لباس تدلیس بر تن دین-دکتر عبدالملکی از شبهه در منبر به عنوان امر رسانه‌ای می‌گوید-رسانه انقلاب

لباس تدلیس بر تن دین

مصاحبه با دکتر عبدالملکی پیرامون شبهه در منبر به عنوان امر رسانه‌ای

مصاحبه با دکتر عبدلمالکی پیرامون شبهه در منبر به عنوان امر رسانه‌ای

اشاره: در چند سالی که می‌گذرد سخنرانی‌، تریبون و منبرهای متفاوتی در فضای مجازی دست به دست می‌شود که حاوی مطالب و نکات شبهه افکنی در بین اذهان عموم مردم است. از سوی دیگر منبر نیز خود دارای کارکرد رسانه‌ای بوده و از این منظر یک رسانه دینی به حساب می‌آید. با توجه به این نکات پایگاه جامع تحلیلی رسانه و هنر انقلاب بر آن شد تا با حجت الاسلام دکتر «سید امیر عبدالملکی» یکی از مخالفان جدی سخنران جنجالی این سال‌ها، یعنی آقای «سید حسن آقا میری» به مصاحبه بنشیند تا ابعاد مهم شبهه در منبر به عنوان پدیده رسانه دینی را بررسی کند.

بسم الله الرحمن الرحیم

به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر، منبر دچار یک سری تغییرات و شاید به نوعی استحاله شده است. ضمن اینکه نظر شما در این باره چیست می‌خواستم بدانم این تغییرات و دگرگونی در منبر چه شرایطی را برای رسانه سنتی ما به ارمغان آورده است؟ آیا تأثیرات فرهنگی و اجتماعی داشته است و یا خیر؟

 

یکی از ابزارهای پرکاربرد مذهبی در باب اطلاع‌رسانی، مشخصاً در باب تعلیمات اسلامی، منبر و وعظ وعاظ منتصب به دین بوده است. این در همه ادیان الهی بوده است. ما با این عنوان منبر را در شیعه هم داشته‌ایم. شما در زمان پیامبر اکرم (ص)، در زمان ائمه معصومین (ع) و حتی در زمان خلفای بنی‌امیه و بنی‌عباس می‌بینید برای دگرگونی‌های بزرگ در جامعه، از مساجد و منبر استفاده می‌کردند. حالا شخص هرچقدر در ارائه سخنرانی و منبرش هنرمند بود می‌توانست باطل را حق جلوه دهد و بالعکس. با یک سخنرانی عمروعاص یک‌دفعه ورق را برمی‌گرداند. از این طرف هم بود. با یک روشنگری عمار وضعیت تغییر می‌کرد.

حالا اگر بخواهیم منبر را بما هو منبر فقط در مساجد معنی کنیم، خوب این چنان کارکرد صحیحی ندارد. اهل بیت (ع) از هر فرصتی برای روشنگری بهره می‌بردند. یکی از آن قالب‌ها منابر در مساجد بود. حالا آن هم چگونه بود؟ در وقتی که پیامبر (ص) مسجدالنبی را با اصحاب بعد از هجرت به مدینه ساختند، روزها به یک ستونی تکیه می‌دادند و صحبت‌های خودشان را برای مردم بیان می‌کرند. بعد از مدتی اصحاب دیدند سخت است که پیامبر روی پا بایستند. یک حالت منبر، یک کرسی و صندلی تهیه کردند. بعد از اینکه پیامبر (ص) روی آن کرسی نشستند ستونی که هر روز پیامبر به آن تکیه می‌داد به ناله درآمد. آن ستون امروز هم در مسجد النبی هست و به آن “ستون حنانه” می‌گویند؛ ستونی که ناله کرد. حالا این خلاصه‌ای از کارکردی منبر در اسلام بود. قبل از این هم حضرت عیسی (ع) و حواریون سخنرانی داشتند که آن هم در قالب منبر بود.

