قهرمان در اولویت مدیران نیست - ما حتی کار ویتنام را در مقابل دشمن خود نکردیم - رسانه انقلاب

معرفی قهرمان اولویت مدیران نیست

مصاحبه ای با حسین تهرانی کارگردان مستند بازگشت قهرمان

حسین تهرانی- قهرمان در اولویت مدیران نیست

رسانه انقلاب: این روزها سالگرد یک اتفاق ویژه در ایران است، اتفاقی که به تنهایی توانست حال و هوای ایران را تغییر دهد. حال و هوایی که تا سال‌ها هم چنان می‌توان آن را حس کرد. این روزها بود که بعد از انتشار خبری مبنی بر شناسایی ۱۷۵ شهید زنده به گور شده غواض در رسانه‌ها، تشییع پیکری در تهران توسط مردم صورت گرفت که سال‌های سال باید گذشت تا چیزی شبیه آن تکرار شود؛ اما طبق معمول این اتفاق هم نتوانست شمه کارگردانان و تولید کنندگان را به جز تعدادی اندک حساس کند. به همین خاطر سراغ کارگردان یکی از کارهای تولید شده در این موضوع رفتیم که اثرش به خاطر سوژه خاص و به موقع‌اش توانست موفقیت‌های خوبی من جمله پیام تشکر مقام معظم رهبری را کسب کند. در این روزهای گرم به سراغ آقای «حسین تهرانی» کارگردان مستند «بازگشت قهرمان» آمدیم تا گفتگویی کوتاه در این موضوع داشته باشیم.
– موضوعی که به خاطر آن خدمت شما رسیدیم، بحث شهدای غواص و تولیدات هنری مرتبط با آن در فضای رسانه‌ای کشور است. همانطور که می‌دانید بحث شهدای غواص و اتمسفری که به واسطه حضور آنها در کشور به وجود آمد، موضوعی است که متاسفانه خیلی کم به آن پرداخته شده است. هر چند که این موضوع با توجه به کیفیت شهادت این مجموعه فی نفسه جذابیت بسیاری از لحاظ دراماتیک داشت؛ اما اهالی رسانه و سینما و مسئولین به جز موارد معدودی نتوانستند خود را مجاب  به پرداختن به آن موضوع بکنند. یکی از کارهایی که در این خصوص صورت گرفت، مستند کوتاه «بازگشت قهرمان» بود که در سال ۹۴ ساخته شد و حواشی جالبی برای آن به وجود آمد. حال به عنوان سوال نخست، در خصوص ایده شکل گیری این مستند توضیحی بفرمایید و اینکه چه مدتی را صرف پیش تولید این مستند کردید؟
حسین تهرانی: اگر من بخواهم در خصوص «بازگشت قهرمان» صحبت بکنم، باید برگردم به چند ماه قبل از روز تشییع پیکر شهدا، ما یک سلسله جلسات داستان نویسی به همراه گروهی از دوستان و آقای «سید محمد حسینی» داشتیم که در آنجا به طرح ایده‌های مختلف داستانی در خصوص کودک و نوجوان می‌پرداختیم. تا اینکه حدود یک ماه قبل از تشییع پیکر یکی از دوستان به ما اطلاع داد که قرار است، این چنین اتفاقی بیافتد و به ما پیشنهاد ساخت مستند در این خصوص را داد. ما می‌دانستیم که قبلاً مستندهای مختلفی در خصوص شهدا و خانواده گرامی آنها ساخته شده است و ما بهتر است بیاییم و یک زاویه دید جدیدی را نسبت به این موضوع به انتخاب کنیم که هم مرتبط با دغدغه ما یعنی بحث کودک و نوجوان باشد و هم اینکه نگاهی نو به این واقعه باشد. بعد از تحقیقات مفصلی که در خصوص بحث قهرمان در بین کودکان کردیم به این نتیجه رسیدیم که این نوع نگاه بهترین و بیشترین نتایج را خواهد داشت. به همین خاطر زاویه دید کودکان را انتخاب کردیم، نسلی که خود اصلا جنگ را ندیده است و شاید فرسنگ ها با این موضوع جدایی داشته باشد. بعد از انتخاب موضوع، تحقیقات را کامل کردیم و سناریو مستند را نوشتیم. تا اینکه روز موعود رسید و به همراه یک گروه چهار نفره به میدان بهارستان رفتیم و فیلمبرداری را شروع کردیم و نتیجه‌اش آن شد که همگی در مستند دیدیم.

