موسیقی یک شمشیر دوسر است - مصاحبه با دانیال راد - رسانه انقلاب

موسیقی شمشیر دوسر است

مصاحبه با دانیال راد، خواننده و تهیه کننده آلبوم موسیقی «پیشرو»

مصاحبه با دانیال راد

اشاره: صدور مفاهیم دینی در قالب‌های گوناگون هنری، امروز تکلیفی است بر گرده هنرمندان متعهد و متدین. هنر، جهان‌شمول‌ترین راه ارتباطی است و از طریق آن می‌توان با فطرت زیبایی‌دوست تمام انسان‌های دنیا ارتباط برقرار کرد. دانیال راد که دانش‌آموخته حوزه دین است، تکلیف خود را در ترویج فرهنگ عاشورایی از طریق هنر موسیقی دانسته است. او برای این هدف زبان انگلیسی را برگزیده تا با حجم بیشتری از مخاطب ارتباط برقرار کند. مسیری که او طی کرده مسیر طی نشده‌ای بوده ولی در عین حال موفقیت‌های چشم‌گیری بدست آورده است. ما با او به گفت و گو نشستیم تا ماجرای تولید آلبوم «پیشرو» و نگاهش به موسیقی را برایمان بگوید.

لطفا در ابتدا خودتان را معرفی کنید.

بنده دانیال راد هستم. متخلص به «دنی راد»، متولد ۱۳۶۹ در شیراز هستم. در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم و تعالیم دینی من به واسطه خانواده مذهبی بودن و هم تحصیلات آکادمیک من که الهیات بود، خیلی خوب است. اما به عرصه موسیقی ورود پیدا کردم.

شما  الهیات را در دانشگاه خواندید یا حوزه هم رفتید؟

حوزه و دانشگاه را هم‌زمان خواندم.

در حوزه تا کجا خواندید؟

تا ابتدای سطح دو خواندم.

در شیراز؟

در مشهد بودم.

از چند سالگی وارد حوزه شدید؟

۱۸ سالگی اگر اشتباه نکنم.

یعنی دقیقا بعد دورآن دبیرستان بود.

بله بعد از پیش دانشگاهی تمام شد.

شما آلبوم موسیقی‌ای را درباره امام حسین علیه السلام به زبان انگلیسی تولید و در سطح دنیا پخش کردید. واکنش‌های خوبی هم نسبت به آن وجود داشته است. بگذارید از همین قصه شروع کنیم که چطور به ذهنتان رسید که باید چنین کاری کنید و چرا این کار را به زبان عربی انجام ندادید و به انگلیسی انجام شد؟ بازخوردها چگونه بود؟ بیشتر از بازخوردها به ما بگویید. از چالش‌هایی که در این مسیر تا انتشار کار داشتید برای ما بگویید.

من به عنوان یک متخصص در عرصه دین دوست داشتم وظیفه خودم را انجام بدهم، رسالت خود را انجام بدهم اما به دنبال خلاها می‌گشتم. آنجا که خیلی‌ها جرات نکردند پا به این عرصه بگذارند. اجازه دهید تاریخچه تعارض هنر موسیقی و ادبیات و سینما را با دین بیشتر باز کنم.

شما اگر نگاه کنید طی صد ساله گذشته وقتی که سینما راه افتاد، علمای بسیاری از اسلام با سینما رفتن مخالف بودند؛ چرا که تصاویری که به نمایش گذاشته می‌شد مناسب نبود یا این‌که حاوی فرهنگ‌های نامناسب بود. اما رفته رفته و به مرور زمان خیلی از علما فهمیدند این یک رسانه است. این در واقع یک تبلیغ است و صرفا سرگرمی نیست. بستری برای تفهیم مفاهیم است که از طریق چشم انتقال پیدا می‌کند.

کم کم بعضی از علما جرات کردند وارد عرصه سینما شدند و حرام بودنش را برداشتند. همانگونه که حرام بودن شطرنج را امام خمینی برداشتند، همانطور که حرام بودن خیلی از هنرها مثل مجسمه‌سازی را علمای ما برداشتند.