شبهه یعنی چه؟ یعنی شبیه انگاشتن. یک موضوعی را شبیه یک موضوع دیگر برای مردم تدلیس کنید. حق را در قالب باطل و بالعکس.

اما امروز مردم، آن نوع خاص در قالب سنتی مذهبی را منبر می‌گویند. شما می‌بینید در حسینیه ارشاد وقتی دکتر شریعتی و طیف فکری ایشان شروع کردند به کار فرهنگی، می‌خواستند منبر را از قالب خود خارج کنند. میز و صندلی آوردند و انگار شما وارد سینما شده‌اید. امروز هم شما می‌بینید خیلی از کسانی که منورالفکر مآب هستند مراسم‌های ختم و حتی مذهبی خود را در حسینیه‌ها و مساجد سنتی برگزار نمی‌کنند. در جایی بررسی می‌کنند که یک سالن اجتماعات باشد و صندلی داشته باشد. صحبت ما الآن روی این موضوع نیست. ما با کارکرد واعظ و سخنران کار داریم.

 

بنظر شما شبهه چه تعریفی دارد؟

شبهه یعنی چه؟ یعنی شبیه انگاشتن. یک موضوعی را شبیه یک موضوع دیگر برای مردم تدلیس کنید. حق را در قالب باطل و بالعکس. نمود این برای من و شما ممکن است در این چند سال باشد؛ ولی اینطور نیست. در ۵۰ سال گذشته بوده، در ۱۰۰ سال گذشته بوده، در زمان مشروطیت بوده، در زمان عثمانی‌ها بوده و… . همیشه کسانی بوده‌اند که در لباس مذهب و دین و معنویت، کارهایی مخالف آن روش و مکتب را داشته‌اند. امروز البته شما می‌توانید رسانه را هم یک منبر بدانید. یک عنوانی در فضای مجازی می‌بینید خیلی زیاد شده به نام منبرک. منبر را در قالب منبرهای یک دقیقه‌ای و بصورت خلاصه شده به شما تحویل می‌دهند. این ماهیت منبر بود. یعنی اطلاع‌رسانی. کاری که امروز رسانه‌های ارتباط جمعی مثل تلگرام، واتس‌آپ، سایت‌ها و… هم انجام می‌دهند. حالا بیاییم صحبتمان را گسترده‌تر کنیم و منبر را با این گستره وسیع در نظر بگیریم. هرچند این افرادی که عرض کردم تدلیس می‌کنند، امروز در قالب هیئات و مجاس مذهبی یک اقبال خوبی هم دارند. مثلاً در برخی مناطق تهران خیلی بیشتر قبول می‌کنند که در یک محفل مذهبی و یا هیئت یک شخص غیرروحانی سخنرانی کند. این یکی از آفاتی است که داریم.

صحبت در این است که برای هر موضوعی باید متخصص و خبریت آن فن صحبت کند. مثلاً اگر من بخواهم درباره موضوعات پزشکی نظر بدهم، خوب به من می‌گویند شما چه پایه علمی دارید که حالا می‌خواهید درباره پزشکی نظر بدهید؟ صحبت پیرامون مبانی دینی می‌طلبد که یک سری مقدمات را بلد باشید. یعنی اگر شما می‌خواهید پیرامون تفسیر قرآن صحبت کنید باید حداقل صرف و نحو، علم لغات و… بلد باشید و در کنارش با احادیث و روایات آشنا باشید. الآن در تهران افرادی هستند که بدون لباس روحانی سخنرانی می‌کنند و تفسیر قرآن می‌گویند بدون اینکه هیچ پایگاه و خاستگاه دینی و حوزوی داشته باشند. در هیئات بزرگ تهران هم می‌بینید که از این‌ها استفاده می‌کنند. خوب این اشتباه است. صحبت ما این است که اگر کسی می‌خواهد پیرامون موضوعی صحبت کند باید درباره آن تخصص کافی داشته باشد.

