جامعه طلبکار عامل رشد شاعر- نشست تخصصی «آسیب‌شناسی شعر کودک و نوجوان»- رسانه انقلاب

جامعه طلبکار عامل رشد شاعر

گزارشی از نشست تخصصی «آسیب‌شناسی شعر کودک و نوجوان»

شعر کودک- نشست تخصصی «آسیب‌شناسی شعر کودک و نوجوان»

رسانه انقلاب: نشست تخصصی کانون ادبی قاف با موضوع «آسیب‌شناسی شعر کودک و نوجوان» و با حضور آقای «مصطفی رحماندوست» در فرهنگسرای رسانه برگزار شد.

در ابتدای نشست آقای «مصطفی رحماندوست» درباره موضوع نشست تصریح کرد: جدیداً به دنبال آسیب‌شناسی همه چیز هستیم. نشان فکری ما به دنبال نق‌زدن و ایراد گرفتن است. وقتی می‌خواهیم عیوب یک برنامه را بفهمیم خود را بالاتر از آن فرض می‌کنیم. من چنین اعتقادی را ندارم، به خصوص در حیطه کودکان و نوجوانان کار ما آنقدر تازه است که بیشتر از آنچه خودمان را در جایگاه آسیب‌شناسی بدانیم باید به این فکرکنیم که خوبی‌های آن مورد را بیابیم.

وی با اشاره به پیشرفت‌های شعر کودک گفت: ما تا حدود ۵۰ سال پیش چیزی به نام شعر کودک بصورت گسترده نداشتیم. شاعران قبل از انقلاب فقط «محمود کیانوش» بود و دیگری هم «پروین دولت‌آبادی». بعد از انقلاب اتفاقاتی افتاد از جمله اینکه ترجمه بد شد و همه به تولید اثر ادبی برای کودکان روی آوردند. در بخش شعر کودک تولید بیشتری صورت گرفت. شاید اگر بخواهیم ورودی کنیم به آسیب‌های این حوزه باید بگوییم، جبر زمانه بعد از انقلاب باعث شد که کادرسازی‌ها بصورت آکادمیک نباشد. اگر هم می‌خواستیم آکادمیک این کار را کنیم، جایی را نداشتیم.

وی با ذکر این نکته که چند سال است رشته ادبیات کودک در مقطع کارشناسی ارشد در چندین دانشگاه ایران ارائه می‌شود، گفت: مشکل الآن ما هم این است که استاد این حوزه نداریم. لذا همه به ترجمه روی آورده‌اند. هرچند ادبیات کودکان نوین ایران رنگ و بویی از کودکان غرب گرفته است، ولی بومی کردن آن به زمان زیادی نیاز دارد.

آقای «مصطفی رحماندوست» با مقایسه ادبیات و شعر کودک در گذشته و امروز گفت: زمانی که ما این حوزه را شروع کردیم افراد تحصیل‌کرده در این زمینه نبود؛ همان کسانی هم که بودند تعدادشان بسیار اندک بود، ولی الآن نویسندگان زیادی داریم که به صورت حرفه‌ای در این زمینه کار کرده‌اند. درست است که نقایص زیادی داریم، ولی چه کسی می‌تواند بدون زمین خوردن راه رفتن را بیاموزد؟ الآن به جایی رسیده‌ایم که می‌توانیم فرق ادبیات مناسب کودکان چهار ساله را با ادبیات مناسب کودکان دو ساله بفهمیم.

ایشان کمبودهای ادبیات و شعر کودک را چنین برشمرد: اولین کمبود به نظرم از ناحیه مصرف‌کننده است. اغلب کتاب‌هایی که در این حوزه عرضه می‌شود، تولید داخلی نیست یا به تقلید از تولیدات خارجی است. خوب چطور از کسی بخواهیم که نویسنده و شاعر باشد و زندگی‌اش بچرخد، ولی کتاب‌هایش را نخریم؟ آسیب دوم این است که برنامه‌ای برای ایجاد عادت مطالعه در کودکان نداریم. اگر هر روز وقتی را اختصاص دادیم که برای فرزندمان کتاب بخوانیم این عادت ایجاد خواهد شد.

وی ادامه داد: اگر اینطور بود که نویسنده درآمد خود را از مردم داشت، مجبور بود سطح خود را بالا بیاورد و نیز متناسب با نیاز امروز کودک جامعه ما اثر خلق کند، ولی الآن اینگونه نیست. یعنی اگر نویسنده‌ای مشهور شده باشد، ناشر آثارش را چاپ می‌کند و مردم هم آن را می‌خرند. والدین معمولاً قدرت انتخاب اثر مناسب را ندارند. بچه‌ها هم هرچه کتاب پر آب و رنگ‌تر باشد، آن را می‌پسندد. نتیجه این می‌شود که کتاب را برای کودکمان می‌خوانیم، ولی آنقدر او را جذب نمی‌کند که شب بعد هم بخواهد همان را برایش بخوانیم. وقتی جامعه طلبکار باشد، پاسخ به نیازهایش بالاخره خواهد آمد. الآن چرا کتاب‌های ژانر وحشت اینقدر خریدار دارد؟ جامعه به دلایلی ایجاب می‌کند که چنین کتاب‌هایی محبوب باشند و به همین دلیل این کتاب‌ها ترجمه شده و به دست خریداران می‌رسد.

