شکل نامفهوم-فیلم «شکل آب» دقیقا چه می‌خواهد بگوید؟-رسانه انقلاب

شکل نامفهوم

فیلم «شکل آب» دقیقا چه می‌خواهد بگوید؟

نویسنده: حمید صنیعی‌منش
فیلم «شکل آب» چه می‌خواهد بگوید؟

درباره فیلم «شکل آب» چه می‌توان گفت؟ فیلمی عاشقانه؟ ضد عشق؟ فمینستی؟ ضد فمینیستی؟ ضد آمریکا؟ در ستایش آمریکا؟ ضد روس؟ در جهت منافع روس؟ جهت ترویج ازدواج؟! یا علیه ازدواج و در تایید خودارضایی؟

و جالب این است که این فیلم عجیب و غریب اسکار گرفته است. فیلم از طرفی تک بعدی بودن، یکنواختی و تنهایی زندگی «الیسا» را با نگاهی مثبت و رو روال تصویر می‌کند و از سوی دیگر جهت اصلی در تایید عشق و معشوق است. بیننده هم تنهایی را می‌پسندد و هم عشق را. لجوجانه‌ترین شکل ممکن برای ترسیم نسبی‌گرایی. هم عشق زیبا است و هم تنهایی و رفع غریزه جنسی به صورت خودکار. فیلم از سویی نیز مثلا جنبه‌های فمینیستی را دارد. «زلدا» مدام از همسرش و گندکاری‌های زناشویی‌اش حرف می‌زند و زمانی هم که یکبار دوربین به داخل منزل او می‌رود مانند کلفتی که شب کاری میکند است که در خانه هم به آقای خانه سرویس می‌دهد. اینها در کنار داستان الیسا بازگو کننده چه نکته‌ای غیر از فمینیسم است؟

اما از جنبه‌هایی مانند زن و فمینیسم و عشق و… بگذریم مساله سیاسی فیلم مانند یک طنز نازل است. فیلم نه آمریکایی است و نه روس. کاملا سردرگم است. آیا برای اینکه بخواهد اسکار بگیرد مجبور است در آمریکا باشد و کاراکترها آمریکایی باشند؟ ولی در عین حال مجبور است بدمن فیلم هم آمریکایی باشد و کمک قهرمانان یک روس؟ اینکه خلاف منافع ایالت متحده آمریکا است!

پس فیلم چرا اسکار می‌گیرد؟ چون یک داستانی با تم عاشقانه دارد که میراث سینمای کلاسیک و البته دوران رویایی آمریکایی را احیا می‌کند. اصلا چرا داستان باید در گذشته باشد؟ چنین قصه‌ای به راحتی هنوز امکان پرداخت دارد. اتفاقا آمریکا هم هنوز با روسیه سر تنش دارد. پس قطعا هویت سنتی و کلاسیک آمریکایی یکی از علل اصلی اسکار فیلم است. دراماتیزه کردن سیاست و جامعه و فلسفه در بستر تاریخ. أمری که سال‌ها است سیاست گذاری فرهنگی غرب به آن اشتغال دارد.

بی بی سی نیز که بیشتر شبکه‌ای خبری است غالب آثار هنری‌اش دارای مضامین تاریخی خصوصا در تاریخ معاصر یعنی قرن بیستم است. جالب است که دوره جنگ سرد که در فیلم شکل آب نیز آن دوره زمانی را پوشش می‌دهد از اصلی‌ترین بازه‌های زمانی برای ساخت و پرداخت دراماتیک است.

شکل آب از سوی دیگر بسیار ضد مرد است. در تمام عالم حتی یک مرد لال وجود ندارد تا الیزا عاشقش شود ولی یک هیولای آبی نامیرا که او را در آمازون خدا می‌نامند وجود دارد که او عاشقش می‌شود. آن هم فقط به این دلیل که مثل الیزا لال است و زبانی برای حرف زدن ندارد.

فیلم در نهایت هیچ چیز را نه رد می‌کند و نه تایید. ملغمه‌ای است از شک و یقیین و اگر قرار باشد یک حرف را به زور از آن خارج کنیم چیزی جز پیوند با جهان ماورالطبیعه که از پدیده‌های مورد علاقه «دل ترو» کارگردان فیلم است نمی‌توان بدست آورد. فیلم‌های قبلی او مانند «هزارتوی پن» «پسر جهنمی» و… نیز اشاره به عشق و روابط حسی و عاطفی با ماورالطبیعه در دوران جنگ داشته است. دل ترو می‌خواهد زیبایی‌های روابط حسی و عشقی را در خلال جنگ نشان دهد و بگوید که در این دوران خون و خشم می‌توان کسی را پیدا کرد که عشق را می‌بیند درحالی که در پیچ و خم فهم عشق منجر به خلق پدیده ضد عشق می‌شود.

به این مطلب امتیاز دهید:
12345
Loading...

همچنین بخوانید:

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top