بحث بعدی، جاذبه‌های مصنوعی و غلطی است که امروز می‌بینید برای منبرها تبلیغ می‌کنند. خالَف تعرف. بر خلاف روال عادی شنا کن تا سریع شناخته شوی! شما می‌بینید اینگونه عملکرد، خیلی زیاد شده است. هستند کسانی که چه در لباس روحانیت و چه خارج از لباس روحانیت حرفی می‌زند که با تمام نظریات از صدر اسلام تا کنون مخالف بوده و برای خودش هم سفسطه و مغلطه می‌چیند. این باعث می‌شود این حرف سریع در بین دهان‌ها بچرخد و این شخص سریع شناخته شود. از طرفی هم مردم معمولاً دوست دارند آن حرفی که علاقه دارند را بشنوند. خیلی‌ها برای اشتباهاتشان به دنبال توجیه هستند. یا در مباحث دینی آن چیزی که همه می‌گویند برخلاف عرف و شرع است، یک نفر بیاید توجیه کند و چه بهتر که در لباس روحانیت باشد. این موجب شده است مردم بعضاً اعتماد خود را نسبت به وعاظ و منبری‌ها از دست بدهند؛ چون بررسی نمی‌کنند که این شخص دارد اشتباه می‌کند و الزاماً اشتباه از آن مکتبی نیست که این فرد از آن سخن می‌گوید.

خالَف تعرف. بر خلاف روال عادی شنا کن تا سریع شناخته شوی!

انگار منبر امروز مدیریت نمی‌شود. متولی مدیریت منبر کیست؟

متأسفانه این مطلبی که می‌گویید کاملاً صحیح است. اگر شما امروز یک کرم بهداشتی یا یک بستنی یا یک ظرف یک بار مصرف را بدون استاندارد لازم در بین بازار مصرف توزیع کنی، متولیان امر و اشخاصی که در آن صنف فعالیت می‌کنند به سرعت علیه شما گارد می‌گیرند. می‌گویند باید بازرسی شود. اما متأسفانه امروز در جامعه ما بدلیل تعدد مجالس مذهبی و استفاده از افراد غیرمتخصص، شما می‌بینید کسی می‌آید و صحبت‌هایی را در لباس پیامبر با انتصاب به دین مطرح می‌کند که هیچ صحت ندارد. متولی این موضوع حوزه‌های علمیه، سازمان تبلیغات اسلامی، دادسرای ویژه روحانیت برای پیگیری تخلفات و… است. بعلت تعدد این اشتباهات پیگیری آن‌ها هم بسیار سخت شده است. علاوه بر اینکه غالباً الآن اینطور شده است که در مجالس از افرادی که همفکر خودشان هستند دارند استفاده می‌کنند. برخی جلسات نمی‌خواهند یک چیز صحیحی که درمان مشکلشان هست را پیدا کنند. به دنبال توجیه اشتباهات خودشان هستند. متأسفانه بعد از تذکرات مکرر هم می‌بینیم که باز هم روال خود را ادامه می‌دهد. فضای مجازی عرصه‌ای را برای این اشخاص ایجاد کرده است که مریدها و پیگیرهای زیادی دارند و اگر لازم باشد با این شخص برخورد شود، باعث یک تهدید برای آرامش جامعه می‌شود.

الحمدلله در سال‌های اخیر شاهد این بودیم که حوزه‌های علمیه با دایر شدن یک معاونت با عنوان “تهذیب” از ملبس شدن و منبر رفتن اشخاصی که شروط لازم را ندارند جلوگیری می‌کند. سابق بر این اگر در نزد یک روحانی برای مثلاً چند سال می‌خواندی، او می‌توانست با اختیار خودش ملبس کند. الحمدلله جلوی این اتفاق گرفته شده است. حوزه‌های علمیه در ایران با ایجاد معاونت تهذیب، آن شروط لازم را در شخص بررسی می‌کنند. اینکه از حیث علمی، جایگاه اجتماعی و… آیا قابلیت ملبس شدن را دارد یا نه؟ بعداً هم شما می‌بینید که این پیگیری ادامه دارد. به این معنا که یک نفر ممکن است بعداً تفکراتشان تغییر پیدا کند. خیلی‌ها بوده‌اند که مثلاً در ابتدای انقلاب یک سر تفکرات را داشته‌اند، الآن بعد از گذشت ۲۰-۳۰ سال دقیقاً مخالف روال سابق خود هستند. پیگیری ان موضوع با معاونت تهذیب و دادسرای ویژه روحانیت است.