آقای «رحماندوست» با اشاره به اینکه ناشرانی که دغدغه فرهنگی داشته باشند، اندک هستند گفت: وقتی ناشری سرمایه‌گذاری می‌کند و به صفحه‌آرا، تصویرگر، گرافیست و… پول می‌دهد، انتظار هم دارد خریداری شود. در این میان چون قدرت انتخاب خانواده‌ها پایین است، کتاب‌هایی مشابه کتاب‌های مشهور و پرفروش روانه بازار می‌شوند و ناشر می‌داند این کتاب‌ها خریداری می‌شوند. من واقعاً به این معتقد هستم که نویسنده را هم خواننده می‌سازد. شما اگر موسیقی خوب خریداری کنی، دیگر موسیقی بد به بازار نمی‌آید. اگر شما به دنبال نوع مناسبی از کتاب برای کودک خود نباشید در هر دوره‌ای نوع خاصی از کتاب بدون توجه به نیاز واقعی کودک فراگیر می‌شود که غالباً تقلید از کتاب‌های دیگر است.

وی همچنین درباره بازنویسی داستان‌های کهن و ارتباط کودکان با آنها گفت: ببینید؛ مثلاً با جستجو در شاهنامه به مواردی می‌رسیم که قابلیت بازنویسی برای کودکان را دارد.

رحماندوست درباره طبقه‌بندی آثار کودک و نوجوان بر اساس کیفیت آنها گفت: من با اصل چنین کاری موافق نیستم؛ چون نوعی دیکتاتوری است. به خصوص اگر حاکمیت بخواهد، متولی این امر بشود؛ اما نهادهای مردمی می‌توانند این کار را انجام بدهند. به عنوان مثال ما جایزه‌ای به نام لاکپشت پرنده داریم. یک گروه کارشناسی بدون وابستگی به دولت این کار را انجام می‌دهند. همچنین کانون پرورش فکری و… . والدین فقط وظیفه خرید نان و لباس برای کودک خود را ندارند؛ باید به غذای روح او هم توجه داشته‌باشیم.

ایشان هم چنین در ادامه درباره درستی تقسیم‌بندی کودکان بر اساس معیار سن گفت: فرزند یک تاجر پولدار کلماتی مانند سفته، واخواست و… را خوب می‌فهمد؛ اما فرزند یک کارمند کلماتی مانند سر برج، قسط و… را می‌فهمد. قصه‌ای که کودک اهل کویر را به هیجان می‌آورد با داستانی که کودک اهل شمال را به هیجان می‌آورد، تفاوت دارد. تقسیم‌بندی بر اساس معیار سن خوب است؛ چون دایره وسیع انتخاب را کوچک می‌کند؛ اما باید در میان این کتاب‌ها گشت و کتاب مناسب فرزند خود را بیابیم. یک اصل دیگری وجود دارد و آن اینکه وقتی قصه‌ای را برای کودک خود می‌خوانیم می‌توانیم گروه سنی بالاتری را انتخاب کنیم. چون وقتی کودک، یک قصه را می‌خواند سخت پیش می‌رود. تعداد واژگان شنیداری افراد از تعداد واژگان خوانداری آنها بیشتر است. قاعده بعدی، اصل لذت است. مطالعه حتماً باید همراه با لذت باشد. اگر کسی لذت مطالعه را نچشد ادامه نمی‌دهد و اگر این لذت را درک کرد دیگر آن را رها نمی‌کند.

وی همچنین درباره الگوبرداری از داستان‌های باستان برای بازآفرینی آنها گفت: از چنین مواردی در بازار فراوان است و اتفاقاً یکی از مورادی که باید آن را آسیب‌شناسی کرد، همین است. خلاقیت چیزی است و ساده‌نویسی و بانویسی متون کلاسیک چیز دیگری است. ما خودمان معمولاً نوع بازنویسی را بیشتر می‌پسندیم، چون نوستالژی خودمان هم هستند؛ اما گاهی باید ببینیم کودک امروز چه می‌خواهد.

در ادامه نشست آقای «رحماندوست» یکی از راه‌های علاقمند کردن مردم به مطالعه را کتابخوانی والدین برای فرزندان خویش دانست و گفت: می‌توان به موضوعاتی پرداخت که هم مورد علاقه والدین است و هم کودکان تا بدین‌ترتیب انگیزه کتابخوانی را بین کودکان و والدین بالا برد.

در پایان آقای «رحماندوست» درباره تغییر زاویه دید در بازنویسی داستان‌های کهن و آموزش این تغییر نگاه به کودکان گفت: این موضوع مهمی است که باید به آن پرداخت؛ اما باید به این توجه داشت که سطح دانش ما هم به اندازه کافی باشد و توانایی لازم را برای پیوند بین موضوعات داشته‌باشیم. من خودم شاید نتوانم بین کشتن سهراب توسط رستم و مفهوم نفس‌کشی رابطه برقرار کنم، ولی داستان‌های مولوی را به خوبی می‌توانم برسانم؛ اما بخش اصلی قضیه تطبیق نیست؛ بلکه توضیح است. من باید بتوانم این مسئله را برای کودکان توضیح بدهم.

هم چنین بخوانید:

مشخصه‌های شعر دفاع مقدس

رمان ایرانی، از عامه‌پسند تا نخبه‌گرا

مردم مخاطبان فراموش شده

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top