ابعاد زیبایی در بیان قرآن - گزارشی از نشست فرهنگستان هنر با موضوع هنر و زیبایی از منظر قرآن

ابعاد زیبایی در بیان قرآن

گزارشی از نشست فرهنگستان هنر با موضوع هنر و زیبایی از منظر قرآن کریم

قرآن- ابعاد زیبایی در بیان قرآن

رسانه انقلاب: گزارشی که در ادامه می‌آید از سایت فرهنگستان هنر  با عنوان نشست «هنر و زیبایی از منظر قرآن کریم» انتخاب شده و بازنشر می‌گردد.
هفتمین نشست از سلسله نشست‌های تخصصی حکمت هنر اسلامی با عنوان «هنر و زیبایی از منظر قرآن کریم» با حضور استادان، دانشجویان و علاقه‌مندان به مباحث فلسفه هنر و حکمت و زیبایی‌شناسی در سالن همایش‌های فرهنگستان هنر برگزار شد.
در این نشست «اسماعیل پناهی» مدیر کل امور پژوهشی فرهنگستان هنر، به شرح کوتاهی از زندگی، مفهوم و منظور حکمت و زیبایی از منظر قرآن کریم پرداخت و توضیح داد: این کتاب عزیز منبع مهم و اصلی بسیاری از اندیشمندانی است که ما در سلسله نشست‌های حکمت و هنر اسلامی به آن پرداخته‌ایم. وقتی صبحت از قرآن کریم می‌شود ما با منبع تحقیقی یا کتاب پژوهشی مواجه نیستیم، بلکه کتابی است که ادعای هدایت و اعجاز دارد و در نتیجه بحث در این حوزه بسیار دقیق و ظریف و از سوی دیگر مشکل است و نظریه‌پردازی در این حوزه زیاد نبوده است.
این پژوهشگر ادامه داد: اگر مطالعات قرآنی و نسبت آن با هنر و زیبایی را بخواهیم بررسی کنیم، به چند مبحث و مفهوم می‌رسیم که شامل: زیبایی در قرآن و تدبر و تأمل درباره این مفهوم در آن، مفهوم هنر در قرآن و مفهوم زیبایی از منظر قرآن است که با دو بخش قبلی تفاوت دارد و آن این است که آیا مثل سنت‌های دیگر حکمی،‌ قرآن هم نظریه زیبایی دارد و مانند نظام‌های فلسفی و حکمی دیگر در مورد زیبایی یک منظومه و ساختار خاصی را ارائه می‌دهد. وی ادامه داد: مبحث بعدی شامل رابطه هنر و قرآن است که قرآن به عنوان یک اثر هنری که از بزرگترین هنرمند عالم ساتع شده است. همچنین هنر به معنای بیان بصری، ‌تصویرگری کلامی و آنچه که ما احساس می‌کنیم و به عنوان یک اثر هنری از آن در قرآن لذت می‌بریم. بحث دیگری که می‌توان مطرح کرد چیستی قرآن است و این که آیا قرآن جوابی دارد به این سوال ما که هنر چیست و راجع آن بحث می‌کند. بحث دیگر هنرهای قرآنی است که مولفه‌هایی هستند که عارض بر قرآن هستند و مسلمان‌ها برای تجسّم و تجسّد کلام وحی به قرآن افزودند. البته در برخی از این مباحث و مفاهیم دچار فقر هستیم و بر روی آن کار نظریه پردازی نشده است.
پناهی افزود: بیشترین کار پژوهشی که درباره قرآن انجام شده است در حوزه زیبایی خود قرآن به لحاظ مسایل ادبی و بلاغی است. بر اساس فرموده پیامبر(ص) جنس کلام قرآن قابل قیاس با جنس کلام بشر نیست. قرآن منظومه‌ای است از مفاهیم که جهان دیگری را در برابر ما می‌گشاید. در این حوزه اندیشمندان زیادی کار کرده‌اند و ویژگی‌های منحصر به فرد بلاغی و ادبی قرآن را احصا کرده‌اند و زیبایی را در چهار حوزه واژگان، معنی، ساختار و موسیقی کلام قرآنی ما مشاهده می‌کنیم. درباره مفهوم زیبایی در قرآن مباحث و مقالاتی مطرح شده و تفسیر و تدبر موضوعی صورت گرفته و واژگانی که به معنای زیبایی هستند. واژگانی نظیر حسن و مفاهیمی نظیر زینت و جمال از این دست هستند. بحث سوم این است که درباره زیبایی از منظر قرآن است آیا آنچه در خارج از قرآن در عالم طبیعت و ماده و انسانی به عنوان زیبا تلقی شده است، نظریه خاصی دارد.
