آیا فقه هنر و رسانه متولی دارد؟ - مصاحبه با حجت الاسلام معتمدی - رسانه انقلاب

آیا فقه هنر و رسانه متولی دارد؟

مصاحبه با حجت الاسلام معتمدی پیرامون عملکرد حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان به عنوان متولی فقه هنر و رسانه

بررسی حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان به عنوان متولی فقه هنر و رسانه

اشاره: حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان، نهادی نوپا است. همان طور که از نام آن استباط می‌شود رسالت پیوند بین دانشگاه و حوزه از وظایف آن است. این ارتباط به نحوی است که مبانی و مبادی محتوایی فقهی، شرعی، فلسفی و کلامی نسبتی با هر رشته علمی دانشگاهی برقرار می‌کند و درنهایت به ارتقای سطح نظری دانشجو منتهی می‌شود و بر سطح مطالبات و عمق مطالعاتی او می‌افزاید. اینکه تا چه میزان حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان در رسیدن به این مقصود موفق بوده است پرسشی است که برای رسیدن به پاسخ آن مصاحبه‌ای ترتیب دادیم با حجت الاسلام و المسلمین معتمدی مدیر حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان دانشگاه صدا و سیما.

حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان چه نسبتی با حوزه هنر و رسانه دارد؟ آیا این نهاد خود را متولی فقه هنر و رسانه و آموزش در این حیطه می‌داند؟

بسم الله الرحمن الرحیم. یکی از زیرمجموعه‌های حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان، همین حوزه علوم اسلامی هنر و رسانه است. پس نسبت این دو به این نحو است. تقریباً اهدافی که بصورت جدی همه حوزه‌های علوم اسلامی دانشگاهیان پیگیری می‌کنند را ما هم پیگیری می‌کنیم. مثلاً کسب توانایی در جهت تبلیغ دین و حضور در عرصه جهاد فرهنگی، بهره‌مندی از ظرفیت‌های ارزشمند و غنی علوم اسلامی با رویکرد رسانه، توسعه و تعمیق باورها و اعتقادات دینی، توانمندسازی و افزایش قدرت فهم و درک مسائل اجتماعی و فرهنگی و هنری، همچنین آشنایی دانشجویان با میراث فرهنگی و تمدنی ایران و اسلام و حفظ و تقویت آن. آخرین هدفی که دنبال می‌شود هم زمینه‌سازی ایجاد تعامل میان معارف دینی با مباحث رسانه‌ای است.

بچه‌های ما خودشان باید طی طریق کنند و به حقایقی دست پیدا بکنند.

اینکه می‌گویید آیا ما متولی فقه هنر و رسانه هستیم یا خیر، واقعیتش را بخواهید باید بگویم خیر. اتفاقاً ما دو واحد بیشتر مسئله فقهی به بچه‌ها نمی‌گوییم. چراکه ما بنای ما بر این است که در اینجا مباحثی را مطرح کنیم که بچه‌ها در فعالیت‌های هنری‌شان، آن کمبودی که وجود دارد را پر کنند. بچه‌های ما بصورت جدی با متن مقدس قرآن ارتباط ندارند. اگر هم دارند آن نگاه عمیق همراه با تفسیر و فهم را پیدا نکرده‌اند. البته انتظار زیادی هم نمی‌رود. چون زمانی که برای آن می‌گذارند، زمان بسیار کمی است. بچه‌های ما اگر بخواهند در رسانه، مدل زندگی به افراد و جامعه ارائه بدهند این مدل را از کجا باید بیاورند؟ سیره ائمه اطهار (علیهم السلام) بهترین فرصت برای مدل‌یابی است. چرا ائمه (علیهم السلام)؟ چون درصد خطای آن تقریباً صفر است. اینکه می‌گویم تقریباً به این دلیل است که به هرحال ما متون تاریخی را سند قرار می‌دهیم و به آن‌ها مراجعه می‌کنیم. متون تاریخی هم باید مطالعه بشود که حواشی آن جای متن را نگیرند و متن به حاشیه نرود. به همین دلیل سیره اهل بیت (علیهم السلام) برای ما مهم است. بچه‌های ما در حدود شش واحد آن را می‌گذرانند.

مسئله آشنایی با حوزه‌های مختلف علوم اسلامی مثل فقه، اصول فقه، حدیث‌شناسی، فلسفه، کلام، عرفان نظری و عملی و… در دستور کار ما قرار دارد. بچه‌های ما بصورت جدی باید بیاموزند که اخلاق چیست و در این مسیر اخلاقی سلوک کنند. بچه‌های ما خودشان باید طی طریق کنند و به حقایقی دست پیدا بکنند.

ما باید حکمتی که در پشت مولفه‌های هنری و رسانه‌ای ما هست را به بچه‌ها بیاموزیم.