هنر شاید تا ۲۰۰ سال گذشته جنبه سرگرمی داشته است اما از ۱۵۰ ساله گذشته که ما به سمت عصر حاضر حرکت می‌کنیم، می‌بینیم که هنر یک نقطه عطف تبلیغی است و اگر متخصصین ما و روحانیت ما به عنوان پزشکان روح، وارد این عرصه نشوند، پزشکان روحی بسیاری از دین‌های دیگر می‌آیند و ارواح بسیاری از مردم را در دست می‌گیرند.

یک مثال ساده‌تر بزنم اگر ما بدن یک انسان را فرض کنیم، به عنوان یک پزشک جسم بخواهیم معاینه کنیم، برای معاینه پزشک جسم نباید حد و مرزی را قائل شود، اینکه بگوییم حرام است دست نزنید، نگاه نکنید، درست نیست. پزشک باید برای معاینه دست بزند، نگاه کند، واکاوی کند تا جلوگیری از مریضی‌ها و درمان صورت گیرد.  بیماری‌ها را، موسیقی، هنر، ادبیات، شعر، مجسمه سازی همه از همین قشر است.

یک روحانی، یک متخصص عرصه دینی باید واکاوی کند و همه حکم‌ها را کنار بگذارد. باید موسیقی را پلی کند، فیلم را باید به تماشا بنشیند، باید گوش بسپارد تا بتواند از آن فساد بزرگ جلوگیری کند و باید بتواند راه‌حل‌هایش را بگوید. مسلما یک نفر که فقط و فقط موسیقی خوانده است و یک نفر که فقط و فقط هنر خوانده و چیزی از فقه و مبانی نمی‌داند، چیزی از اخلاق نمی‌داند، چیزی از ریزه‌کاری‌های دین نمی‌داند چطور می‌تواند راه‌کاری را ارائه بدهد که در موسیقی بتواند مثمر ثمر باشد یا در سینما یا در مستند یا در خیلی هنرهای دیگر حتی در مجسمه سازی، حتی در نقاشی، حتی بازی‌سازی نمی‌تواند مفید باشد.

از طرفی هم ما باید به بطن زمان رجوع کنیم. بطن زمان یعنی اینکه که وقتی من به عنوان محدث یک حدیثی را می‌خوانم و مثلاً این حدیث را که الحاجه والمحجون درباره کسی که حجامت می‌کند و کسی که حجامت می‌شود بود. روزه هر دو باطل است. اگر شما ببینید در هیچ‌ کدام از مبطلات روزه اسمی از حجامت برده نشده است. اما اگر شما شرایط زمانی و فقه الحدیث را بررسی کنید می‌بینید که آن کسی که حجامت می‌کند و آن کسی که حجامت می‌شده است، در حال غیبت کردن بودند. آن شرایط زمانی آنها بوده است. یعنی اگر ما به آن شرایط رجوع کنیم می‌بینیم که موسیقی یک نماد بود. هنر یک نماد بوده است. نمادی از فحشا و نمادی از فساد بوده است.

آن شخصی که موسیقی را کار می‌کرد فاسد بود. آن گروهی که موسیقی را کار می‌کردند فاسد بودند. آن کسی که موسیقی را گوش می‌داده، می خواست در آن باند برود و از آن نهی شده است چون آن شخص نمی فهمید که آن باند چگونه است، آن سلسله چه چیزی است، آن مافیا چیست.

اگر واقعا کنکاش کنیم متوجه می‌شویم که اصلاً ماجرا یک چیز دیگر است. الآن متوجه می‌شویم که یوسف اسلام، به عنوان کسی که به موسیقی اسلامی ورود پیدا کرد، از امریکا طرد شد. چرا امریکایی‌ها طردش کردند؟ یک کم دیگر که کنکاش کنیم راجع به شخصیت بزرگی شبیه مایکل جکسون، شخصیتی که حتی همین امروز که دارم صحبت می‌کنم، روی صفحه اول آیتون به عنوان بهترین موسیقی‌دان، موسیقی او است. چرا گفتند از سرطان پوست مرده است؟ اما کنکاش کنیم می‌بینیم که ایشان به سمت اسلام گرایش پیدا کرده بوده و اگر ایشان اسلام خود را اعلام می‌کرد جامعه آمریکا برمی‌گشت.

