانه انقلاب

نه هنر گلخانه‌ای نه هنر جنگلی

ویدیو / محسن کدیور از تقابل دین و هنر می گوید

 

رسانه انقلاب: محسن کدیور یکی از شاگردان شیخ منتظری است روحانی که بعد از جریان فتنه ۸۸ فعالیت خود علیه نظام را علنی‌تر در خارج کشور ادامه می‌دهد. کدیور حامی جریان جنبش سبز است و یکی از سرحلقگان اصلی این جنبش در تریبون‌های رسانه‌ای فارسی زبان غربی است. این شخصیت فکری در حال‌ حاضر در آمریکا در دانشگاه دوکای کارولینای شمالی تدریس می‌کند.
«افق نو»، برنامه تحلیلی شبکه فارسی زبان آمریکایی «voa» که مسائل روز و سوژه‌ها را از منظری سیاسی بررسی می‌کند. در یکی از برنامه‌های افق نو با موضوع «تقابل دین و هنر در آموزه‌های اسلامی» به طرح سوال در این زمینه می‌پردازد. محسن کدیور مهمان این برنامه در این مورد نظرات مناقشه برانگیزی طرح می‌کند. مجری برنامه در ابتدا تعریفی از مفهوم دین ارائه می‌دهد و دین را به طور کلی مفهومی می‌داند که دغدغه آن ارتباط انسان با عوالم آسمانی و نیل بشر به تعالی است. او می‌گوید علاوه بر قدرت اندیشه، انسان با خیال و احساس زاده می‌شود که منبع الهام بشر است. گاه دین با انتظارات بشر در تعارض است و در این زمان، تضاد بین مطلق‌گرایی در ساحت دین و احساسات مطرح می‌شود، مجری نمونه بارز این تضاد را در جامعه امروز ایران می‌بیند.

محسن کدیور - منتظری

محسن کدیور – منتظری

پرسشی که مجری برنامه طرح می‌کند این است که  آیا نظام ایران و اسلام شیعی الزامات نگاه فرهنگ و هنر را برمی‌تابد؟ تا چه میزان اصحاب این عرصه در برابر این نظرات حاکم کوتاه آمده‌اند؟ آیا مسیر فرهنگ و هنر حاکم در ایران یک مسیر قابل پذیرش برای همه‌ی ایرانیان است و یا اینکه یک خط دهی مطلق حاکمیتی برای اصحاب این عرصه است؟ درادامه کدیور در پاسخ به این پرسش‌ها می‌گوید هنر در جوامع و فرهنگ‌ها مقوله‌ای نسبی است؛ اما دین دارای یک ایدئولوژی مطلق و واحد است. کدیور در همان ابتدا دوگانگی و دو قطبی دین و هنر را طرح می‌کند گویا دین آمده است که سدی باشد بر خلاقیت و آزادی. تعریفی که کدیور از این دوقطبی به نمایش می‌گذارد به فضای حاکم بر نظام سوق داده می‌شود و سوژه را کاملا سیاسی طرح می‌کند. کدیور می‌گوید آنچه در ایران شاهدش هستیم قرائتی از اسلام شیعی است که حکمرانان ایرانی آن را توجیه می‌کنند و این قرائت حقیقی از اسلام نیست و به تبع آن تلقی که از هنر اسلامی وجود دارد تفسیر و قرائتی همه جانبه و همه شمول نمی‌تواند برای جامعه اسلامی ارائه دهد. کدیور از موسیقی می‌گوید، موسیقی که در جامعه ایرانی تفاسیر و احکام متفاوتی در میان فقها پیدا می‌کند، این تفاسیر عاملی است بر فهم ماهیت تهییجی آن و نحوه به کارگیری آن در میادین جنگ (دفاع مقدس)، مقوله ای که زمامداران به ظرفیت آن پی  برده‌اند.

