آموزش، حلقه مفقوده خوانندگان ارزشی - مصاحبه با مهدی اسدی خواننده جوان ارزشی - رسانه

آموزش، حلقه مفقوده خوانندگان ارزشی

مصاحبه با مهدی اسدی خواننده جوان ارزشی+صوت آواز

مصاحبه با مهدی اسدی خواننده جوان ارزشی

رسانه انقلاب: مصاحبه‌ای که در ادامه می‌خوانید، گفتوگویی با «مهدی اسدی» خواننده جوان پاپ است که بیشتر در زمینه ارزشی، انقلابی و دینی می‌خواند. وی از دیار خطه سرسبز شمال کشور است و چندوقتی است در تهران زندگی می‌کند. در این مصاحبه او از مشکلات خواندن در زمینه ارزشی می‌گوید.

از کجا شروع کردید و چگونه وارد دنیای موسیقی شدید ؟

مهدی اسدی هستم متولد ۱۳۶۴ در شهرستان ساری. از کودکی درگیر کارهای فرهنگی و هیأت‌های مذهبی بودیم. متوجه شدیم که خداوند به ما یک ته صدایی داده است و سعی کردم آن را مقداری تقویت کنم. در شهرستان‌ها پر و بال دادن به هنر و به خصوص هنرهای ارزشی خیلی سخت است. با سرود ادامه دادم و در دهه هفتاد گروه سرود مطرحی داشتیم. گروه سرود «میثاق» که زیرمجموعه آموزش و پرورش مازندران بود و خوب مطرح شده بود. بعدها در زمان دبیرستان سراغ موسیقی رفتم. جدا از مباحث موسیقی آیینی و قرائت قرآن و مداحی اهل بیت، وارد موسیقی سنتی شدم. تا یک جایی بحث آواز سنتی را بدون کلاس جلو آوردم و سعی کردم حداقل استانداردها را رعایت کنم.

تولید کار هم داشتید؟

فعالیت می کردم ولی تولید کار نداشتم چون کسی به یک نوجوان شانزده هفده ساله برای سرمایه‌گذاری اعتماد نمی‌کند. در سن بیست سالگی وارد دنیای موسیقی پاپ شدم. آن اوایل ترانه می‌گفتم ولی بعدها به آواز محدود شد. من ریسک کردم که وارد فضایی شدم که معمولاً بچه‌های ارزشی نمی‌روند و آنها هم آنجا نیستند که بشود برای یادگیری و شاگردی سراغشان رفت. به هر حال من خیلی چیزها را در آن فضایی که با من سنخیتی نداشت یادگرفتم و تاوانش را دادم و این طبیعی است. به موسیقی در بین بچه ارزشی‌ها توجه چندانی نمی‌شود. در حالی که در  هالیوود با آن همه دبدبه و کبکبه، فقط یک ششم دنیای موسیقی هزینه می‌شود. متأسفانه در بین بچه‌های ارزشی این مرسوم نیست که وقتی می‌خواهید یک کار ارائه دهید باید آن کار را حتماً درست یاد بگیرید و ارائه دهید. در بین بچه ارزشی‌ها این جنس آدم ها نیستند که بتوانند آموزش دهند. باید از شهرستان بلند شوید بیایید تهران و در تهران هم سخت پیدا می‌شوند.

مصاحبه با مهدی اسدی خواننده جوان ارزشی

مصاحبه با مهدی اسدی خواننده جوان ارزشی

اولین کار رسمی خود را کی انجام دادید؟

من اولین کار رسمی را در سال ۸۸ با صدا و سیمای مازندران شروع کردم. در آن سال بعضی از هنرمندان در بحث‌های سیاسی با جریان فتنه همسو شدند و صدا و سیما هم شروع به غربالگری کرد. البته در استان‌ها این وضعیت نبود. آنها می‌خواستند صداهای جدیدی بشنوند. یکی از دوستان که جزو شاگردان استاد «بابک بیات» بودند من را به صدا و سیما معرفی کردند و از آنجا کار ما شروع شد. یک کار مناجاتی آکاپلا آواز محور که در آن سازی استفاده نمی‌شد. خدا کمک کرد و همین جور کارها پشت سرهم آمدند. کار بعدی یک کار پاپ محلی برای امام زمان(عج) بود. کار بعدتر برای شهدا و همینجور ادامه پیدا کرد تا الان.