 

شاخصه‌های یک منبر شبهه‌افکن و تخریبگر و در مقابل آن شاخصه‌های یک منبر انقلابی صحیح و استخوان‌دار چیست؟

شبهه با توجه به شرایط زمانی و مکانی تغییر پیدا می‌کند. در هر زمانی مردم به دنبال موضوعاتی هستند که در آن مقطع زمانی برای آن‌ها اهمیت دارد. آن شخصی که شبهه می‌افکند، آن کار اشتباه را با توجه به آیات و روایات و مستنداتی که دارد خوب جلوه می‌دهد و یا توجیه می‌کند. یک نوع از شبهه هم شبهه‌ای است که از ابتدا یک موضوع تاریخی یا دینی را به توجه به روایات ضعیف به گونه‌ای دیگر جلوه می‌دهد. در علم حدیث به آن “قیل” می‌گویند؛ یعنی یک قول ضعیف. آن را مطرح می‌کنند و مردم را همراه آن می‌برند. جاذبه‌های خاص خودش را هم دارد.

امروز شاهد این هستیم که در عرصه منبر یک روحانی که در سال‌های گذشته ما ایشان را در عرصه جهاد و دفاع مقدس فعال می‌دیدیدم، امروز دقیقاً صحبت‌هایی که از زبان ضدانقلاب مطرح می‌شود را از زبان ایشان می‌شنوید. یعنی امروز دقیقاً آمده یک «اسلام تبشیری» و یک «اسلام رحمانی» دروغین را به مردم معرفی می‌کند. خوب جاذبه‌های خودش را هم دارد. مردم به دنبال این هستند که یکی به آن‌ها بگوید هر کاری دلش خواست انجام بده و هیچ کس تو را عقاب نمی‌کند. اما باید دید آیا این با مبانی دینی و قرآنی ما همخوانی هم دارد و یا خیر؟ خوب ندارد. حقیقت را به گونه‌ای برای مردم نشان می‌‌دهد که مردم خودشان دوست دارند. خوب ناخودآگاه خیلی پامنبری و مرید هم پیدا می‌کند. یکی از نگرانی‌های ما این است که این افرادی که با این عنوان و به اسم مذهب جذب این شخص شده‌اند، اگر فردا بفهمند این حرف‌ها اشتباه بوده است آیا نسبت به دین و مذهب گارد نمی‌گیرند؟

یک زمانی شما دزد اموال مردم هستی. خوب این را می‌توانی به صاحبش برگردانی. اما یک زمان دزد اعتقادات مردم هستی. خوب یک نفر با این نوع فکر بزرگ می‌شود، فرزندش را با همین تفکر تربیت می‌کند، بعد می‌بینید جامعه‌ای رو به انحطاط رفت. اینکه گفته‌شده اگر یک شخص را نجات بدهی مثل این است که جامعه‌ای را نجات داده‌ای و اگر یک فرد را از بین ببری مثل این است که همه جامعه را از بین برده‌ای، به این دلیل است.

این تفکر از ابتدای اسلام بوده است. به آن می‌گویند “مرجعه”. این تفکر در اواخر قرن اول هجری نمود پیدا کرد و در آن مقطع زمانی شما می‌بینید که حکام بنی‌امیه خیلی پیگیر بودند که این را فراگیر کنند. چون توجیهی برای اشتباهات خودشان بود. می‌گفتند اگر کسی اشتباهی انجام داد خودش می‌داند و خدایش. درصورتی که اسلام گفته ((ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات)). همراه ایمان باید عمل صالح هم تبلور و تجلی داشته باشد. قرآن صراحتاً می‌گوید “أشداء علی الکفار رحماء بینهم”. ایشان امروز می‌گوید ما باید نسبت به دشمنان خودمان هم باید رحم کنیم.