 

شما در واقع موسیقی را به عنوان یک رسانه دیدید. یکی از بهترین رسانه‌ها که می‌شد با آن پیام دینی داد و سراغ آن رفتید. چکار کردید؟ چه اتفاقی افتاد؟

در بین شیعیان، هیچ کس موسیقی را به زبان انگلیسی – که زبان خیلی از مردم دنیا است – کار نکرده بود. تصمیم من بر این شد که وارد این عرصه بشوم و با زبان انگلیسی، با دانشی که قبلا یاد گرفته بودم به دست به تولید موسیقی بزنم. وقتی که این آلبوم را ساختیم و به دنیا عرضه کردیم دیدیم که واقعا یک خلایی بوده که وجود داشته است.

اسم آلبوم چه بود؟

پیشرو. شاید ترجمه‌ای از همان امام باشد. وقتی‌ که این آلبوم را به دنیا عرضه کردیم خیلی‌ها از گوشه و کنار دنیا نوایی را می‌شنیدند که شاید اصلا به گوششان نخورده است یا آن نوا را مخالف شنیده بودند. یعنی وقتی که شیعه را شنیده بودند یک چیزی در ذهنشان تداعی می‌شد؛ شاید فقط خون می‌دیدند، شاید فقط قمه زنی را می‌دیدند، اما وقتی که این تعالیم منتشر شد که در رادیوی آنها سه دقیقه با آن ریتم شاد پخش می‌شد یک اسمی را می‌شنیدند که اسم حسین است و بعد من کامنت‌ها را می‌دیدم که می گفتند: چه اسم معتاد کننده‌ای است! چه اسم آشنایی است! چه اسم مانوس کننده‌ای است! این اسم چه کسی است؟ ما فقط هدفمان این بود که این اسم را بگوییم. می‌توانستند خودشان سرچ کنند how is hossein؟ حسین چه کسی است؟

هدفمان این بود که یک نام باشد که این نام مظهر عشق، مظهر صلح، دوستی و نجات دهندگی و مظهر شادمانی است. یک نفر به نام حسین است، وقتی‌ که در پیله‌ها غرق می‌شوید و نمی‌توانید پروانه بشوید، دستتان را می‌گیرد و شما را پروانه می‌کند.

آز این آلبوم استقبال شد. چرا؟ بخاطر مفاهیم‌اش دوست داشتند بدانند که یک نفر است که نجاتشان بدهد. گویا که مردم در پیله‌های دنیا فرو رفته بودند و منتظر یک ناجی هستند و وقتی که اسم حسین را می شنوند، یک اسم خاص را می‌شنوند به دنبال یک امام هستند. وقتی که اسم یک امام را می شنوند دوست دارند پیرو ایشان شوند. چه امامی بهتر از حسین؟! اما در وهله اول هدف ما شناساندن نام حسین به دنیا بوده است.

شما چند تا آلبوم منتشر کردید؟ 

تا حالا یک آلبوم بوده است و چهار تا پنج قطعه تک بود که حدود شاید ۲۰ تا ۲۱ قطعه روی هم رفته می شود.

در چه بازه زمانی است ؟

در بازه زمانی حدوداً دو سال است.

مضامین شعر مستقیم به امام حسین اشاره می‌کرد؟ مضامین شعرها را بازگو کنید که تلفیقی یا مستقیم بوده است؟

اول باید تک قطعه‌ها را از آلبوم جدا کنم. چون که تک قطعه‌ها برای امام رضا و امام زمان بوده است. اما آلبوم منحصراً برای امام حسین بوده است. در این آلبوم ما فقط یک قطعه را به عنوان داستانی از کربلا بیان کردیم.

دو برادر بودند؛ یکی شبیه یوسف بوده است و یکی شبیه بنیامین که همان بنجامین در شعر انگلیسی می‌شد. اتفاقاتشان را کاملا بطور داستان‌وار و تلویحی گفتیم. صحرا بود، گرگ بودند و اینکه ماه بود و زمین بود و این‌که ماه به دور زمین می‌چرخید. آن ماه اسمش عباس بود و آن زمین نامش حسین بود. صریح‌ترینش این بوده. اما بقیه قطعه‌ها کاملا تلویحی بوده و حسین (ع) پشت پرده‌ای از عشق، محبت، دوستی و نجات دهندگی و مضامین کاملاً مثبت قرار گرفته است.