یعنی بیشتر آنها شما را دیدند و قابلیت‌های شما را پسندیدند. شما خودتان جلو نرفتید؟

من از بچگی در فضای کار صدا بودم و همین الان هم دوره‌های حرفه ای صدابرداری را دنبال می کنم. در دنیا صدابرداری یک صنعت است. در سال‌های اخیر در شناسنامه کارها از میکس و مستر نام برده می‌شود. در مدرسه عالی رسانه که تحت نظر دانشکده خبر است دوره حرفه‌ای مجری‌گری را  می‌گذرانم که تک بعدی نباشم.

فکر نمی کنید اگر بخواهید در اجرا کمی بیشتر ورود کنید قصه موسیقی را تحت تأثیر قرار دهد. شما قصدتان دیده شدن هم هست؟

این را فکر کردم اما خیلی جاها هم به درد کارم خورده است. خیلی‌ها هستند که فقط نان اسمشان را می‌خورند. بحث دیده شدن نیست. من تفکری را از زمان نوجوانی داشتم. متاسفانه در بحث هنر، بچه‌های ارزشی به دلیل حاشیه‌ها یا محدودیت‌ها  کم ورود پیدا می‌کنند. در سینما کسی مثل «حاتمی‌کیا» یا شهید «آوینی» حضور دارد. در گرافیک استاد «نجابتی» حضور دارد اما در فضای موسیقی کسی نیست. یک زمانی در دهه ۶۰ آقای «گلریز» بودند. دهه هفتاد آقای «کویتی پور» بودند آقای «اصفهانی» بودند اما در یک مقطه زمانی دیدیم هیچ کدام از اینها نیستند. الان نسل جدید خواننده‌های ارزشی را با وجودی که مطرح شده‌اند (سعی می‌کنم اسم نیاورم)اما خیلی کار دارند. نزدیک محرم که می‌شود خیلی داستان داریم. طرف می‌زند موسسه فلان آموزش مداحی، لحن های فلان .. دوستان ما هستند ولی واقعیت این است که هنوز خودشان مشکل دارند. من با وجودی که ۱۶ سال تجربی کار کرده بودم همه را کنار گذاشتم که آکادمیک کار کنم که بتوانم حرف برای گفتن داشته باشم.

ارتباط این‌ها با موضوع اجرا چیست؟

خیلی جاها به دردم خورده است. یک جایی برای اجرای موزیک رفته بودم. یک مشکلی پیش آمد. آدمی بود که در حد تجهیزات خوب بود ولی هوش موسیقایی نداشت. آنجا من کمکش کردم. اجراهای استیجی بسیار سخت هستند. اولاً ‌که زنده هستند. دوماً ‌مخاطب جلوی شما نشسته‌اند.
چیزی که متوجه شدم این است که شما بحث اجرا را نه برای اجرا که بتوانید از آن در برگزاری مراسم خودتان کمک بگیرید. به عالم موسیقی بر می‌گردیم. به هنر ارزشی چندبار اشاره کردید. به نظر شما آیا  هنوز در زمینه موسیقی ارزشی سنگ‌اندازی وجود دارد؟ چون حامی اصلی موسیقی خود مجموعه رسانه‌ای نظام است و قدرت اصلی آنجا متمرکز است اما چگونه است که خیلی‌ها از این سنگ‌اندازی ها یاد می‌کنند؟
یک مشکل داخلی داریم و یک مشکلی که خارج از فضای بچه‌ها است. در بحث داخلی دوستان ما نمی‌خواهند آموزش ببینند و  فکر می‌کنند همان کار تجربیشان درست است. وقتی کار حرفه‌ای انجام می‌شود قضیه فرق می‌کند. ما اسامی خیلی معروفی داریم که بعضی از آنها از نظر فنی فاجعه هستند. متأسفانه انتقادپذیر نشده‌ایم. من خودم خواندن را از قرائت قرآن و مداحی شروع کردم و یاد گرفتم و در محرم به دوستان نمی‌گفتم خواندن‌هایتان و سبک‌هایتان را درست کنید. هم صدای داخل درآمده است و هم صدای خارج. همین انتقاد ناپذیری باعث می‌شود دنبال اصلاح نروند.
من این تابو شکنی را در کار خودم انجام دادم و رفتم یاد بگیرم. سراغ کسانی رفتم که در فضای انقلاب و ارزش نبوده است ولی من از آنها یاد گرفتم. همان موضوعی که پیامبر فرموده است علم را اگر در چین است یاد بگیرید. چینی‌ها که قاعدتاً‌ مسلمان نبوده‌اند.