در شبهه افکنی چه منافعی برای شخص شبهه افکن وجود دارد؟

فقط شخص، مد نظر نیست. گاهی مجموعه‌ای که او را بعنوان بلندگوی خود قرار داده‌اند. این‌ها دفاع می‌کنند از منافع یک مکتب. دارد به نفع آن مکتب کار می‌کند. وقتی شما از ایران بیرون می‌روید، در کشورهای دیگر در میادین بزرگشان که توریست زیاد است، شما با حجم انبوهی از مسیحیان تبشیری مواجه می‌شوید. افرادی که خیلی خوب و مهربان هستند، می‌آیند و به شما هدیه می‌دهند، به شما یک انجیل می‌دهند و به دینشان دعوت می‌کنند. خوب این برای خودش دارد کار می‌کند؟ خیر؛ برای کلیسا دارد کار می‌کند. متأسفانه ما اینطور برای دین خودمان کار نمی‌کنیم که مسیحیت تبشیری کار می‌کند.

یک زمان دارد سنگ یک مکتبی را به سینه می‌زند. یعنی بر خودش هم امر مشتبه شده است. آن‌هایی که در نهروان جلوی امیرالمؤمنین(ع) ایستادند، امر برشان مشتبه شده بود که علی کافر است! قتل علی را واجب می‌دانستند. علی که نماد دین است، به وصیت پیامبر پس از او خلیفه است، اوکه افضل اولی است و… . به خاطر آن تفکر این جنگ رخ داد. همان اتفاقی که در ابتدای انقلاب برای برخی از منافقین افتاد.

متأسفانه امروز در جامعه ما بدلیل تعدد مجالس مذهبی و استفاده از افراد غیرمتخصص، شما می‌بینید کسی می‌آید و صحبت‌هایی را در لباس پیامبر با انتصاب به دین مطرح می‌کند که هیچ صحت ندارد.

یک زمان برای مکتب کار نمی‌کند. برای شخص کار می‌کند. یعنی برای اینکه بیشتر شناخته شود و از عواید مادی یا عواید غیرمالی استفاده کند. مثلاً برخی دوست دارند در یک جمعی به آن‌ها بیش از دیگران توجه شود، دوست دارند برخلاف جریان شنا کنند و بعنوان اپوزوسیون و لیدر شناخته شوند. متأسفانه بدترین نوعش هم آن نوعی است که قربه إلی الله این شبهه را در بین جامعه فراگیر می‌کند.

الآن و در شرایط فعلی ما، منبرهای شبهه افکن حول چه موضوعاتی بطور مشخص برگزار می‌گردد؟

این حرفی که می‌زنم ممکن است به مذاق خیلی خوش نیاید. متأسفانه ما در دو دهه اخیر جوان‌ها را از محافل مذهبی و دینی مثل مساجد فراری داده‌ایم. برای جذب مجدد جوان‌ها به این محافل، بیشتر موضوعاتی مطرح می‌شود که دغدغه روز این جوان‌هاست.یا مثلاً دغدغه‌های جوان‌ها مثل مسأله مالی. خوب حالا یک شبهه‌ای را مطرح می‌کنیم ولی آیا درمان آن را هم به جامعه ارائه می‌دهیم؟ موضوعاتی که امروز خیلی پیرامون آن مانور می‌دهند ارتباط شخص با خدا، قلب پاک، عدم وجود عذاب، مهربانی‌های افراطی، عدم دخالت در زندگی دیگران (نفی امر به معروف و نهی از منکر) و موضوعاتی که برای اقشار مذهبی که متأسفانه خوب عمل نکرده‌اند _مثل مسجد جمکران_ و موضوعاتی از این دست است. یا عدم وجود عذاب الهی؛ موضوعاتی که مردم را به اباحه‌گری می‌کشاند.

