رسانه نوین به کنشگر نوین نیاز دارد - بررسی الزامات مبلغ دین در رسانه‌ های مدرن- رسانه انقلاب

رسانه نوین به کنشگر نوین نیاز دارد

بررسی الزامات مبلغ دین در رسانه‌ های نوین

نقد-و-بررسی-عملکرد-رسانه‌های-ایران-در-حوزه-دین

رسانه انقلاب: «نقد و بررسی عملکرد رسانه‌ها در حوزه دین» عنوان نشستی بود که در سالن همایش‌های کانون فرهنگی زیتون و با حضور «فرید مدرسی» فعال رسانه‌‌ای در حوزه دین و سیاست، «امیر عبدالرضا سپنجی» رئیس سابق پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات و همچنین «علی اشرف فتحی» پژوهشگر و مدیرمسئول ماهنامه «تقریرات» برگزار گردید.
«دکتر عبدالرضا سپنجی» در ابتدا با اشاره به سابقه‌داشتن بحث تعامل دین با حوزه‌های دیگر و از جمله با حوزه‌های رسانه، سیاست، جامعه و… و همچنین وجود دیدگاه‌های متنوع در این حوزه گفت: « طی ۴ دهه‌ اخیر، به دلیل اینکه از ماهیت منبر خاطرات خوشی داشتیم، احساس کردیم که منبر می‌تواند تمام اقتضائات رسانه‌ای ما را پاسخگو باشد و بهترین رسانه ممکن برای تبلیغ در تمام حوزه‌ها است. به همین دلیل به گفته «دکتر محسنیان»، منبر را به رادیو و رادیو را به تلویزیون بردیم. سیاستگذاران ما رسانه و اقتضائات آن را نشناختند و گمان کردند می‌شود، منبر را با همان شرایطش عیناً به رادیو و تلویزیون منتقل کرد و مردم را به  وسیله آن دیندارتر کرد؛ اما در واقع این‌گونه نشد.»
وی در ادامه این طرز تلقی از رسانه را مختص جمهوری اسلامی ندانست و افزود: «رضاخان نیز رادیو را ابزار تربیت مردم می‌دانست و از آن تلقی مدرسه داشت.» «سپنجی» در ادامه با انتقاد از تحمیل وظایف و مسئولیت‌های نهادهای دیگر بر دوش رسانه گفت: «این تحمیل وظایف باعث می‌شود رسانه از وظایف اصلی خودش، یعنی اطلاع رسانی و سرگرمی‌سازی باز بماند. خطای دید در توجه به این ماهیت رسانه باعث شده است که حتی نظریه مشهوری مثل «نظریه استحکام» هم دیده نشود. بر اساس این نظریه انتشار پیام دینی در رسانه، اگرچه باعث دیندارتر شدن فرد دیندار می‌شود، ولی به همان میزان موجب دور شدن و بی‌دین‌تر شدن فرد بی‌دین می‌شود.  این امر در فضای سایبری نیز به همین شکل رخ می‌دهد.» وی در ادامه به نمونه دیگری از این بی اطلاعی سیاستگذاران از نظریه‌های رسانه اشاره کرد و گفت: «حتی تا اواخر دهه ۸۰ و سالیان اخیر که تلویزیون رسانه اصلی و عمومی به شمار می‌رفت، تصور می‌شد که تکرار پیام، سبب افزایش یادگیری است، در صورتی‌که در هر موضوعی تا حد معینی دریافت صورت می‌گیرد و مخاطب از یک نقطه به بعد، پیام و تکرار آن را بر‌نمی‌تابد. این همان بیان نظریه «اثر بومرنگ» است و در واقع، پیام ارسال شده، به سوی ارسال‌کننده برگردانده می‌شود. این اتفاق در رسانه‌های ما نیز رخ داد و به قدری برخی پیام‌ها تکرار شدند که مردم علاقه‌ خود را به رسانه از دست دادند و از آن‌جایی‌که انتخاب‌های دیگری مانند ماهواره هم داشتند، به سوی دیگر گزینه‌ها تمایل پیدا کردند.»