این آلبوم با یک فرآیند کاملا حرفه ای و در استودیو ضبط شده است؟

بله؛ همینطور است. کاملا حرفه‌ای بود و در استودیو ضبط شده است و علاوه بر این که استودیویی ضبط شدند، مفاهیم آن طوری است که تمام دنیا بفهمند. یعنی اینکه تلویحاتی که به کار برده شده، از اسپانیا و آمریکا و اروپا و اسپانیا و آفریقا و آسیا فرستادیم تا مردم آنجا تلویح‌های آن را بگیرند و به ما بگویند که این برای ما مفهوم دارد یا نه.

قبل از اینکه شعر خوانده شود برای افراد مختلف فرستادید که این برای شما روشن است یا نه؟

بله؛ این که ببینیم این برای شما معنی می‌دهد و معنی را می‌رساند. خیلی از شعرها عوض شد چون ما می‌خواستیم یک چیزی بگوییم که مخاطب وقتی می‌شنود ذهنش فقط به یک جا رهنمون بشود و آنقدر این شعرها را ادیت کردیم، آنقدر برای دیگران فرستادیم تا بالاخره به آن چیزی که می‌خواستیم رسیدیم.

برگردیم به همان مباحث اصلی که در مورد اندیشه‌ای پشت این کار بوده است. شما فرمودید که موسیقی بخاطر تاریخچه گره خورده‌ای که با فساد داشته است، در دوران کهن و دوران سنت و این آمیختگی همواره‌اش با فساد باعث شده بود که حکم حرمتش اعلام شود. یعنی خود موسیقی فی حد ذاته حرمتی ندارد یا وضع حرام‌گون یا وضع حلال‌گون ندارد بلکه وضع مباحی دارد، وضع بینابینی دارد بلکه در نحوه استفاده با یک پدیده دیگر حکم حرمت بر آن بار می‌شود.

تقریبا هیچ دوره ای از تاریخ نیست که جریان غالب موسیقی با فساد همراه نشده باشد یعنی شما نمی بینید که دوره ای از تاریخ باشد که جریان موسیقی اصطلاحاً حلال و بی فساد باشد؛ که جریان قالب آن جامعه و آن تمدن شده باشد.

اگر فرض کنیم که اصطلاحاً ذات موسیقی چیزی در خود دارد که در بیشتر موارد فساد را در خود جذب می کند و سنخیتی با انواع فساد در ذات خود دارد، باید چه کنیم؟ آیا موسیقی را باید تخته کنیم و در آن را ببندیم و برای همیشه کنار بگذاریم و حرمتش را اعلام کنیم یا اینکه نه! در این وضعیت هم راه حل‌هایی به ذهن می‌رسد؟

موسیقی یک شمشیر دوسر است. موسیقی ذوالفقار، هنر یک ذوالفقار است. هنر به طور کل یک شمشیر دوسر است که می‌شود از آن خوب استفاده کرد یا بد! اشاره کردید به طول تاریخ تا به الان. اگر در طول تاریخ نگاه کنید، از قابیل گرفته تا به خوارج و به داعش برسد همه دنبال‌روی یک مکتب و یک فکر هستند. یعنی اینکه داعش الان به وجود نیامده است، خوارج الان به وجود نیامده است، همینطوری ریشه دارند.

هنر هم ریشه اش همینطور است. از آغازی که به وجود آمده است ریشه داشته است. هنر چیزی است که در ذات انسان‌ها است. قرآن را همیشه پیامبر اکرم با صوت خوانده است. آنقدر که پنبه می‌گذاشتند درگوش‌شان تا کسی ایمان نیاورد. این معجزه کلام آخرالزمان، دلالت بر این دارد. این صوت هارمونی به شدت مهم است. اگر این هارمونی نبود، اگر مقابله با هارمونی نبود، هیچ وقت پیامبر با صوت قرآن را نمی‌خواندند؛ آن هم با صوت‌های خیلی خاص، صوت‌هایی که دل همه می‌لرزید.