مردم دوست دارند یک راه مفر و توجیهی برای اینکه به کارهای اشتباهشان ادامه دهند را کسی جلوی پایشان بگذارد. غالباً این‌ها در انتها بازمی‌گردد به یک انتفای مالی. آن‌هایی که در این میان انتفاء مالی را نمی‌خواهند و بصورت اعتقادی یک کاری را انجام می‌دهند، این‌ها بسیار خطرناک‌تر هستند و مقابله با آن‌ها بسیار سخت‌تر است. برخی از آقایان اینطور کار می‌کنند. یعنی طوری امر بر آن‌ها مشتبه شده که قربه إلی الله این کار را انجام می‌دهند. شما نگاه کنید به ابن ملجم مرادی برای قتل علی ابن ابیطالب با آن دو نفر دیگر کجا هم قسم شد؟ در خانه کعبه هم قسم شدند که علی و معاویه و عمروعاص را بکشند. با چنین نهروانی کار سخت‌تر است تا آن کسی که بیاید شمشیر می‌کشد ولی از جان خودش هم می‌ترسد.

 

آیا می‌توان از ریخت‌شناسی منبرهای شبهه افکن و منبرهای انقلابی صحبت کنیم؟ الآن تقریباً در منبرهای انقلابی شبهه‌افکنی نمی‌بینیم. ولی غالباً شبهه‌افکن‌ها را در کسانی می‌بینیم که نسبتی با انقلاب ندارند. البته بعضاً در برخی مثل آقای آقامیری چیزهایی از جنگ و… هم دیده‌ایم.

همان را هم برای تطهیر خودشان استفاده می‌کنند.

ببینید؛ ما یک آسیب‌شناسی در منابر داریم. یک بخشی مربوط می‌شود به وظایفی که مستمعین دارند. گذشت زمانی که ملای ده هرچه می‌گفت مردم می‌گفتند حتماً درست می‌گوید. امروز با توجه به دسترسی مردم به رسانه‌های ابزارجمعی به راحتی می‌توانید با یک جستجوی خیلی ابتدایی از صحت و سقم مقدماتی صحبت‌ها مطلع شوید. غالباً کسانی که منبرهای شبهه‌افکن دارند از فضای قرآن و عترت به دور هستند. به قول امروزی‌ها بیشتر، حرف دلی می‌زنند. یعنی حرف‌هایشان کمتر رنگ و بوی علمای سنتی را دارد. یکی از مباحثی که خیلی مطرح شده است (بحث قصاص) که از سمت یکی از همین افراد مطرح شده است. نوع و جنس شبهه افکنی در امروز با گذشته خیلی متفاوت است. امروز شما برای شبهه افکنی فقط از صدای خودت استفاده نمی‌کنی. در گذشته یک منبری روی یک مطلب تأکید می‌کرد و مستمع خود را در مشت خودش نگه می‌داشت. امروز شما می‌بینید این به تنهایی کفایت نمی‌کند. امروز مواجه هستید با افرادی که از تمام ابزارها مثل تصویر، موسیقی، فضای مجازی و… در غالب یک پادکست، تیزر، ووله تلویزیونی و… استفاده می‌کنند و یک مطلبی را به شما القا می‌کنند.