مصاحبه با مهدی اسدی خواننده جوان ارزشی

شما مشکلی نداشتید که علم را از افراد غیرانقلابی هم یاد بگیرید؟

بله. در واقع نبودند که یاد بگیرم. نسل الان به دلیل حضور تکنولوژی فکر می‌کند که هنرمند شده است. یک کارت صدا و یک میکروفن استودیویی و چند سمپل کامپیوتری می‌گیرد و شروع به ساختن می‌کند. آن طرف دنیا اگر کسی با سمپل کامپیوتری آهنگ می‌سازد حتماً‌ استفاده از آن سمپل‌ها را نیز بلد است. نمی‌شود این حرف را زد اما متأسفانه در بحث تولید کیفیتی در کارهای ارزشی اوضاع افتضاحی داریم. خواننده فقط می‌خواهد بگوید حزب‌اللهی هنرمند هم دارند و می‌خوانند.
کیفیت‌ها حتی در فضای موسیقی غیرارزشی هم به شدت کاهش پیدا کرده است. سطح ادبیات بسیار افت کرده است. آقای عصار از سال ۸۹ تا الان کنسرت نداشته است.

آقای عصار را از نزدیک می‌شناسید؟

از طریق کارهایشان بیشتر می‌شناسم. کارهای ارزشی این آدم بیشتر جا افتادند. این آدم در آن فضا چگونه می‌شود که کم کار می‌شود و حضور ندارد. همچنین آقای اصفهانی که غریبستان و ولایت عشق را خوانده است دیگر نیستند و کم کار شده‌اند. فضا خراب شده است. مباحث فنی کنار گذاشته شده است. سراغ تهیه‌کننده‌های کارهای غیرارزشی که می‌روید و دلیل تولید کارهایشان را می‌پرسید حرفشان این است که مردم می‌خواهند. آشپز این خوراک فرهنگی شما هستید. منو جلو مردم می‌گذارید و می‌گویید غذاها همین است. مردم که متخصص نیستند و مجبور می‌شوند همین‌ها را بشنوند.

من فکر نمی‌کنم این علت اصلی کم رنگ شدن حضور این چهره‌ها باشد چون اینها گروه‌های حرفه ای خودشان را دارند. مطمئناً دلایل دیگری هم دارد که چهره‌ها کم کار هستند.

من داشتم به عامل داخلی اشاره می‌کردم. اینکه افراد نمی‌خواهند زحمت بکشند. اسم درکردن خالی نیست. مشهوریت اول ماجرا است. در خواننده‌های ارزشی آقای سامی یوسف خیلی حرفه‌ای کار می‌کند. روانشناس است و می‌داند چه آهنگ‌هایی انتخاب کند. در بحث پیامبر خیلی کار کرده است چون در خارج از کشور کار می‌کند و مسلمانان خارج از کشور بیشتر اهل تسنن هستند. پدرشان استاد رادمنش از بزرگان موسیقی کشور بودند و می‌داند چکار می‌کند. آهنگ مادر را به دو زبان خوانده است. کسی یک شبه این‌گونه رشد نمی‌کند. اینها را یاد گرفته است.

و اما عامل خارجی؟

عامل خارجی این است که این موضوع اساساً‌ جدی گرفته نشده است. در بحث سینما آقای حاتمی کیا و امثال او زمانی شروع کردند که آن مباحث در اوج بود. الان اگر بودند و می خواستند شروع کنند مطمئن باشید قیچی می‌شدند. موسیقی ارزشی در دهه هشتاد اگر از قبل عقبه نداشته باشد محو خواهید شد. برای سیستم حاکم این چیزها مهم نیست. نه تنها مهم نیست که اگر بتوانند می‌زنند. تفاوت ایدئولوژیکی دارد خودش را نشان می‌دهد. فضایی است که یکی مثل شهید حججی که داستانش گل کرده است هم مورد اهانت بعضی‌ها قرار می‌گیرد. در این فضا من چه کاری می توانم انجام دهم؟
من کتاب فتح خون شهید آوینی را به صورت خودجوش صوتی‌اش کردم. باور نمی‌کنید که چقدر از خودی‌ها حرف شنیدم! می‌گفتند فازت چی بود؟ وقتی جدی گرفته نشویم یعنی در برنامه نیستید. در بودجه نیستید. در اجرا نیستید. در ساخت و تولید کمک نمی‌شوید.
من رفتم یک کار ارزشی درباره شهدا بسازم. زمانی که کار مدافعان حرم تازه داشت گل می‌کرد. سراغ خیلی از شعرا رفتم و گفتم کاری به ایدئولوژیتان ندارم. این آدم‌ها به عنوان اسطوره رفته‌اند و جان داده‌اند. یک نفر حاضر نشد بیاید. آنهایی هم پاسخشان مثبت بود بحث مادی را مطرح می‌کردند.

