یک ویدئو حالمان را خوب کرد-نیم‌نگاهی به حلقه‌ای که هنر انقلاب را ایجاد کرد-رسانه انقلاب

یک ویدئو حالمان را خوب کرد

نیم‌نگاهی به حلقه‌ای که هنر انقلاب را ایجاد کرد + ویدئو

نویسنده: حمید صنیعی‌منش
نیم‌نگاهی به حلقه‌ای که هنر انقلاب را ایجاد کرد

 

در روزهای قبل یک ویدیو از شبکه «افق» و برنامه «جهان‌آرا» پخش شد که حالمان را حسابی خوب کرد.
(مشاهده نسخه کامل ویدئو در انتهای صفحه)

ویدئویی که در آن چند جوان طالب و تشنه راه فرهنگ و هنر انقلاب، آن هم در روزهایی که هنر انقلاب بسیار نوپا و نونهال بود و در مسیری سخت و پرپیچ و خم برای آینده باید قرار می‌گرفت، روبروی مردی بنام «مصطفی عقاد» نشسته‌اند و درباره اسلام و جهان معاصر گفتگو می‌کنند. این جوانان به‌همراه جوانانی دیگر که جای آنان در آن اتاق مصفا خالی است صاحبان جریانی شدند که وظیفه خود را این اقدامات و عملیات مهم می‌دانسته‌اند: نقد هنر مدرن، شبه روشنکفری، عرفان‌زده و مبارزه با هنر لیبرالیستی و سلطنت‌طلب و از سوی دیگر غبارزدایی از وجهه پاک و مقدس هنر از زنگارها و روشنگری از معنای حقیقی آن.  پاسخ به چیستی هنر انقلاب اسلامی و تمایز هنر ملی و ایرانی حقیقی از هنری که فرهنگ ایرانی را مایه تزویر خود قرار داده است و همینطور تماشا و نمایش هنر قدسی انقلاب و دفاع مقدس، تربیت نیروهای اهل ذوق، صاحب تفکر و متعهد انقلاب و تنویر افکار عمومی  و مردم کوچه و بازار و البته نخبگان و دانشجویان نسبت به فساد سینمای آبگوشتی و مبتذل لاله‌زاری و نقاشی کافه‌ای-سیگاری از دیگر فعالیت‌های آنان بوده است.

تحول بخشی بر قلم و ادبیات ژورنالیستی هنری و بیرون کشیدن آن از ورطه هولناک زردمآبی، احیای شعر عدالت و ظلم‌ستیز و متفاوت نسبت به وضعیت جامعه و فسادهای جاری و صدها حرکت جنبشی و البته متفکرانه و دارای مبنا و استدلال و نظر که هیچ‌وقت مدعیان آرتیست کافه نشین و جشنواره‌ای و شبه عارف و متفلسف هنری دور منقلی نتوانستند جوابی و ردیه‌ای علیه یادداشت‌ها و گفته‌های آنان بدهند و هنوز هم نداده‌اند، نیز از دیگر اقدامات مهم آنان بوده است.

اما امروز از آن جریان ۳۰ سال است که می‌گذرد و جوانان آن جمع که  شمع محفل آنان سید مرتضی آوینی بود همگی سن وسالی پیدا کرده‌اند و یا مانند آقا مرتضی رفته‌اند. طالب زاده سخت بیمار است ولی هنوز ایستاده و با خس خسی که نفسش دارد و کهولتی که پیدا کرده جو حاکم بر امپراطوری رسانه‌ای آمریکا و غرب را مثل عمار خنثی می‌کند و چندسال است که با رصد آگاهان، هوشیاران و عدالت‌خواهانی از آن سوی مرزهای ایران چهره‌هایی را معرفی می‌کند که نشان از آن دارد که پیام و گفتمان خمینی به دنیا مصادره شده است و پیروان وی فقط محصور در ایران نیستند.

تصویری از حلقه هنرمندان انقلابی با حضور شهید آوینی

تصویری از حلقه هنرمندان انقلابی با حضور شهید آوینی و ابراهیم حاتمی کیا

اما با تمام این اوصاف امروز هرکه علیه هنر و صنعت رسانه‌ای و ارتباطاتی غرب و جریان سرمایه‌داری است و قصد آن دارد تا در میان این بازار مکاره و بلبشوی هنر منورالفکرانه، روشنایی هنر انقلاب و دینی را نشان دهد خود را وامدار آن جوانان دیروز و پیران امروز می‌داند.

اگر آوینی نبود و آن جمعیتی که در حوزه هنری بدور خود جمع کرد امروز آثار هنری چون از کرخه تا راین، بچه‌های آسمان، بلمی به سوی ساحل، سفر به چزابه، سمفونی ایثار، کاست نینوا، تئاتر بچه‌های مسجد، از نخلستان تا خیابان، غفلت و رسانه‌های فراگیر، راز، عصر، دیالکتیک نقد، هیچکاک همیشه استاد و سوره‌ای که الگوی همه روزنامه‌نگاران چپی و راستی است نبود که نبود.

براستی آوینی و حلقه متفکر و صاحب ذوق و اهل نظری که بدور خود جمع کرد چه میراث مهمی برای امروز ما بجا گذاشته‌اند! شاید امروز، ما آوینی به معنای مصداقی و مشخص نداشته باشیم ولی مسیر آوینی روشن و شفاف است. راه او راه هنر ولایی، متعهد، عدالت‌خواه و مبارز با استکبار، ظلم و اندیشه سرمایه‌داری است.

میراث آوینی برای جوانان به خوبی در یادداشت‌‌های او موجود است. راهنمایی است برای حل معمای هنر ایران اسلامی. گفتار او در مستندهای عجیب روایت فتح که شیوه مستندسازی را در تاریخ کشور -اگر نگوییم در تاریخ جهان- دگرگون کرد، با آن صدای محجوب، مظلومیت حق و ظلم باطل را آشکار می‌کند و از سختی مسیر برایمان می‌گوید.
این است که آوینی زنده است و هنوز قلم، کتاب، دوربین، تابلو، ساز و ابزار ندایی سر می‌دهند که باید نوشت، خواند، فیلم ساخت و موسیقی نواخت و گفتگو کرد و از هنر انقلاب اسلامی دفاع نمود و علیه هنر مبتذل، شبه روشنفکر و سرمایه‌دار، خنثی و بی‌تفاوت برخواست و شورید. باید صراحت لهجه داشته باشیم و مستدل تبیین کنیم و کاری کنیم که آیندگان نیز آوینی و راه او و همپیمانان او را بشناسند و نگذارند که چراغ خواموش شود.

مصطفی عقاد کیست؟ او تهیه کننده و کارکردان فیلم های سوریه-آمریکایی بود. شهرت وی بیشتر به‌خاطر کارگردانی فیلم‌های محمد رسول‌الله و شیر صحرا (براساس سال‌های آخر زندگی عمر مختار) است.
در سال ۲۰۰۵ به‌همراه دخترش براثر انفجار بمبی که در مجلس عروس در هتلی در اردن کار گذاشته شده‌بود، کشته شد.

فیلم کامل این مصاحبه:

به این مطلب امتیاز دهید:
12345
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top