این‌ها جاذبه خودش را دارد. شما نمی‌توانید منکر جذابیت موسیقی شوید. نمی‌توانید منکر این شوید که اگر یک مطلبی را به مخاطبت القا کنی و همزمان یک تصویر و موسیقی بسیار آرام در کنار این صحبت‌ها باشد، اثرگذاری آن به مراتب بیشتر خواهد بود. شما می‌بینید دنیا از رسانه‌های جمعی بصورت بهترین استفاده را می‌کند. یعنی مثلاً در یک فیلمی وقتی می‌خواهند مناره و گنبد یک مسجد را نشان بدهند یک موسیقی ژانر وحشت _که خیلی‌ها مثلاً این موسیقی را در فیلم ارّه شنیده‌اند_ بصورت خیلی ملایم پخش می‌کند و بعد همان لحظه مصادف می‌شود با صدای اذان. مخاطب آن وحشت را با الله اکبر در کنار هم قبول می‌کند. هرجای دنیا شما یک نفر را با دشداشه  ریش بلند ببینید، برای شما تداعی کننده داعش می‌شود. هرجا شما صدای اذان را بشنوی، ژانر وحشت را به یاد می‌آوری.
شاید یکی از دلایل آن‌هایی که دارند در مجامع ضدانقلاب این شبهه‌افکنی‌ها را دنبال می‌کنند، بستر و زمینه افراد باشد. کسانی که بعد از ۴۰ سال از گذشت انقلاب به این بلوغ فکری نرسیده‌اند که بخواهند مبانی نظام را بفهمند. ضدانقلاب و ضددین دقیقاً روی همین نقطه دست می‌گذارد. یعنی کسانی که گیرایی پایین‌تری دارند و با هر بادی به آن سویی که ما می‌خواهیم می‌روند. به همین دلیل است که شما می‌بینید در مجامع ضدانقلاب، این افراد بیشتر هستند. یکی از پوزیشن‌هایی که برای جمع‌ کردن مرید برای این‌ها خیلی اهمیت دارد این است که از روز اول یا با مواضع انقلاب مخالفت کنند و یا اصلاً صحبتی پیرامون نظام و انقلاب نمی‌کنند.

حتی اگر یک صحبت را هم بعنوان شاهد مثال از شهدا و یا امام می‌آورند، در تأیید کار خودشان است تا بگویند ضدانقلاب نیستند. برخی هم علناً می‌گویند ما ضدانقلاب هستیم تا بتوانند مرید بیشتری جذب کنند. برخی نه، برای اینکه کسی با آن‌‌ها کار نداشته باشد و یا برای جذب آن قشر از افراد انقلابی که هنوز به ثبوت قدم در مبانی اعتقادی نظام نرسیده‌اند، خودشان را انقلابی هم نشان می‌دهند. صبح روز عاشورا خیلی از افرادی که برای شهادت سیدالشهدا از خیمه‌های عمرسعد حرکت کردند در فرات غسل کردند و قربه إلی الله این کار را کردند. این بدترین نوع جنگ است. به تعبیر جد مادری ما _مرحوم ملا احمد نراقی_ آن کس که نداند و نداند که نداند، در جهل مرکب ابد الدهر بماند.

موضوعاتی که امروز خیلی پیرامون آن مانور می‌دهند ارتباط شخص با خدا، قلب پاک، عدم وجود عذاب، مهربانی‌های افراطی و موضوعاتی از این دست است. موضوعاتی که مردم را به اباحه‌گری می‌کشاند.

یک سوزن هم به خودمان بزنیم. یقیناً دلیل رشد و نمو این جریانات در جامعه، کم‌کاری هم‌لباس‌های من بوده است. یکی از دلایلش این است که ما در زمان خودش، ابزار زمان خودش را نتوانستیم درست تشخیص بدهیم. مثلاً وقتی وی چت بود نتوانستیم از آن استفاده خوب بکنیم. وقتی وایبر بود نتوانستیم پایگاه‌های خوبی در آن داشته باشیم، الآن که اینستاگرام هست نتوانسته‌ایم این اتفاق را کنار بزنیم. ابزار روز را خوب نشناخته‌ایم. این نقطه ضعف ما است. چون ما معاونت‌های رسانه‌ای نداریم. ببینید؛ شما در بحث انقلاب یک رسانه هستید. چند رسانه مثل شما این دغدغه را دارند که از ابزار روز استفاده بهینه بکنند؟ رسانه را نشناختیم، نیاز جوان را نشناختیم، از جوان فرار کردیم.