مصاحبه با مهدی اسدی خواننده جوان ارزشی

مصاحبه با مهدی اسدی خواننده جوان ارزشی

در کارهای ارزشی که تاکنون خوانده شده‌اند اگر بخواهید ۱۰ تا کار هیت در این سی چهل سال نام ببرید از کدام‌ها اسم می‌برید؟

ولایت عشق آقای اصفهانی آلبوم ماه غریبستان. جماعت یک دنیا حرفه. کارهای آقای عصار مثل قدسیان و کاری برای محرم داده بود که… یا تک آهنگی که درباره بیت المال و مسوولین خوانده بود. در دهه هفتاد آقای کویتی‌پور بودند. دهه ۶۰ هم بیشتر کارهای آقای گلریز بودند مثل خجسته باد این پیروزی. از کارهای آقای زمانی کار شناسنامه خیلی خوب بود. ایشان جا دارد خیلی بیشتر کار کنند و این گفته من تنها نیست گفته اساتید است.
من گله‌ای هم دارم که ما برخلاف دنیا،  باید سراغ رسانه‌ها برویم و نمونه کار نشان دهیم. من سال ۹۳ سازمان اوج فراخوانی زده بود در زمینه کارهای ارزشی.  ما موسیقی فرستادیم و مدت زیادی خبری نشد. آمدم تهران. ساعت ۱۰ که کارمندان سر کار آمدند. با پیگیری تازه cd‌را پیدا کردیم و هنوز باز نشده بود.

الان مشغول چه کاری هستید و آخرین اجراها چه بوده و آیا شما آهنگساز و شاعر بخصوصی دارید؟

در فضای ارزشی آخرین کارم، کاری بود که برای آقای رئیسی تولید کردم. با عنوان انقلابی که پخشش هم خیلی خوب بود. الان ساخت یک داستان دارد پخش یک داستان دیگر. شاید باورتان نشود که ادمین سایت‌های موسیقی غیرارزشی چه پول‌های کلانی در می‌آورند که مثلاً اگر صفحه اول بگذارم فلان میلیون تومان می گیرم و … در بحث پخش کارهای ارزش هم خیلی ضعیف هستیم.  در بحث آلبوم نتوانستیم خیلی کار کنیم.
من دنبال اسم نیستم. بامداد بیات پسر آقای بیات در ۱۶ سالگی آهنگسازی سریال انجام داده بود. سریال آفتاب و زمین که سال ۸۱ پخش شد. ایشان می‌گوید من آرزویم این است که کار انقلابی بسازم اما کسی سراغ ما نمی‌آید. در حال حاضر البته تهیه کننده ندارم. تهیه کننده‌ها ریسک نمی‌کنند و با کسی کار می‌کنند که قبلاً صدایش پخش شده باشد. خود آقای اصفهانی قبل از اینکه مشهور شوند و آلبوم دهند آلبومی به اسم گلچین داده بود که خیلی کم شنیده شد و در آن نوحه‌های قدیمی را به شکل موسیقی در آورده بود و بعدها مداحان از سبک آن استفاده کردند. در همان سال سریال تنهاترین سردار با صدای ایشان آمد و در ولایت عشق هم که اوج کار ایشان بود. یعنی آقای فخیم زاده به ایشان اطمینان کرد.