شمشیر دست نا اهلانش افتاده است. شما همین الان اگر رسانه را نگاه کنید غالب رسانه روی فساد است. غالب سریال‌ها و فیلم‌ها روی فساد هستند. غالب مجسمه سازی‌ها روی فساد هستند. غالب نقاشی‌ها هم همینطور است. اگر نگاه کنید هنر در دست نا اهلان است. همانطور که خلافت دست نا اهلان افتاد. همانطورکه اگر خلافت دست نا اهل نمی افتاد الآن وضعیت ما این نبود.

ما باید این را بدانیم که باید از دست نااهلان خارج کنیم. باید بشناسیم. باید ورود کنیم. من می‌توانم موسیقی را به شما بدهم که یک دقیقه از آن را بشنوید و ده روز حال شما را بهم بریزد و فقط دواش دست من است و می‌توانم یک دقیقه موسیقی به شما بدهم که آن را خنثی کنید، پادزهرش است. چون من می‌دانم چه تاثیراتی در روح انسان می گذارد.

چگونه موسیقی در ذهن گیر می‌کند و ذهن می‌خواهد حلش کند و می‌توانم اصواتی به شما بدهم که راحت ذهنتان حلش کند و آرام بگیرد. آن نقشی که هنر دارد را نمی‌شود واقعا تکذیب کرد ولی آن سلسله مراتبی که دچار فساد شده، باید آن سلسله را نگاه کرد و چون سلسله از بنیاد خراب شده است، به قول شما باید از یک جایی شروع کرد. از یک جایی باید شمشیر را برداشت و به مقابله پرداخت. من این را خوب می‌دانم که هنر حتی موسیقی، در غرب صاحب دارد یعنی واقعا دست یک عده است. هرکسی را نمی‌گذارند وارد شود. هرکسی که بخواهد با اعتقادات آنها مقابله کند نابود می کنند چون می‌دانند این یک رسانه است که اگر از ما گرفته شود یک دنیا بر می‌گردد.

با توجه به این شرایط بسته‌ای که شرکت‌ها و کمپانی‌هایی که سرمایه‌داری برای موسیقی ایجاد کردند و این در واقع سدهایی که گذاشتند که موسیقی‌هایی غیر از موسیقی خودشان در دنیا پخش بشود آیا امکانات دیگری برای پخش جهانی وجود دارد؟

بله؛ واقعا وجود دارد چون که شاید تا ۲۰ سال گذشته شاید هیچ راه مقابله‌ای با آنها نبود اما الان در عصر حاضر با وجود شبکه‌های گسترده اجتماعی و با وجود نقش بزرگ تبلیغات می‌شود شرکت نوپای اسلامی، کمپانی اسلامی- شیعی راه بیافتد و تاسیس شود و بتواند جهان را تحت تاثیر قرار بدهد.

شما حتماً خواننده معروف سامی یوسف را می‌شناسد که ایشان را شرکت اویکنینگ مشهور کرد. یک شرکت نوپای اسلامی بود که اولین‌هایش سامی یوسف بوده است. سامی یوسف را بالا آورد اما سامی یوسف فهمید در آن شرکت چه خبر است و بیرون آمد و با ای ام تی اینترنشنال شروع به کار کرد. اویکنینگ شروع به روی کار آوردن ماهر زین و مسعود کرتیز و امثال آن کرد که اگر شما نگاه کنید در سوابق این افراد می‌بینید که همه این افراد با کمپانی‌های صهیونیستی در ارتباط هستند.

اساتید و آهنگ سازهای آن ها بزرگانی هستند که برای درجه یک‌های دنیا موسیقی می‌سازند. یک شرکت نوپا برخواست و مسلماً با پول خریداری شد. چون در اول که این گونه نبوده است. چرا؟ چون می‌دانستند اگر یک شرکت نوپای اسلامی بالا بیاید آن هم در موسیقی و ویدئو می‌تواند دنیا را نابود کند و یک جامعه را نابود کند چون بودجه کمتری برای ساخت موسیقی می طلبد مثل یک فیلم نیست.