من فکر می‌کنم هم‌لباس‌های ما باید بیشتر با جوانان انس بگیرند. شاید این حرف برای من مشکل‌ساز هم بشود. متأسفانه برخی از روحانیون از حضور در بطن جامعه فراری هستند. بعد از اینکه مقام معظم رهبری فرمان آتش به اختیار را دادند، از خود پرسیدیم یک فرمانده چه زمانی این فرمان را می‌دهد؟ وقتی همه اصول به هم خورده است. خود رهبری فرمودند من در وسط میدان از چپ و راست شمشیر می‌زنم. آتش به اختیار یعنی کسی حرف گوش نمی‌دهد. هر کسی خودش را منتصب به من می‌داند، خودش در آن‌جایی که می‌داند با مبانی نظام و انقلاب سازگار است کار انجام بدهد. منتظر این نباشید دولت کاری انجام دهد.

پیامبر می‌خواست مسجدالنبی را بسازد. آستینش را بالا زد و شروع کرد به خشت زدن. گفتند یا رسول الله! شما چرا؟ جواب دادند مگر پیغمبر با شما چه فرقی دارد؟ عدم حضور ما در جامعه به این موضوع دامن زده است. متأسفانه مردم نسبت به روحانیت یک دیدگاه بدی دارند که یکی از دلایل عمده‌اش خود ما روحانیون هستیم. سبک زندگی برخی از ما تغییر کرده است. شبهه‌افکن‌ها از این موضوع خوب استفاده می‌کنند. می‌بینیم که آن‌ها در بطن جامعه هستند. چرا مردم امام موسی صدر را دوست داشتند؟ امام موسی صدر در بطن جامعه بود. حرام شرعی انجام نمی‌داد؛ ولی یک سیم خاردار هم دور خود نمی‌کشید که کسی وارد نشود.

ما هم هنوز زبان جوانان را نفهمیده‌ایم. از ابزار آن ایام استفاده نکرده‌ایم. اگر یک موسیقی حلالی استفاده می‌کردیم _نه موسیقی طربی و غنا_ برای راهبرد مسائل فرهنگی، اگر گارد نمی‌گرفتیم پیرامون موضوعات سینمایی و هنری الآن اینقدر عقب نبودیم. برای خودمان یک سنگر به نام مسجد تعریف کردیم. در این مسجد چه کار کنیم؟ فقط نماز! چه کسی گفته تنها کارکرد مسجد نماز است؟ الآن ما یک حسینیه در جنوب تهران داریم به نام حسینیه دو طفلان حضرت زینب(س). این حسینیه را با کمک‌های هزارتومان، هزارتومان مردم ساخته شد. مثل بقیه حسینیه‌ها اینطور نیست که آنجا بیایند فقط برای روضه. هفته‌ای یکبار روضه هست. خوب ۷-۸ طبقه حسینیه در ۶ روز دیگر باید چه کار کند؟ ۲ طبقه‌اش را ورزشگاه کرده‌ایم. یک طبقه را صندوق قرض‌الحسنه کرده‌ایم و جهیزیه را پیگیری می‌کنیم. دو طبقه را مهدکودک و پیش‌دبستانی کرده‌ایم که بچه‌ها با این تفکرات مذهبی و اهل بیتی بار بیایند و بعداً حتی اگر نتوانستیم برایشان مدرسه و دبستانی فراهم کنیم که همین تفکرات را همچنان ترویج دهیم، بروند به سمتی که یک پایه مذهبی داشته باشند. یکی از طبقات را آشپزخانه کرده‌ایم. برای هیئات و جلسات خودمان غذا درست می‌کند و به مردم هم با قیمت مناسب، غذای خوب می‌دهیم. الآن داریم در کنارش یک ساختمان می‌خریم. مردم وقتی دیدند که ما راست می‌گوییم دارند خیریه هم می‌خرند. یک ساختمان هم در کنارش داریم می‌خریم برای مواردی مثل دندان‌پزشکی و پزشک و دارو و درمان و کارهای درمانی خیریه.

 

بسیار خوب. متشکرم. خیلی استفاده کردم.

به این مطلب امتیاز دهید:
12345
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top