انتزاع با نقاشی برای حجاب - گفتگویی با فاطمه وحدتی آراسته خالق مجموعه سفیر صبا- رسانه انقلاب

انتزاع با نقاشی برای حجاب

گفتگویی با «فاطمه وحدتی آراسته» خالق مجموعه آثار سفیر صبا + عکس

نقاشی- گفتگویی با «فاطمه وحدتی آراسته» خالق مجموعه آثار سفیر صبا

رسانه انقلاب: نقاشی به عنوان یکی از هنرهای تجسمی از سالیان دور یکی از هنرهای پرطرفدار در کشور ما بوده است. هنری که با توجه به تنوع در ژانرها و سبک‌های مختلف از نقاشی‌های رئال گرفته تا سوررئال و اکسپرسیون و.. توانسته است که جوانان مشتاق هنر بسیاری را به خود جلب کند. به واسطه همین تنوع سبک در آثار نقاشی همه روزه گالری‌های متعددی با موضوعات مختلف در جای‌جای تهران و شهرستان‌ها در حال نمایش آثار هنرمندان این عرصه هستند. یکی از این گالری‌ها، گالری دوم «فرهنگسرای گلستان» است که نمایشگاهی با عنوان «سفیر صبا» را در خود جای داده است. «سفیر صبا» تعدادی از آثار نقاشی سرکار خانم «فاطمه وحدتی آراسته» هنرمند همدانی در سبک اکسپرسیونیسم انتزاعی است که در این فرهنگسرا به نمایش گذاشته شده است. به همین علت، به سراغ ایشان رفتیم و گفتگوی کوتاهی با ایشان ترتیب دادیم.
به عنوان سوال اول، چرا موضوع حجاب و عفاف را سوژه کار خود قرار داده‌اید؟ آیا دغدغه بوده‌است یا اینکه ضرورتی احساس کردید که وارد این عرصه شوید؟
از طرفی زن به عنوان مادر و همسر و رکن اصلی زایش و حیات‌بخشی انسان گرامی و مورد احترام است و از طرف دیگر این شخصیت و جایگاه حقیقی زن کنکاشی است که در آثار بنده با نگرش‌های فردی دغدغه همیشگی بوده است. در چندین نمایشگاه انفرادی و گروهی که قبل از این هم برگزار شد، موضوع «زن» محور کارهای بنده بود و در این زمینه احساس دغدغه می‌کنم.

به نظر شما آیا هنرهایی از جنس نقاشی یا عکاسی که عموماً در گالری‌ها نمایش‌ داده می‌شود و شاید در فضای جامعه مثل باقی رسانه‌ها مخاطب زیادی ندارند، می‌توانند اثر فرهنگی روی مردم بگذارند؟ مثلاً کارهایی با مدل کار شما چقدر می‌توانند روی مخاطب هدف تأثیر بگذارد؟
به نظر من هر اثر هنری اگر درست و هدفمند پیاده شود، مطمئناً تأثیر خود را خواهد داشت. حالا آن اثر می‌تواند نقاشی باشد، عکاسی باشد یا اثری در غالب رسانه‌های دیگر.

چرا شما وارد عرصه نقاشی شدید؟ یا به عبارتی، شما به عنوان یک هنرمند که دغدغه کار هنری و رسانه‌ای داشتید، چرا قالب نقاشی را استفاده کردید و مثلاً از قالب عکاسی استفاده نکردید؟ نقاشی چه ویژگی خاصی داشت؟
هنرمند برای ارائه دیدگاه خود ابزار و رسانه‌ای انتخاب می‌کند و تلاش می‌کند تا به بهترین شکل آنچه را که می‌خواهد با زبان تصویری به نمایش بگذارد. البته به این نکته هم باید توجه کرد که هر هنرمندی در هر عرصه‌ای، سبکی از رسانه را بر می‌گزیند که مختصات خود را دارد. بنده عکاسی هم انجام می‌دهم و یکی از رشته‌های مورد علاقه من هست؛ اما برای ارائه اینگونه موضوعات انتزاعی بیشتر قالب نقاشی را استفاده می‌کنم، چرا که فکر می‌کنم اگر به صورت غیرمستقیم و ترکیب چند سبک مختلف و اجرای برخی المان‌ها در تصاویر به صورت رمزگونه که در هنر اسلامی نیز هویدا است، پرداخته شود، برای مخاطب جذابیت بیشتری دارد.

برای گسترش و رواج این نوع آثار هنری بین مخاطبان چه اقداماتی می‌توان انجام داد؟
فکر می‌کنم اگر از طرفی در فضاهای شهری، شهرهای گوناگون اینگونه آثار به نمایش گذاشته شوند و از طرف دیگر مردم با  سبک‌های مختلف بیشتر آشنا شوند، اثرگذاری آنها هم بیشتر خواهد بود. علاوه بر اینکه در کنار نمایش آنها برای بالا بردن سواد بصری مخاطبان هم راه‌ حلی پیدا کنیم.

شما نائب رئیس انجمن هنرهای تجسمی شهر «بهار» همدان هم هستید. به عنوان کسی که در بخش اجرایی حوزه هنرهای تجسمی هم هستید -به خصوص اینکه در شهرستانی غیر از تهران هستید- از نظر امکانات و فضایی که برای هنرمندان شهرستان‌ها وجود دارد، شرایط چگونه است؟ آیا از هنرمندان حمایت می‌شود؟
به علت کمبود فضا و نبود بودجه ما سال گذشته از اداره ارشاد خواستیم که فضایی را در اختیار ما قرار دهند، برای اینکه به صورت رایگان آموزش‌ها را ارائه بدهیم. متأسفانه نه فضای مناسبی به ما دادند و نه حمایتی شد. نه فقط برای گروه هنرهای تجسمی، در گروه‌های دیگر هم همین مشکلات وجود دارد. چه از نظر مادی و چه معنوی.