«سپنجی» در پایان به گسست جدی میان نسل‌ها به عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های فراروی ارتباط دین و رسانه اشاره کرد و گفت: «نسل جدید نسلی خواهد بود که ادبیات دینی، تربیت دینی، رسانه‌ها و حاکمیت را با چالش‌های جدی مواجه خواهد کرد. اگرچه تلاش‌هایی شده است که تربیت خانواده بر این نسل حاکم شود؛ اما رسانه به‌قدری گستردگی جهانی یافته که نسل جدید مطالبه‌گری و بیان افکار و عقاید خود را به خوبی آموخته است. بنابراین باید برای پدیده‌هایی مانند دین‌گریزی، با سرمایه‌گذاری و توجه ویژه بر اساس برنامه‌ریزی راهبردی چاره‌جویی‌ شود. باید بچه‌ها را پیش از مدرسه حداکثر تا پایان دوران دبستان با این فضا آشنا و آنان را برای مواجهه با پیامدهای این عرصه آماده کنیم. به عقیده روان‌شناسان شخصیت کودک تا قبل از ۴ سالگی شکل می‌گیرد؛ اما آیا پدران، مادران و معلمانی داشته‌ایم که توانایی شکل‌دادن صحیح به فرزندانشان را داشته باشند؟ متأسفانه وجود چنین خلایی، گسست میان نسل‌ها را ایجاد کرده است.»