از مافیای موسیقی در موسیقی ارزشی هم صحبت کنید. آیا مافیا وجود دارد؟

من اطلاع ندارم که در فضای موسیقی ارزشی مافیا داریم یا نه. در حدی که شنیده‌ایم فلان مسوول پشت فلان خواننده است. هدف در کار ارزشی اعتقادی است و مافیا خیلی کار را خراب می‌کند. ما باید تست بگیریم و بدون تعارف بهترین‌ها را انتخاب کنیم. از بین تهیه کننده‌ها مأوا تنها موردی بوده که کار من را دیده و پیغام داده‌اند که صبر کنید تا خبرتان کنیم. در بحث شعر و ترانه هم شاعران خوبی مثل آقای قاسم صفاران را داریم که با دیدن آثارش متوجه می‌شوید که چگونه با مهارت مفاهیم دینی را در دل ترانه‌ها می‌آورد. شاعرانی داریم که فقط در سطح غزل نمانده و ادبیات را می‌فهمند. در بحث آهنگسازی اما ضعف داریم.

مصاحبه با مهدی اسدی خواننده جوان ارزشی

مصاحبه با مهدی اسدی خواننده جوان ارزشی

گروه‌های در موسیقی دنیا وجود دارند که موسیقی ایدئولوژیک می‌خواندند و موجب تحولات اجتماعی وسیعی شدند. مثل گروه‌های پینک فلوید. فکر می‌کنید موسیقی ایدئولوژیک ما که ارتباط تنگاتنگی با جنگ و انقلاب دارد و فازش کاملاً‌ حماسی است می‌تواند باعث ایجاد جنبش اجتماعی شود؟

حتماً می تواند. ما مگر زمان انقلاب نداشتیم. ایران ایران را آقای رویگری با دو تا طبل و چند تا هم‌خوان خواند. هنوز این آهنگ تأثیرگذار است. تأثیرگذاریش به حدی بود که مداحان آن زمان که از هر آهنگی استفاده نمی‌کردند از این تأثیر پذیرفتند. زینب زینبی که سلیم موذن زاده‌ای که خودش یک اسطوره است خواند از  همین آهنگ تأثیر پذیرفته است. مشکلی که داریم این است که دیگر دلی کار نمی‌شود. آقای رویگری می‌گفت ما این کار را در یک زیر زمین کار کردیم. به خیلی از آهنگسازهای اسمی آن زمان پیشنهاد آهنگ انقلاب شد نپذیرفتند.
در مداحی هم همین است. حاج اصغر آقا زنجانی آیا صدا دارد؟ یک های های با آن لهجه ترکی می‌گوید مردم خودشان را می‌کشند. متأسفانه متافیزیک و معنویت از موسیقی ما رخت بربسته است.

منظور شما از متافیزیک چیست؟ کمی توضیح بدهید.

در سریال شهریار در آن قسمتی که عارف قزوینی او را دعوت می‌کند در صحنه می‌بینیم که عارف عبا روی دوشش است و ساز را در دست گرفته است. قدیمی‌ها تا وضو نمی‌گرفتند به ساز دست نمی‌زدند. چگونه است که اذان موذن زاده می‌ماند؟ در صورتی که الان در مسابقات اذان، مثل موذن زاده بخوانید بیرونتان می‌کنند. موذن زاده برای آن اذان ۴۰ روز روزه گرفته بود. آوینی چگونه آوینی شد. چطور می‌شود در بین سینماگران ارزشی آوینی صاحب جریان می‌شود. یکی از همکاران ایشان نقل می‌کرد که ایشان در برگشت از منطقه به اتاقشان می‌رفت و در را می‌بست و یک دل سیر با زیارت عاشورا گریه می کرد و با توسل از ائمه کار می کرد. آن فضا دیگر نیست که کار دلی انجام نمی‌شود. الان با یکی دو میلیون می‌شود یک استودیو خوب در خانه برپا کرد ولی چرا کارها تکرار نمی‌شود؟

کسانی که یک روزی مخالف هرگونه موسیقی بودند امروز از این سر بام افتاده اند و نگرانیشان کنسرت‌ها و ربنای شجریان شده است. جریان چیست؟ در مستندی مثل بزم رزم روایت تواب و منتقد را وارونه می‌گویند. نمی‌گوید اینهایی که امروز اینقدر نگران موسیقی  هستند همان افراطی‌های قبلی هستند.