کدیور

کدیور

پندار کدیور بر این است که اسلام فی حد ذاته با هنر مشکلی ندارد و اگر تعارضی در این حوزه شکل گرفته است بیشتر به نفع حکام حل شده است تا به نفع دین. در ادامه کدیور به مصادیق می‌پردازد، از کنسرت می گوید که هیچ توجیه شرعی و روایی در عدم ارائه آن نیست تا نواختن موسیقی توسط زن. او اقوال کسانی که این گونه هنر را محدود و بازنمایی می‌کنند را  تلقی‌های عقب مانده می‌داند که خود را نماینده دین معرفی می‌کنند. کدیور از نگاه ابزاری به هنر می‌گوید که مانع از تکامل آن می‌شود. این هنر ابزاری مانع از حضور شجریانها در رسانه ملی می‌شود او هنر را آزاد می‌پندارد هنری که جنگلی و وحشی باید رشد کند نه در سیستم گلخانه‌ای حکومتی که عاملی بر خلق آثار ریاکارانه و کلیشه‌ای می‌شود. از طرف دیگر هنرمندان واقعی بایکوت می‌شوند و هنرمندان حکومتی جای آنها را می‌گیرند او می‌گوید چیزی به نام هنر دینی یا علوم انسانی دینی را قبول ندارم هنرمند باید درخلق اثر آزاد باشد و نباید عواملی همچون وزارت ارشاد پیش از خلق اثر آن راسانسور کنند او می‌پندارد که هنرمند هر آنچه به صلاح می‌داند باید بسازد و هیچ مانعی در خلق اثر او نباید باشد و تعارضات را باید پس از خلق اثر قانونی بررسی کرد. او کسانی که این مشی و شیوه ارائه از هنر را برنمی تابند ترسو خطاب می‌کند که تاب و توان ارائه و خلق اثر هنرمندانه را ندارند.
در پاسخ به شبهه‌هایی که کدیور طرح می‌کند باید گفت که زمین انقلاب اسلامی آنقدر قابلیت، ظرفیت و سعه صدر آن را داشته است که هنرمندانی همچون مهرجویی، بیضایی و شجریانها که با قواعد حاکم بر نظام طاغوت اثر خلق می‌کردند، بعد انقلاب هم به این روند در زمین گشوده انقلاب اسلامی ادامه کار دهند و حتی بر حجم و کیفیت کارخود افزوده و حتی مورد تمجید نظام هم قرار گیرند. نگاه لیبرالی و اباحی گر حاکم بر اندیشه  کدیور که ریشه در خاستگاه و مراد فکری اوست، که امام در موردشان فرمودند: «بعد من شما انقلاب را دست لیبرال ها می‌دهید».، ناظر بر این سخن امام خطاب به استاد کدیور (منتظری) از شاگرد نباید توقع چندانی داشته باشیم چون کدیور رهرو همان خط و جریان است. از کوزه همان برون تراود که در اوست.

 هنرمندانی همچون مهرجویی، بیضایی و شجریانها که با قواعد حاکم بر نظام طاغوت اثر خلق می‌کردند، بعد انقلاب هم به این روند در زمین گشوده انقلاب اسلامی ادامه کار دهند

این که کدیور تفسیری از اسلام ارائه می‌دهد که فی حد ذاته با هنر مشکلی ندارد و تعارض‌ها بیشتر از جانب حاکمان و زمامداران است، باید گفت که فطرت انسانی در حدود الهی سلوک می‌کند و شرع مقدس رسالت تعیین همین حدود را دارد اگر فردی که در ساحت اندیشه، نگاه توحیدی نداشته باشد به تبع آن در هیچ حوزه عملی  این اندیشه توحیدی جریان ندارد و اباحی گری را پیشه خود می‌کند. فهم کدیور این است که اسلام ذات هنر آزاد و بی تعلق بی هیچ پیوند و تعهدی به یک مقصود غایی را ارائه می‌دهد و این خود عاملی می‌شود که در عمل، فرد بی هیچ تعهدی بی اصالت به اصول و فروع دینی، به هرآنچه به گمان و خیال و وهم و نفس اماره‌اش حکم می‌کند خلق اثر می‌کند و این خود اوج انانیت و وحشی گری است. دین و اندیشه توحیدی غایتی دارد که هویت و جهت هنری هنرمند را پدید می‌آورد. خالق اثر باید بپندارد که هدف از خلق اثرش ناظر به هدفی است. این امر باعث ریشه دواندن هنرمند، و رها کننده او از حصار نظام گلخانه‌ای حاکمیتی است. این که انقلاب برای هنرمند فضایی ساخته که در این عالم لم یزرع و خشک و بی حصار، سایه بانی و رشدی فطری ناظر به ماهیت انقلاب اسلامی طلب کند تا بتواند اثری خلق کند، نه تنها محدویت و ارتجاع و قشری نگری نیست بلکه در عین حال اوج آینده نگری و تکامل است. این که هنرمند در فضای سیاست زده حاکم بر کشور گاه در بازی‌های سیاسی آنها قرار می‌گیرد نباید به کلیت ساختار و نظام تسری پیدا کند، بلکه در اندیشه رهبران نظام، آزادگی اصحاب فرهنگ و هنر همراه با گشودگی و سعه صدر است، منتها اگر در دام بازی‌های حزبی و سیاسی نیافتند.

همچنین بخوانید:
زیست کارمندی، زیست انقلابی

فرهادی، رگ هویت

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top