سخنران بعدی نشست «فرید مدرسی» بود. وی در آغاز صحبت‌ها با بیان این مطلب که رسانه‌های جدید نیازمند کنشگران و فعالان متناسب این رسانه‌ها هستند، گفت: «قطعاً روحانیت نمی‌تواند کن‍ش‌گر رسانه‌های مدرن باشد، چراکه دارای ویژگی‌هایی است که در رسانه‌های جدید مصداق ضدتبلیغ خواهد بود.» وی بلافاصله و برای اینکه از صحبت‌هایش برداشت سوئی در مخالفت با تبلیغ توسط روحانیون نشود گفت: «البته این‌که روحانیت به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند کنشگر عرصه رسانه‌های مدرن باشد، بدین معنا نیست که روحانیون نباید به عرصه رسانه راه یابند؛ اما این قشر برای نقش‌آفرینی و اثرگذاری در این عرصه می‌بایست لباس و ادبیات خود را تغییر داده و صرفاً یک مبلغ دینی به معنای رایج و سنتی نباشد.» وی حتی پا را از این نیز فراتر گذاشت و تلاش برای آموختن آداب و آشناسازی روحانیون و طلاب با رسانه‌ها برای کنشگری در این عرصه را نیز اشتباهی بزرگ‌تر تلقی کرد. دلیل ارائه شده وی، نظام آموزشی‌ای است که به باور او برای این ساخته شده است که یک روحانی مبلغ ایدئولوژی، فرقه و یا مذهب خاصی باشد.
انتقاد از نشریات دینی، بحث بعدی مقدسی بود. انتقاد اصلی وی به آشنا نبودن افراد مسئول و نویسندگان این نشریات با معیارها، استانداردها و ویژگی‌های رسانه در ابتدایی‌ترین شکل آن برمی‌گشت و گفت: «تورق چنین نشریاتی، هیچ جاذبه‌ای را برای مخاطب نشریه تخصصی دینی به همراه ندارد. صاحبان چنین نشریاتی در پاسخ به این انتقادات عموماً بیان می‌کنند که این‌ یک نشریه تخصصی حوزه دین است؛ اما باید توجه داشت که نشریه تخصصی نه‌تنها در حوزه دین، بلکه در هر حوزه‌ای نیازمند یک سری استانداردها بوده و تعاریف خاص خود را داراست. از آن‌جایی هم که این افراد در بافت مذهبی پرورش یافته‌اند، هرگونه انتقادی را توهین تلقی می‌کنند، بر‌ می‌آشوبند و نسبت به نقد موضع می‌گیرند. به همین دلیل، اصحاب حرفه‌ای رسانه که در این عرصه حرفی برای گفتن دارند، به خودشان اجازه انتقاد نمی‌دهند.»
او بهره‌مندی از ساز و کارهای رسانه مدرن را لازمه ترویج دین دانست و گفت: «در دنیای امروز، مهم‌ترین مولفه، استفاده از نیروهای متخصص و حرفه‌ای برای پیشبرد و موفقیت اهداف است.  توانمندی مهم‌ترین مؤلفه است؛ اما متأسفانه در کشور ما به جای نگاه به توانمندی‌ها، به دین‌داری و ظواهر افراد توجه می‌شود. در نتیجه تخصص معنای خود را از دست می‌دهد و طبیعی است که راه به جایی نخواهیم برد.
مدرسی در ادامه به لزوم ایجاد یک رسانه منطقه‌ای شیعی هماهنگ با بایسته‌های رسانه اشاره کرد و گفت: «اگر مراجع شیعی قصد ترویج و اطلاع رسانی درباره ابعاد مختلف مذهب خودشان را دارند ، می‌بایست آنها نیز همان کاری را انجام دهند که شبکه‌های عربی و صهیونیستی، انجام می‌دهند. یعنی ایجاد شبکه جهانی و رسانه بزرگ منطقه‌ای بر مبنای تخصص و ساز و کارهای رسانه‌های جدید. البته باید توجه داشت که رسانه بزرگ منطقه‌ای رسانه‌ای نیست که با نگاه فرقه‌ای و تک‌بعدی اطلاع‌رسانی کند. باید از تمامی ابزارهای نوین برای این کار بهره ببرد.»
مدیر تحقیق و توسعه شهر کتاب در ادامه با لازم دانستن تشکیل اتاق‌های فکر با حضور متخصصان رسانه و حرفه‌ای‌ترین فعالان این عرصه گفت: «اگر می‌خواهیم در مقابله رسانه‌ای با وهابیون، سلفی‌ها، تکفیری‌ها، صهیونیست‌ها و دیگر فرقه‌های انحرافی پیروز باشیم، باید از حرفه‌ای‌های این عرصه ولو اینکه به اعتقادات مذهبی التزام نداشته باشند، بهره جست و در گام  نخست باید تمامی رسانه‌های ناکارآمد به اصطلاح تخصصی دینی را برای جلوگیری از ضرر ‌رساندن به بیت‌المال با وجود ناکارآمدی تعطیل کنیم. از سوی دیگر می‌بایست تمامی رسانه‌های غیر اسلامی و شیعی از حیث ویژگی‌ها، ابزارها، کنشگران، نوع بیان و انتقال پیام به‌طور جدی مورد رصد و ارزیابی قرار بگیرند.»
صحبت‌های پایانی مدرسی حاوی پیشنهاداتی برای شیوه کار مبلغان نوینی بود که قصد دارند در عرصه دین و تشیع تبلیغ کنند. وی گفت: « باید در دنیای رسانه جدید به مبلغان جدید فکر کنیم. باید حرفه‌ای‌های رسانه را جذب کنیم حتی اگر این حرفه‌ای‌ها به اعتقادات ما هم التزامی نداشته باشند. مهم این است که التزام حرفه‌ای داشته باشد. مبلغ جدید ممکن است ریش و عمامه نداشته باشد. حجابش مورد پسند ما نباشد؛ اما دین را بشناسد، سیاست‌های دینی را بشناسد و وامدار آن نهادی باشد که می‌خواهد دین را تئوریزه و رسانه‌ای کند و تعهد اخلاقی به آن داشته باشد. همه ما می‌دانیم که دنیای رسانه، دنیای صداقت نیست و این یک شعار فریبنده است. ما قرار است پیامی را منتقل کنیم. باید این پیام در زیباترین و اثرگذارترین شکل ممکن منتقل شود. جمهوری اسلامی این را در زیر ابرو برداشتن مجریان تلویزیونی‌اش فهمیده است؛ اما هنوز نفهمیده‌اند که مجری باید مجری‌گری هم بلد باشد و قیافه تنها باعث جلب مخاطب نمی‌شود.»

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top