این پژوهشگر ادامه داد: سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا زیبایی که در قرآن مطرح می‌شود ذهنی است یا عینی؟ حسی است یا فراحسی؟ حقیقی است یا اعتقادی و… همچنین درباره این که قرآن می‌تواند در حوزه زیبایی نظریه پردازی کند یا نه، کارهای نظام‌مند کم انجام شده است و بیشترین تألیفات را در این حوزه سنت‌گراها دارند که سعی کرده‌اند به مفهوم زیبایی در قرآن نزدیک شوند و منابعی را برای نظریه خودشان از منابع وحیانی و حدیثی استخراج کنند.
در ادامه نشست،‌ دکتر «مهدی حمیدی پارسا» گفتار خود را با این موضوع که تلاش می‌کنم از منظر یک نظریه ادبی به قرآن نگاه کنیم و ببینیم چطور می‌تواند معنادار باشد آغاز کرد و افزود: از نگاه «باختین»، معنا فقط در مکالمه ساخته می‌شود که این مکالمه فقط گفتگو و سخن گفتن نیست، «باختین» با نشان دادن سه مفهوم دیگری، فرجام ناپذیری و چند آوایی بحث منطق مکالمه خود را پیش می‌برد. از نگاه «باختین» ربط اینها به هم در این جمله خلاصه می‌شود که مکالمه حقیقی نوعی کنش و واکنش میان چند آوا و صدا میان من و دیگری است که ویژگی این مکالمه فرجام نایافته بودن آن است، یعنی همه چیز در مکالمه شکل می‌گیرد و مکالمه پایان گشوده است. چند آوایی ویژگی مکالمه است. مکالمه زمانی شکل می‌گیرد که چند آوا به یکدیگر پاسخ دهند. اگر یک صدا وجود داشته باشد، مکالمه‌ای هم شکل نمی‌گیرد. از نظر «باختین» بر این اساس متنی که امکان ادامه بحث را ببندد، یا متنی که سعی می‌کند مونولوگ باشد و حضور دیگری در آن حس نشود، نمی‌تواند مکالمه‌گرا باشد. کلام مکالمه‌ای رابطه‌ای گسترده با کلام دیگری دارد و همواره خطاب به کسی است، اعم از اینکه واقعی باشد یا خیالی و همواره مشتاقانه منتظر پاسخ دیگری است.
وی افزود: در نگاه «باختین» مکالمه در سه ساخت شکل می‌گیرد: اول گفت وگوی متن و مخاطب (مکالمه‌گرایی در مقام تخاطب) است که تمرکز بحث در این جلسه بر همین ساحت از مکالمه است، به طور کلی می‌توان گفت رابطه متن و مخاطب به دو شکل عمده قابل تفکیک است. در شکل اول متن مخاطب را به عنوان موجودی فعال پذیرفته است و راه را برای حضور و مشارکت او باز گذاشته است. چنین متنی پیام خود را در مکالمه با مخاطب به او منتقل می‌کند و امکان شنیده شدن صدای دیگری را در متن فراهم می‌کند. در شکل دوم متن مخاطب را موجودی منفعل می‌داند که آگاهی او و واکنش او محل اعتنا نیست. ساحت دوم مکالمه متن با متن‌های دیگر است، براساس نگاه زبان شناسانه «باختین»، زبان امری بینامتنی است. در واقع کلمات، گفتارها و متون در خلاء زاییده نمی‌شوند، آنها فرزندان متن‌های قبلی و پدران متن‌های بعدی هستند. با این توضیح می‌توان گفت سطحی از بینامتنیت و در نتیجه سطحی از مکالمه‌گرایی در هر متنی وجود دارد. سومین ساحت هم مکالمه صداهای درون متن است. بیان گفتارهای اشخاص، مکالمه میان اندیشه‌ها و آگاهی‌های موجود در متن و مکالمه میان گفتمان و روش‌های موجود در متن که به عنوان مثال آن قصه حضرت موسی و حضرت خضر در قرآن کریم را می‌توان نام برد.