در اینجا باید رابطه بین فلسفه و فیلم بطور جدی گفته شود. چیستی یک فیلم و تأثیرگذاری آن و از طرف دیگر مؤلفه‌های یک فیلم محتوامحور و فلسفه‌محور باید آموزش داده شوند. مسئله شیعه‌شناسی از اوجب واجبات ماست. در این فضایی که می‌بینیم به شدت علیه شیعه کار می‌کنند. جریان‌شناسی‌های فرهنگی که در جامعه ما جاری است و بچه‌های ما معمولاً در این سن اطلاعاتی در این زمینه ندارند باید مد نظر قرار گیرد. باید جریان‌های فرهنگی که قبلاً بوده است و یا بعداً ممکن است طبق همان قواعد به راه بیافتد و گرفتاری ایجاد کند مورد شناخت قرار گیرند.

یک درس چهار واحدی داریم به نام “دین و رسانه”. در این درس مباحثی همچون اخلاق رسانه‌ای، رسانه اخلاقی، مسئله فقه رسانه، رسالت رسانه دینی و ویژگی‌های دینی که از طریق رسانه به مردم ارائه می‌شود مورد بررسی قرار می‌گیرد. همچنین باید حکمتی که در پشت مولفه‌های هنری و رسانه‌ای ما هست را به بچه‌ها بیاموزیم. در میان این انبوه، بخشی هم داریم به نام فقه رسانه. به همان اندازه که نیاز داریم. اما اگر بچه‌ها بخواهند عمیق کار بکنند _آنطور که حضرت آقا به حوزه‌های علمیه گفته بودند و به نظر می‌رسد منظورشان نظریه‌پردازی بود_ تا بخواهند به مرحله نظریه‌پردازی برسند باید این مقدماتی که عرض کردم را بگذرانند. فعلاً در مقامی نیستیم که بخواهیم نظریه‌پردازی کنیم. نظریه‌پردازی ویژگی‌های خاص خود را دارد که شاید در یک شاکله حوزوی بیشتر دنبال بشود.

بازتاب این مدتی که حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان در دانشگاه صداوسیما فعالیت می‌کند چگونه بوده است؟ بصورت عملی و مصداقی در تولیدات دانشجویان اثر داشته است؟ آیا ذهنیت و جهان‌بینی دانشجویان به نوعی تغییر یافته است که در سلوک علمی و هنری توفیق داشته باشند؟

یکی از وظایف اولیه ما این است که به بچه‌‌ها سرخط بدهیم. واقعیتش را بخواهید بدست آوردن حاق برخی از مطالب زمان‌بر است. صرف اینکه پنجشنبه‌ها بیایند کافی نخواهد بود. ولی می‌توان به جرأت گفت کسانی که آمده‌اند اکثراً بر این اعتقاد هستند که موضوعاتی که در اینجا مطرح شده است از نان شب برای آن‌ها واجب‌تر بوده است. برخی از قبل می‌دانستند و آمدند؛ برخی هم نمی‌دانستند که اصلاً به چنین چیزهایی نیاز دارند و با این حوزه‌ها ارتباطی نداشتند. وقتی وارد می‌شوند متوجه می‌شوند که چه مطالب عمیقی مطرح می‌شود که درباره آن‌‌ها تقریباً ذهنیتی ندارند. بعد هم در کارگردانی، تهیه‌کنندگی، پژوهش‌های رسانه‌ای و… به شدت به این مطالب نیاز دارند و چون آن‌ها را ندارند مجبور می‌شوند به کپی‌برداری بپردازند که در اینصورت آن اثر از ارزش کافی برخوردار نمی‌شود.

اگر ما بصورت جدی تأمل کنیم، می‌بینیم رسیدن به مرحله استادی هم به مباحث نظری بسیار بیشتری نیاز است و هم از نظر عملی کاری که بتوانند به احسن وجه تربیت نیروی انسانی را عهده‌دار شوند، در دست بگیرند.

بخشی از بچه‌های ما، بچه‌های فنی هستند. برخی بچه‌های مطالعات نظری رسانه هستند مثل مدیریت رسانه، ارتباطات و… . برخی از آن‌ها بچه‌های انیمیشن، کارگردانی و تهیه‌کنندگی هستند. البته بچه‌های کارگردانی کسانی که در این دروس شرکت داشته‌اند نسبت به این موضوعات هم اقبال نشان داده‌اند و هم معتقد بودند که سرخط‌هایی را دریافت کرد‌ه‌اند که ان‌شاالله این سرخط‌ها در آینده بتواند به بالندگی بیشتر بینجامد.

چرا این متدی که در حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان پیاده می‌شود با خود دانشگاه تنیده نمی‌شود؟ یعنی واحدهای آموزشی ناظر به هنرهای اسلامی در خود دانشگاه تعریف شود.