به نظر شما آثار نقاشی چقدر باید به فرم خود متعهد باشند و چقدر باید به سمت همه‌ فهم شدن بروند؟ چگونه می‌توان فرم و محتوا را به صورت همزمان پیش ببریم تا خالق اثر هم بتواند یک اثر با کیفیت و با استانداردهای جهانی خلق کند و هم بتواند حرف مردم خود را به مخاطب برساند؟
هنر ما هنری اسلامی است و قرار است در عرصه جهانی تأثیرگذار باشد. متأسفانه در آثار هنری مشاهده می‌شود که یا فرم جلوتر است از محتوا یا محتوا نتوانسته بر روی فرم درست بنشیند و به خوبی روی هم سوار شوند. هنر درست و خوب این است که سعی شود، هر دوی این عنصر درست بر روی هم قرار گیرند و یکدیگر را تعریف نماید. من تمام سعی خود را می‌کنم در کارهایی که انجام می‌دهم از سبک‌هایی که جهانی هستند، کمک بگیرم و از المان‌های ایرانی‌اسلامی در محتوای آن استفاده کنم و معنا طوری در آثار نمایش داده شود که از این دو عنصر یکی جلوتر از دیگری نباشد. به امید اینکه به این مهم برسیم.

بین سبک‌های مختلف نقاشی (مثل اکسپرسیونیسم، امپرسیونیسم، سورئالیسم و…) به نظر شما کدام یک بیشتر می‌تواند مردمی باشد و مورد استقبال مردم قرار بگیرد؟
مردم  خواهان سبک‌هایی هستند که بصورت رئال خلق شده‌اند. این شاید به آن دلیل است که با تصاویر در سبک‌های جدید آشنایی ندارند. متأسفانه ما مقداری بسته عمل می‌کنیم. برای مردم بیشتر اینطور جا افتاده است که نقاشی‌های کوچه بازاری را می‌پسندند و برای آن‌ پول می‌دهند، ولی برای سبک‌هایی مدرن هزینه‌ای پرداخت نمی‌کنند، چون متأسفانه با این سبک‌ها آشنایی ندارند.

در تاریخ هنر نقاشی  چه در ایران و چه در جهان موردی داشته‌ایم که یک مجموعه آثار هنری به تنهایی بتواند تحولی را در جامعه ایجاد کند؟
در جواب این سوال هنرمندان بسیاری را می‌توان نام برد. بعد از انقلاب صنعتی و بعد از جنگ جهانی دوم در آثار بسیاری از هنرمندان این جریان سازی بر مردم مشاهده می‌شود. اکسپرسیونیست‌هایی مانند «کاندینسکی» و قدیمی‌تر مانند «گوگن», «ون گوگ» که درد و رنج زمانه را به تصویر می‌کشیدند، در این مسیر گام برمی‌داشتند. در رئالیسم اجتماعی  فکر می‌کنم کارهای «بن شان» که کاملاً دغدغه اجتماعی دارد، می تواند مثال خوبی باشد.

در تهران هر از چند گاهی برخی آثار هنری را در بیلبوردهای شهری نصب می‌کنند. این موجب می‌شود، خیلی از مردم این آثار را ببینند و پیام آن را دریافت کنند. آیا چنین اتفاقی در شهر شما هم رخ می‌دهد؟
متأسفانه تنها موردی که من اتفاقاً همین امروز دیدم، این بود که یکی از همشهری‌های ما در جشنواره‌ای با محوریت مقام امام علی علیه السلام، رتبه کشوری را کسب کرده‌اند، اثر ایشان چاپ شده ودر بیلبورد ورودی شهرستان نصب شده بود. اخیراً هنرمندان در شبکه‌های مجازی آثار مدرن از هنرمندان را منتشر می‌کنند که حرکت خوبی است. متاسفانه مشکلی وجود دارد و آن اینکه اگر ما هنرمندان طرح جدیدی با المان‌های مدرن اسلامی برای میادین‌ شهر و ورودی‌ها و فضاهای شهری پیشنهاد کنیم، هیچ استقبالی از جانب مسئولین صورت نمی‌گیرد و ترجیح می‌دهند که همان تصاویر و فرم‌های قدیمی با ماکت‌های قدیمی را استفاده کنند. متأسفانه برای اینگونه پیشنهادها نه استقبالی می‌شود و نه فراخوانی داده می‌شود بدون اتاق فکری و غیر تخصصی طرحی ارائه و اجرا می‌شود و هیچ راهکاری برای استفاده از هنرمندان خلاق بومی وجود ندارد. ورودی شهرها مشکل دارد و دیوارنگاره‌ها وتصاویر نقاشی شده در شهرها بسیار آزار دهنده است.

به عنوان سوال آخر لطفاً از ایده‌ها و فکرهایی که برای آینده در نظر دارید برای ما بگویید.
من فکر می‌کنم بتوانم از نظر فکری تغییراتی در هنرجویان  ایجاد کنم. همچنان به فعالیتهای خود در این عرصه یعنی سبک اکسپرسیون ادامه خواهم داد و سعی می‌کنم جهانی فکر کردن را در کنار توجه به هویت خودمان بیاموزم و همچنان سعی دارم با موضوعاتی که دغدغه بنده هست آثاری را خلق کنم که تاثیر گزار باشد. جهانی فکر کنیم، ولی از سنت و هویت خود دور نشویم.

 

هم چنین بخوانید:
مردمانی به استقامت گز

از ترامپ متشکریم

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top