بایستگی تفکر و تعقل در تئاتر - گفتگویی با «محمدرضا خاکی» استاد و کارگردان تئاتر - رسانه انقلاب

بایستگی تفکر و تعقل در تئاتر

گفتگویی با «محمدرضا خاکی» استاد و کارگردان تئاتر

تئاتر - گفتگویی با استاد «محمدرضا خاکی» استاد و کارگردان تئاتر

رسانه انقلاب: «یک بازجویی با روال عادی» به نویسندگی «ژان کلود کری‌یر» با ترجمه «اصغر نوری» و کارگردانی «دکتر محمدرضا خاکی»، از ابتدای تیر ماه در سالن «استاد سمندریان» تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفته است. نمایشی درباره بدگمانی و بی‌اعتمادی که در یک موقعیت سهل و ممتنع شکل می‌گیرد. ساده از این جهت که دو آدم یکی در نقش کمیسر با بازی «کوروش سلیمانی» و دومی در نقش خبرچین با بازی «مسعود دلخواه» مقابل هم نشسته‌اند و قرار است که کمیسر، خبرچین را بنابر نامه‌ها و اتهاماتی که به او از سوی افراد مختلف وارد شده است، محکوم کند و اتفاقاتی که پس این گفت‌و گوی ۶۰ دقیقه‌ای رخ می‌دهد. در همین راستا با «دکتر محمدرضا خاکی» در رابطه با تازه‌ترین نمایش او که البته آن را سال ۱۳۸۹ نیز اجرا کرده بود به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید.
نمایش «روال عادی» روایتی ساده از اتفاقی مهم و فراگیر به نام بدگمانی، سوظن و قضاوت‌های خود خواهانه است. روایتی تلخ اما واقعی، آیا اجرای دوباره این اثر دغدغه بیان دوباره آن بود؟
استاد «محمدرضا خاکی»: این نمایش، حاصل نحوه عملکرد و تناقضی است که بین گفته‌ها می‌تواند وجود داشته باشد. در نتیجه ما به یک حالت و موقعیت که در یک لحظه ایجاد می‌شود، می‌خندیم. البته خنده انواع مختلفی دارد. اینجا جنس خنده، خنده‌ای است که از تأمل می‌آید. ما به تناقضی که خود بازیگر از طریق گفته‌هایش ایجاد می‌کند، می‌خندیم و سرانجام در پایان متوجه می‌شویم که او چقدر دقیق است و با تکنیکی دقیق جلو می‌آید و چقدر مطمئن می‌خواهد به هدفش برسد. یکی از ویژگی‌های یک نمایش خوب این است که بتواند با نوع طراحی چه در ارتباط با موضوع و چه در ارتباط با شکل و نوعی که پرسوناژ معرفی بکند، این جاذبه را ایجاد بکند.
یکی از موارد تحسین برانگیز نمایش، بازی خوب و روان «دکتر دلخواه» و «کوروش سلیمانی» است، وگرنه اثر با وجود متنی قدرتمند در ارتباط با مخاطب و کشاندش تا پایان کار دچار مشکل می‌شد.
«محمدرضا خاکی»: ما به نحوی باید متوجه باشیم که بازیگر در حین بازی خودش دارد چیزی را بازی می‌کند، این خیلی در تئاتر قیمت دارد و شاید به قرن ۱۷ و آثار شکسپیر بر می‌گردد، یعنی بازیگر چیزی را بازی می‌کند که در واقع چیزی را که بازی می‌کند نیست و ما سرانجام کشف می‌کنیم. در نتیجه یکی از جاذبه‌های متن فشرده این نمایشنامه که ۶۰ دقیقه است، ولی استادانه نوشته شده و اصلاً نمی‌خواهد تئاتر بازی در بیاورد، در حالی که به گمان من نایاب‌ترین تئاتر را در عین سادگی ایجاد می‌کند.
در ساختار اجرایی نمایش شما سادگی خاصی را در نظر گرفته‌اید که بیانگر هدفی از پیش تعیین شده است.
«محمدرضا خاکی»: بله، در اجرا سعی کرده ایم به چند نکته اشاره کنیم، ابتدا خواستیم یک نمایش ساده ارائه بدهیم. نخواستیم پیچش های عجیب و غریب بدهیم و مرموزش کنیم. یک صحنه یک میز و دو تا صندلی و نور که در واقع تماشاگر جذب نور می شود چون همه جا تاریک است آنقدر کارهای ریز مثل برداشتن خودکار و … داریم که جذابش کرده است.
یک دیالوگ کلیدی در نمایش داریم، «ما همیشه دروغ را باور می‌کنیم و حقیقت‌ها کنار زده می‌شوند»، شما تاکید ویژه‌ای روی این بخش دارید.