– همانطور که فرمودید ایده شما از بحث قهرمان در اندیشه کودکان و نوجوانان نشأت گرفت و موید این مطلب هم آن کاراکترهایی بود که در ابتدای مستند به آنها اشاره کردید. حال یک سوال مطرح می شود و آن اینکه به نظر شما در سینما و تلویزیون ما چقدر بحث قهرمان برای کارگردانان و سازندگان این فیلم‌ها اهمیت دارد؟
– در خصوص توانستن یا نتوانستن اهالی سینما من نمی‌توانم جواب بدم، چرا که خود درگیر موضوع شدم. یک زمانی بحث در خصوص توانستن یا نتوانستن است و یک زمان در خصوص گذاشتن یا نگذاشتن است. ببینید ما نیاز قهرمان داشتن را در زندگی امروزمان و سبک زندگی کودکانمان احساس کردیم و به همین خاطر در این مسیر گام برداشتیم، در ابتدا وقتی کار به نمایش درآمد و آن اتفاقات خوب برایش افتاد، همه تشویق و حمایت کردند؛ اما وقتی جلوتر رفتیم دیدیم همه آن مسئولینی که در ابتدا حامی بودند به یک‌باره کنار رفتند و ما تنها مانده بودیم. مایی که تصمیم گرفته بودیم تا این راه را ادامه بدهیم و در غالب سوژه‌های مختلف بحث قهرمان را به نوبه خودمان نهادینه کنیم؛ اما این موجب دلسردی ما نشد و با هزینه‌ای کاملاً شخصی و بدون هیچ دستمزدی در اربعین سال گذشته راهی کربلا شدیم و ۵ روز در آنجا فیلمبرداری کردیم. منتهی تا همین الان که با شما صحبت می‌کنم، نتوانستیم هیچ کمکی را در این خصوص از مسئولین بگیریم. سوال من از آن عده از دوستانی که بودجه‌ها در دستشان است، این است که اگر یک نفری می‌آمد و یک مستندی با یک موضوعی می‌ساخت که آنقدر هم به زندگی ما ربطی نداشت و فقط جنجال به پا می‌کرد، همین دوستان چه سر و صدایی می‌کردند و پیام می‌دادند که بیا و ما هزینه ساخت مستندهای بعدی‌ات را بر عهده می‌گیریم؛ اما وقتی این چنین موضوعاتی که تاثیر بسیاری بر کودکان و نوجوانان ما دارد، هیچ حمایتی صورت نمی‌گیرد.به نظر من احتمالاً خیلی از کارگردان‌ها خواستند در این مسیر قدم بردارند؛ اما وقتی وسط میدان آمدند و هیچ حمایتی از خود ندیدند، دور شدند از آن سوژه.

– در خصوص روز پخش برنامه ثریا و آن اتفاقات توضیحی بفرمایید.
– ما فیلم را به جشنواره عمار ارسال کرده بودیم و اصلا اطلاع نداشتیم که آیا پذیرفته شده یا نه، که یک روز از دفتر برنامه ثریا با بنده تماس گرفتند و دعوت به شرکت در برنامه کردند. ما هم به همراه استاد نادر طالب زاده و حسین دارابی به استدیو رفتیم و صحبت‌هایی شد و فیلم‌ها به نمایش درآمد. بعد از پایان برنامه بود که با تماسی که از دفتر ثریا با بنده گرفتند، گفتند که یک خبر خوش دارند و آن اینکه از دفتر مقام معظم رهبری با برنامه تماس گرفتند و ایشان از برنامه و کارگردانان جوان و فیلم‌هایشان تقدیر کرده‌اند. قاعدتاً این خبر بهترین خبر ممکن برای ما بود که کامل خستگی را از دوش ما برداشت.

– بعد از بازگشت قهرمان، الان چه کارهایی در دست ساخت دارید؟
– بعد از بازگشت قهرمان، جناب آقای «زینال پور» رئیس آموزش حوزه هنری هزینه کار بعدی ما را تقبل کردند که آن هم فیلم کوتاه داستانی «فاینال» نام گرفت و به نمایش درآمد؛ اما بعد از فاینال دیگر کارهای ما به خاطر دلایلی که عرض کردم از قالب قهرمان خارج شد و موضوعات دیگری به خود گرفت. با تمام این حال ما بحث اربعین را در پیش گرفتیم و فیلمبرداری‌هایش را انجام دادیم؛ اما به خاطر کمبود بودجه و مسائل مالی کار را متوقف کردیم و امیدی نداریم که برای اربعین امسال کار آماده بشود.

– به عنوان بحث پایانی اگر مطلبی به نظرتان می‌آید، بفرمایید.
– به نظر بنده، فارغ از من یا هر فرد دیگری، بیاییم به موضوع قهرمان اهمیت بیشتری بدهیم، چرا که اگر ما به بحث الگوسازی برای کودکان الان با دقت مواجه نشویم، آثار بسیار سوئی را در جامعه شاهد خواهیم بود. یک مثالی را بنده بزنم، نقل است که در طول جنگ نه ساله آمریکا و ویتنام، در کاسه‌ای که کودکان در آنها آب می‌خورند، حک شده بود که آمریکا دشمن ماست و به آن کودک هر باری که می‌خواست آب بخورد این نکته را یادآور می‌شد. حال اگر ما روزی چند بار به کودک و نوجوانمان نگوییم که قهرمان و الگو تو چه کسی است، اگر آینده بگوییم هیچ نتیجه‌ای نخواهد داشت و یک نسل را از دست خواهیم داد و خواهش من از مسئولین این است که به این موضوع اولویت بیشتری بدهند. یا تشکر از فرصتی که در اختیار من گذاشتید.

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top