دیدن یک موزیک ویدئو سه دقیقه وقت می‌برد. شنیدن یک موسیقی ۴-۳ دقیقه بیشتر وقت نمی‌برد در حالی که یک فیلم و سریال یک ساعت وقت می‌برد و تاثیر یک رسانه در فروپاشی خانواده خیلی مهم است، من منکر این مسئله نیستم و می‌گوئیم هر دو مهم هستند. می‌گوییم که جوان سمت آن نرود. شما همین الان آمار بگیرید می‌بینید که آمار طلاق در خواننده‌ها خیلی بیشتر از آمار طلاق در هنرپیشه‌ها و بازیگرها است، چرا؟ چون موسیقی در ذهن‌شان تکرار می‌شود؛ آن عاشقی در ذهن‌شان تکرار می‌شود؛ آن سدی که نمی‌گذارد خانواده را بپاشد تکرار می‌شود. آن سد دلتنگی، آن سد تعلق چیزهایی است که حتی اگر ما با موسیقی عاشقانه خوب کار کنیم می‌توانیم روی خانواده‌مان کار کنیم و آمار طلاق را پایین بیاوریم.

یک چیزی در مورد کمپانی‌ها در ایران گفتید. یک شبه کمپانی که در واقع کمپانی نیستند، یک شبه نهادهایی برای موسیقی ایجاد شدند مثل آنچه که آقای حامد زمانی درست کرده، موسیقی راه درست کرده است یا آن چه که اوج درست کرده است که فکر می‌کنم اسم آن مهواج باشد.کار آنها را دیدید، بررسی کردید، ایرادی می‌بینید؟

بله. در رابطه کمپانی‌های ایرانی که تازه تاسیس هستند من واقعاً انتقاد جدی دارم اینکه واقعاً خیلی از دوستان خوب هنرمند پر از دغدغه را می‌شناسم که دغدغه موسیقی دارند اما شرکت‌ها راهشان نمی‌دهند. استعداد خیلی خوبی هم دارند، خوب می‌توانند بنوازند، خوب می‌توانند بخوانند، کلاس‌هایش را رفتند اما جایی برای شرکت‌ها ندارند.

مگر نه اینکه قرار بود مسلمان‌ها را آن کسانی که تحت تعالیم خودمان هستند را پرورش بدهیم پس چرا اینها را راه نمی‌دهید. شما بروید امثال جاستین بیبر را نگاه کنید. اول از کانادا چک شده و به اسرائیل بردند. مراسم و تشریفاتی انجام دادند و دیدند که خودمانی است و بعد او را آوردند. مگر اینجا مملکت اسلامی نیست؟ مگر کسی که اسلامی کار می‌کند، برای اسلام، برای تعالیم اسلام نباید حمایت شود؟

خیلی خوشحالم که شما در این سن جوانی این کار را انجام دادید. معمولا ما بد به جامعه مخاطب نگاه می‌کنیم، جامعه مخاطب را بعضا بچه حزب الهی می‌بینیم، بعضا شیعه ایرانی می‌بینیم و دیگر خیلی خوب باشیم، جامعه شیعی می‌بینیم و دیگر خیلی آدم‌های سوپرنچرالی باشیم مثلا جامعه اسلامی می‌بینیم که این دیگر نقطه پایانی کار است. هیچ‌وقت دنیا و فطرت انسان که بتوان با آن صحبت کرد و مخاطب داخل قرار بگیرد را نمی‌بینیم. البته من نفی نمی‌کنم ساختار آثار برای این دسته‌های مسلمان‌هاف شیعیان ولی شما در سطح سیاست‌گذاری عمل می‌کنید و عملیات انجام می‌دهید.

 

به این مطلب امتیاز دهید:
12345
Loading...

دیدگاه بگذارید

2 نظرات روشن "موسیقی شمشیر دوسر است"

مطلع شدن از
دسته بندی بر اساس:   جدیدترها | قدیمی ترها | بیشتر رای داده شده

کاش سخن ایشان را مسولین می شنیدند، این صحبت ها درد دل ما جوان هاست

سلام
بسیار زیبا و کارشناسانه درباره موسیقی شیعی و اسلامی صحبت شده است. جای همچین افرادی در این مملکت خالیست و چرا نباید نهادهای اسلامی به این افراد بها بدهند؟
به امید ظهور حجت


Top