اولاً که رمضان فقط افطار نیست و افطار هم فقط ربنا نیست. اگر می‌خواهیم مانور بدهیم سحر خوانی مرحوم صالحی و سیدجواد ذبیح را پخش کنیم. در صورتی که تحقیقات بسیار جامعی درباره موسیقی آیین شده است. بخصوص توسط استاد هوشنگ جاوید. مناجات‌های مناطق مختلف ایران را اگر با یکدیگر مقایسه کنید یک دنیایی است. ربنای شجریان به سفارش آقای حسین صبح‌دل که انقلاب شده بود و هنوز چیز مناجاتی نداشتند انجام شده بود.
در مورد این وارونه جلوه دادن جای تواب و منتقد هم از زرنگی این جریان است که نمی‌گذارند مردم همه ماجرا را ببینند. من چیزی به اسم رپ ارزشی هم شنیدم. این یعنی چه؟ استفاده ابزاری به این می‌گویند. به امام علی(ع) گفتند معاویه فلان کار را کرد که فرمودند معاویه معاویه است و من نمی‌توانم مثل او باشم. انقباض و انبساط عمدی در سیاست‌گذاری مدیران و دولت‌ها مخاطب را اذیت می‌کند. افراط و تفریط‌ها موسیقی را نابود می‌کند. یارگیری فرهنگی که هر دولت انجام می‌دهد خودش عامل دیگری در نابودی موسیقی است. اینکه رهبر انقلاب ناچار می‌شوند بیایند بگویند من انقلابی هستم. من در فضای بچه‌های غیرارزشی بودم و البته یک چیز خوبی دارند. دین شما را هم که قبول ندارند حداقل توهین نمی کنند. خنثی است. منظور من از این یارگیری این است که با بزرگ گردن برخی چهره‌های مورد علاقه خودشان بخش دیگر موسیقی مورد غفلت واقع می‌شود. انگار تمام موسیقی همین است که این دوستان می‌پسندند.

و حرف پایانی.

اول اینکه انتقادپذیر باشیم. دوم اینکه دنبال آموزش برویم. روایت داریم که بعد از مرگ فرشتگان چیزهای را به انسان یاد می‌دهند که در آن طرف چیزی برای گفتن داشته باشد. کیفیت هم بحث سوم است. متأسفانه در بین بچه‌های ارزشی به کیفیت چندان توجه نمی‌شود. صدابرداری الان یک صنعت است. یک آیتم بسیار مهم در کیفیت موسیقی است. باید با شاعر قوی کار شود. هزینه شود. تا بحث حمایتی نباشد نمی‌شود کار خوب انجام داد. درد دلی هم با موسسات فرهنگی دارم که از آنها خواهش می‌کنم در دسترس باشند.
یک خاطره جالب هم دارم که می‌خواهم بگویم. در ساری آقای علیرضا قربانی کنسرت داشتند و من و عده‌ای بچه‌ها مسئولیت اجرایی داشتیم. بعد از قسمت اول ایشان به اتاق بک استیج رفتند. فقط من و ایشان بودیم. ایشان حال خاصی داشت و داشت تمرکز می‌کرد. به من گفتند که لطفا چراغ‌ها را خواموش کن و بعد شروع کردند به قدم زدن. به ایشان گفتم می‌خواهید از اتاق بیرون برم. گفتند خیر مساله‌ای نیست. کمی فضولی من گل کرد و آرام نزدیک ایشان شدم. دیدم که دارند زیر لب نادعلی و آیه الکرسی می‌خوانند. باورم نمی‌شد که خواننده‌ای مثل ایشان اهل ذکر و دعا باشند. بعد که روی صحنه رفتند و خواندند مردم بلند شدند که بروند، یکباره ایشان برگشت سمت میکروفون و گفتند که دلم نیامد که این کار را نخوانم. و از خون جوانان وطن لاله دمیده را خواندند. آنجا مانند مجلس روضه شد. همه گریه می‌کردند. من ایمان داشتم که این اثرگذاری بخاطر همان دعا و خلوتی است که داشتند. عرضم اینجاست که مشکل مهم بچه‌های ما که آثار ارزشی می‌خوانند نبود و یا کمبود خلوت با خود و خدا و استاد اخلاق است.

آقای اسدی از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید متشکریم.

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

1 دیدگاه روشن "آموزش، حلقه مفقوده خوانندگان ارزشی"

مطلع شدن از
دسته بندی بر اساس:   جدیدترها | قدیمی ترها | بیشتر رای داده شده

کارهای شما را دنبال می‌کنم جناب اسدی. کارهای بسیار با احساس و خوبی دارین. به امید موفقیت‌های بیشتر


Top