از نظر ما که مانعی وجود ندارد. ولی نکته‌ای وجود دارد و آن اینکه وقتی در دانشگاه می‌آید شما باید از وزارت علوم مجوز بگیرید. باید مباحث را مورد مذاکره قرار دهید. یک فضای تقریباً کاری گسترده‌ای را می‌طلبد. احساس می‌کنم باید اجازه داد که یکی دو دوره خروجی داده شود. فعلاً چنین پیشنهادی در حد نظر است و طبیعتاً ما نمی‌توانیم فشار لازم را بر وزارت علوم بیاوریم تا این را بپذیرد. البته خود ما معتقدیم مباحثی که مطرح می‌کنیم پتانسیل بسیار بالایی دارد که جزو سیلابلسهای درسی دانشجویان بشود. به هر حال برای کم یا زیاد کردن مواد درسی دانشگاه، باید وارد پروسه بسیار بروکراتیک و طولانی و زمان‌بر شد.

تا چه میزان اساتیدی که در حوزه علوم اسلامی تدریس می‌کنند آشنایی عمومی با فضای هنر و رسانه دارند و می‌توانند جهت‌دهی بکنند؟ آیا حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان غیر از اینکه متولی خط‌دهی به دانشجویان بوده است، اساتیدی را هم در این حوزه پرورش می‌دهند که بتوانند در آموزش هم شرکت کنند؟

مخاطبین ما الآن دانشجویان کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد هستند. شما اگر بخواهید این‌ها به استادی برسند، باید یک نظام و مراتب علمی و درسی را این افراد بگذرانند. ما فعلاً به بچه‌ها همان سرخط را می‌دهیم. اگر ما بصورت جدی تأمل کنیم، می‌بینیم رسیدن به مرحله استادی هم به مباحث نظری بسیار بیشتری نیاز است و هم از نظر عملی کاری که بتوانند به احسن وجه تربیت نیروی انسانی را عهده‌دار شوند، در دست بگیرند. عملاً در این شرایط سنی و این زمان اندک _هفته‌ای یک روز_ چنین هدفی دور از دسترس است. برای این کار باید به پختگی لازم برسند و همچنین مطالعاتی را زیر نظر اساتید بالاتر داشته باشند. بالأخره هفته‌ای یک روز کافی نخواهد بود.

تا حدودی تأسیس حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان ناظر به منویات رهبری و صحبت‌های ایشان بوده است. چه ضرورت‌هایی بود که حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان شکل گرفت؟

همه ما اولاً باید نیروهای اصیلی برای انقلاب باشیم. انقلابی که ریشه‌هایش از اندیشه‌های ناب پیامبران الهی شکل گرفته است. برای این امر باید در یک مقطعی نیروسازی انجام می‌شد؛ ولی نشد. در کمال ناباوری در این حدود ۴۰ سالی که از انقلاب گذشته است ولی متاسفانه نظام دانشگاهی ما آن مدیران و نیروهای لازم و دغدغه‌مند را پرورش نداده است. کار اگر بخواهد به خوبی جلو برود باید با یک روحیه جهادی جلو برود. اگر روحیه جهادی نباشد، شما انتظاری نمی‌توانید داشته باشید. من گاهی این مثال را می‌زنم. مثلاً خدمتی که عزیز دلمان سردار سلیمانی به مردم عراق و سوریه کردند را اگر بخواهیم با پول معاوضه کنیم، جقدر باید به ایشان پاداش و اضافه‌کاری داد؟ این موارد اصلاً با پول قابل مقایسه نیست. همین‌ها است که می‌تواند انقلاب را نگه دارد. وگرنه اگر بچه‌های ما بخواهند با این روحیه کوچک رشد کنند، ما با کمبود نیرو موجه خواهیم شد.

ناگفته نماند دشمنان ما سه شیفت دارند کار و برنامه‌ریزی و مطالعه می‌کنند. حتی برای به انحراف کشیدن حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان هم کار می‌کنند. ما باید مراقب باشیم. اگر ما بتوانیم کاری انجام دهیم باید به این انگیزه باشد که ما در دراز مدت می‌خواهیم نیروهایی برای این مملکت تربیت کنیم. که هم از نظر اخلاق، اخلاقشان متعالی باشد، هم از نظر علمی دارای مدارج علمی بسیار بالا باشند و هم اگر قرار بر این شد که در آینده مدیریتی بر عهده بگیرند، این‌ افراد برعهده بگیرند. این‌ها هم با تربیت صحیح آشنا شده‌اند و سلوک کرده‌اند، بار علمی لازم را کسب کرده‌اند و ان شاالله مرضی رضای حضرت حق هم بوده باشد.

بسیار متشکرم از وقتی که برای این گفت و گو اختصاص دادید.

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

همچنین بخوانید:

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top