وی افزود: بحث این جلسه مکالمه قرآن با مخاطب است و این موضوع مطرح می‌شود که مخاطب کیست؟ آیا مخاطب متن یا روایت، شخصی معین است که نویسنده او را طرف خطاب خود گرفته است و یا اینکه مخاطب کسی است که متن تصریحا یا تلویحاً به او اشاره دارد و یا مخاطب هر کسی است که متن را می‌خواند؟ این سوال درباره قرآن به این شکل مطرح است که آیا مخاطب قرآن شخص پیامبر (ص) است که خداوند ایشان را مستقیم طرف خطاب خود قرار داده است یا مخاطب آن خوانندگانی هستند که در متن به آنان تصریحاً یا تلویحاً اشاره شده است، امثال افراد و گروه‌هایی که گاهی در قرآن مورد اشاره قرار گرفته‌اند یا اینکه تمام مواجهان با این کتاب مخاطبان آن هستند؟ به نظر من پاسخ این سوال این است که هر متنی مخاطبانی در سطوح مختلف دارد و مکالمه میان متن و مخاطب نیز در سطوح مختلف اتفاق می‌افتد. در متون دینی تفاوت سطوح مخاطبان و تفاوت مکالمه میان قرآن و مخاطبان به این شکل تبیین شده که برای قرآن ظاهر و باطن بیان کرده‌اند که هر کدام مخاطبان خاص خود را دارند.
این استاد دانشگاه افزود: مفهوم بعدی که قبل از ورود به بحث باید به آن بپردازیم «مخاطب مفروض» است. مخاطب مفروض به کسانی اشاره دارد که می‌توانند پیام متن را دریابند و آن را رمزگشایی کنند. هر گوینده یا راوی‌ای پیوسته به این مخاطب توجه دارد. در واقع مولف هنگام خلق اثر دائم با مخاطب فرضی وارد مکالمه می‌شود و به سمت او جهت‌گیری دارد و براساس پاسخی که از مخاطب فرضی می‌گیرد، در اثرش عناصری را اضافه یا کم می‌کند. گاه راوی نظر یا تصورات خود را درباره مخاطب فرضی و حتی واکنش او به روایت را وارد روایت می‌کند. به عنوان مثال قرآنی بحث مخاطب مفروض، خداوند در آیه شریفه ۷ سوره آل عمران می‌فرماید: «هو الذی اَنزل علیک الکتابَ منه آیاتٌ محکماتٌ هُن اُم الکتابِ و اُخَرُ مُتشابهاتً فاما الذین فی قلوبهم زَیغٌ فیتبعونَ ما تَشابَه منه ابتغاءَ الفتنهِ و ابتغاءَ تاویلِه و ما یعلمُ تاویلَه الا اللهُ والراسخونَ فی العلمِ یقولونَ ءامنا به کلٌ من عند ربّنا و ما یَذَکَرُ الا اولوا الالبابِ». در این آیه اول اشاره به مخاطب اول قرآن (پیامبر اکرم) دارد و بعد به دو گروه از مخاطبان که در اصل مخاطب فرضی هستند مورد خطابند. چون هنگام نزول هنوز عمل مورد اشاره اتفاق نیفتاده است و در واقع گویا خداوند به مخاطبان فرضی اشاره می‌کند. بیان واکنش و وضع هر دسته از مخاطبان مفروض را نشان می‌دهد و نزول قرآن ناظر به نحوه مواجه مخاطبان با قرآن است.

 

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از
wpDiscuz

Top