«محمدرضا خاکی»: این جمله کلیدی و حساس نمایش است، همیشه یک مرز میان حقیقت و دروغ وجود دارد یک مرز ناروشنی است. خیلی وقت‌ها شاید ممکن است فکر کنیم حقیقت چیست، ولی از آن طفره می‌رویم شاید موقعیت، جایگاه ما را یک دفعه به آن طرف می‌برد؛ اما همیشه باید توجه کرد که خود تئاتر چیزی جز بازی نیست که ما می دانیم که یک بازی حقیقی نیست؛ اما بیشترین مفهوم حقیقت را تئاتر در خودش دارد. یک دوئل است کدام یک حقیقت است؟ واقعیت روزمره با آن چه که در صحنه ایجاد می‌شود و پرسوناژ به کمیسر می‌گوید این‌چیزی است که در ارتباط با این نمایش یک پرسش‌های تأمل برانگیز در برای مخاطب ایجاد می‌کند. تئاتر چیزی جز دعوت به دقت و فکر کردن نیست.
در صحبتهایتان موضوع دعوت تئاتر به دقت و فکر کردن را مطرح کردید، موضوعی که فکر می‌کنم، تئاتر ما این روزها از آن دور شده است، نظر شما چیست؟
«محمدرضا خاکی»: متاسفانه بله؛ اگر بخواهیم در مورد تئاتر امروزمان صحبت کنیم، اینطور است. من مخالف تئاتری که تماشاگر را سرگرم می‌کند نیستم، ولی اینکه چنین جریانی در فضای عمومی تئاتر بتواند تسریع پیدا کند کمی باید نگران شد. به نظر من رفتن به سمت الگوهای سهل و راحت و به هر قیمتی جذب کردن تماشاگر در یک سالن، با توجه به تجربه‌های جهانی ایجاد فکر و فرهنگ نمی‌کند.
تئاتر باید همانطور که جذاب است، بتواند آگاهی دهنده هم باشد، بتواند در قبال هزینه‌ای که تماشاگر پرداخت می‌کند، پاسخگو باشد. اینطور اگر به سمت تئاتر برویم هم شکل مهمی به خودش می‌گیرد. تئاتر ما دارد از آنچه که باید باشد دور می‌شود و‌ شکل و شمایل اجرایی خودش را یوت یوبی (youtube) می‌کند. در آن جا الگوهای یک دقیقه‌ای یا سی ثانیه‌ای گذاشته شده و حتی از نظر گریم و پوشش‌ها کاملاً با پرسوناژها بیگانه‌اند.
تئاتر در همه جای دنیا یک وضعیت پیدا کرده است که مطالعه می‌شود، دیده می‌شود و آموزشی جهانی دارد. ما باید نگاه کنیم و سهم جامعه خودمان را ببینیم و آگاهانه بتوانیم در این عرصه بزرگ جهانی جایگاه خودمان را پیدا کنیم که این نیازمند تلاش هنرمندان و  نیازمند سرمایه گذاری است، نیازمند فاصله گرفتن از حاشیه‌هاست و این چیزها که ما سمتش می‌رویم چیزهای جدیدی نیست، زیرا در دنیا تجربه شده و نتایج آن مشخص است.
«محمدرضا خاکی»: هرگز در هیچ جایی چهره‌های سینما و تئاتر، کشوری را نجات نداده‌اند که بخواهند تئاتر ما را نجات دهند. تئاتر نیازمند نمایشنامه‌نویس، بازیگر، کارگردان و عناصر فنی و تکنیکی حرفه‌ای است.
البته فکر می کنم شما هم مخالف حضور چهره ها در جای خودشان نباشید؟
«محمدرضا خاکی»: در جای خودش به هیچ وجه مخالف نیستم؛ اما ما همینطور نمی‌توانیم درب را باز کنیم و هر کس آمد بگوییم بفرما! با کدام پیشینه؟ اگر ما امروز این کار را کنیم به گذشته تئاتر خودمان بی‌توجه بوده‌ایم.
تئاتری که خیلی‌ها برایش زحمت کشیده‌اند، خیلی‌ها عمرشان را گذاشته‌اند و بنده به عنوان یک تئاتری باید از تئاتر دفاع کنم. تئاتر عرصه کار تئاتری‌ها است. با تمام احترامی که برای همه کسانی که در دیگر عرصه‌های هنری فعالیت می‌کنند کار و فضای کار خودشان را توسعه بدهند  چرا فضای تئاتری‌ها را اشغال می‌کنند.
مطلبی که در نهایت باید بگویم این است که، این چیست که می‌گویند ما داریم برای تئاتر تماشاگر می‌آوریم کدام تماشاگر؟ ما داریم تماشاگر را به سمتی می بریم که فقط انتظار دارد با بازیگران چهره عکس بیاندازد. کی و کدام تئاتر ما اینگونه بود؟ کسانی مثل انتظامی و مشایخی اگر  به سینما رفتند، خواستند سینما اصلاح شود. هرگز برای چهره شدن به سینما نرفتند. جایگاه هنری هنرمند خیلی مهم است. ما باید احترام جایگاه هنری را حفظ کنیم چه در تئاتر چه در سینما . وقتی می‌توانیم یک تئاتر خوب داشته باشیم که رشد کند. البته اینطور نیست که همه راه‌ها بسته‌اند. سینما یک دقیقه یا سی ثانیه در طول ۶ یا ۷ ماه بازی می‌کنند؛ اما تئاتر یک ارتباط‌گیری زنده است و بی‌شک تجربه‌ای متفاوت برای هر فرد تجربه گرایی؛ اما این نباید به مفهوم فراگیری تمام آثار تئاتری ما باشد.

هم چنین بخوانید:

اینجا چراغی روشن است

آقای بهزادپور جای شما خالی است

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top