از میانمار یک عکس خوب نداریم! - جای خالی عکاسان و مستندسازان ایرانی - رسانه انقلاب

از میانمار یک عکس خوب نداریم!

جای خالی عکاسان و مستندسازان ایرانی در بنگلادش و میانمار

میانمار

رسانه انقلاب: این تصویر، لاشخوری را نشان می‌دهد که منتظر مرگ کودک نیمه جان برای خودرن اوست. این تصویر سر و صدای بسیاری را میان مدافعان حقوق بشر به راه انداخت. این عکس که به عنوان تاثیرگذارترین عکس تاریخ شناخته می‌شود، برنده جایزه پولیتزر نیز شده است. “کوین کارتر” عکاس این عکس به خاطر آنکه به کودک کمک نکرده بود، تحت فشار افکار عمومی قرار گرفت و سه ماه بعد خودکشی کرد.

کوین کارتر

کوین کارتر

عکس عکاس اسوشیتدپرس از اعدام اسیر ویت‌کنگی توسط سرتیپ “نگوک لوآن”؛ انتشار وسیع این عکس در روزنامه‌ها و شبکه‌های تلوزیونی موجی از اعتراض نسبت به حضور نظامی امریکا در ویتنام برانگیخت و پیامد آن “ریچارد نیکسون” رئیس جمهور وقت امریکا دستور خروج واحدهای زمینی این کشور از ویتنام را صادر می‌کند.

ادی آدامز

ادی آدامز

عکس به مثابه یک رسانه  ظرفیت انقطاع تاریخی دارد. می‌توان گفت عکس توان تغییر و دگرگونی یک ملت و تمدن را دارد. تصاویری که در بالا ذکر شد، نمونه‌های از این عکس‌های تاریخ‌ساز است. عکاسان با حضور در موقعیت‌های این چنینی و ثبت وقایع مستند از لحظه‌های تاریخی، ناخودآگاه با ثبت یک عکس جریان رسانه‌ای، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی هر حادثه و رویدادی را تعیین می‌کنند. اینکه ما تا چه میزان به ظرفیت بالای این رسانه آگاهی داریم و از قدرت آن در بزنگاه‌های تاریخی خود استفاده کرده‌ایم از پرسش‌های پیش روی این مقاله است.

این روزها نسل کشی مردم مظلوم میانمار هنوز ادامه دارد. پرسش این است که رسانه تا چه میزان بازنمای چهره حقیقی این واقعیت بوده است و چرا رسانه ملی و تریبون‌های داخلی هنوز نتوانسته عکسی از منطقه میانمار با هویت رسانه‌ای خویش تهیه کنند. چه عوامل و شرایطی رسانه‌ ما را از تولید یک عکس محروم می‌سازد؟ اینکه ما نتوانیم در سطح دیپلیماسی از طریق رایزن‌های فرهنگی خود نیروهای مستندساز، عکاس و هنری را به آن منطقه گسیل دهیم تا نمایش چهره هر چند کوچک و کم‌دامنه از وضعیت این مردم مظلوم را به نمایش بگذاریم از ناتوانی ما خبر می‌دهد.

نمایشگاه عکس «مرز تنهایی» با موضوع نسل‌کشی در میانمار توسط خانه عکاسان ایران برپا می‌شود. وجود این شرایط و بی‌بضاعتی و فقر نیروهایی که در این میدان‌ها به ارائه تصویر و سوژه بپردازند، موجب می‌شود که با عکاسان حاضر در بنگلادش به توافق برسیم که از آن منطقه و مهاجران میانماری تصویر تهیه کنند و برای ما بفرستند. این که چرا ما نتوانستیم پیش‌بینی این وضعیت را بکنیم و نیروها و پایگاه رسانه‌ای خود را  در این منطقه بسازیم جای تامل و بررسی میدانی دارد. بسیج هنرمندان خاصه عکاسان درسطح ایران و روش به میدان آوردن این نیروها در این مقطع زمانی هنری استراتژیک است که مایه آن در دیپلمات‌ها و نهادهای مرتبط دراین حوزه نیست.

الگوی این زمانه شناسی در مقاطع زمانی این چنینی را می‌توان شهید آوینی و گروه روایت فتح دانست که در جنگ بوسنی این حضور را تجربه کرده‌اند و نمایش رسانه مستضعفین آن دوران بوده‌اند. در نبرد با داعش در منطقه عراق و سوریه و جریان بیداری اسلامی در منطقه این حضور رسانه‌ای به تناوب دیده می‌شود و تا حدودی می‌توان از کارنامه اهالی رسانه در این مقاطع دفاع کرد. اما در میدان میانمار و کشتار مردم مظلوم آن کار رسانه‌ای میدانی با هویت رسانه‌ی خودی هنوز صورت نگرفته است. ضرورت این امر در این است که بازنمای تصاویر رسانه‌ای غربی با الگوها و شاخصه‌های رسانه‌ای آن نباشیم و همچون رسانه‌ای مصرف کننده و منفعل خود را در این عرصه به نمایش نگذاریم. ضرورت پایگاه رسانه‌ای در این منطقه و نبردگاه از نان شب برای متولیان رسانه ضروری‌تر است.

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

همچنین بخوانید:

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top