سینمایی به مثابه آیینه درون - «بازخوانی عدالت در سینمای روشنفکری ایران» - رسانه انقلاب

سینمایی به مثابه آیینه درون

خلاصه نشست «بازنمایی عدالت در سینمای روشنفکری در ایران»/ قسمت دوم

قسمت دوم خلاصه نشست «بازخوانی هنر و ادبیات عدالت و سرمایه‌داری در ایران»

رسانه انقلاب: نشست «بازنمایی عدالت در سینمای روشنفکری ایران» با حضور «سیدمحمد حسینی» و «سیدحسین شهرستانی» با مشارکت جبهه فکری انقلاب اسلامی و خبرگزاری تسنیم برگزار شد. جهت مطالعه بخش اول خلاصه این نشست می توانید، اینجا را کلیک کنید.

«سیدمحمد حسینی»: این مقوله اسمش نئورئالیزم ایتالیایی بگذاریم که در آن فیلم تحت تاثیر جنگ است. یکی از مولفه‌های آن بدبختی‌های جنگ است که بر جامعه وارد شده است. این گداگرافی در سینمای ما به مراتب بیشتر از خود سینمای ایتالیا و فرانسه که آن هم تا حدودی در این سبک فیلم ساخته شده می‌باشد. درحالی‌که در فیلم‌های مجیدی مانند «یچه‌های آسمان» و «باران» تفاوت نوع نگاه به فقر را می‌بینید. شما می‌توانید اولی را با فیلم «خانه دوست کجاست؟» کیارستمی قیاس کنید. فیلم مجیدی کاملاً بر اساس این بینش است که انسانی که اراده دارد فقیر نیست، فقر به داشته‌ها و نداشته‌ها نیست، بلکه مربوط به داشتن اراده و نداشتن آن است. فیلم مجیدی توصیف یک اراده است اراده‏‌ یک بچه‏‌ای که می‌خواهد کفش به دست آورد و فوق‏‌العاده خوب است.
می‌خواهم بگویم یک جریان نورسته‏‌ای که می‌خواهد به عدالت بپردازد چقدر متفاوت دارد نگاه می‌کند. لذا اگر بیاییم مصداقی بررسی کنیم متوجه می‌شویم جریان روشنفکری که ادعای عدالت می‌کند بیشتر نوعی اپوزیسیون نمایی است تا عدالت، صرفاً این بود که چطوری می‌شود به‌عنوان یک جریان اپوزیسیون خود را مطرح کنی و در این جریان اپوزیسیون قرار گرفتن بهای شهرت است. چون اساساً لازمه رسانه شهرت است.
لذا نوعی هنجارشکنی را مدنظر خود قرار می‌دهد و اگر سراغ طبقات محروم می‌رود به این دلیل آنجا می‌رود که بگوید اینجا طغیان، طغیان علیه وضع موجود در راه به دست آوردن نداشته‏‌ها، بستر فراهم‌‏تری برای آن وجود دارد. جالب است برخوردش با طبقات محروم برخورد ویترینی است. یعنی خیلی توریست‏‌وار است. یعنی عناصر اساسی که در طبقات محروم جامعه ما نهادینه شده و اصالت دارد مانند عنصر دین.
حرف اصلی این است که روشنفکرها برای این سراغ محرومین می‌روند که سوراخ‌های فیلمنامه‌ها را پر کنند. درباره نسل‌های روشنفکران باز باید بگویم که نسل اول نسل افرادی مثل آقای کیارستمی، مهرجویی، بهمن فرمان آرا، بهمن قبادی و… است این‏‌ها نسلی هستند که با نوعی تظاهر به خرد دنبال تأویل‏‌گرایی آثار خودشان هستند، تمنای آثار این‏‌ها این است که شما سراغ تأویل بروید و بگویید این نمادی که به کار بردید این‌طور بوده است و مباحثی مانند نشانه‏‌شناسی برایشان خیلی اصالت دارد.
ولی نسل دوم جریان روشنفکری از جعفر پناهی تا اصغر فرهادی و… بیشتر مؤلفه‌‏های اجتماعی مدنظرشان است. مؤلفه‏‌های اجتماعی از جهتی مدنظر این‏‌ها است که شکل‌‏گیری سینمایی را باعث شود که این سینما ضمن اینکه یک ریتم تندتری نسبت به سینمای قبلی خود دارد، نوعی سینمای ضد قصه است.
برای اینکه ریتم دهد با تمهیدات تکنیکی این کار را می‌کند تا تمهیدات مضمونی، در حوزه مضمون هم بیشتر سراغ مفاهیم که می‌رود مفاهیم را به شکل گذرایی از آن رد می‌شود نوعی اعتراض‏‌گونه با آن مباحث برخورد می‌کند این ادعای مصلح اجتماع بودن در وجودش به نحوی است که می‌گوید وظیفه من طرح درد است و شما درمان را باید خودتان پیدا کنید در مواجه با پرسش جدی هم هرگز خودش را قرار نمی‌‏دهد، مثلاً کسی به شما بگوید شما با گفتن درد که فرآیند تسریع نمی‌‏کنید به این فکر نمی‌‏کند که گفتن درد باعث تسریع درد در جامعه می‌شود، می‌گوید به من ربطی ندارد.
منتقدین این جریان هم حرفشان این است که فیلم، جهان فیلم‌ساز است و این کار نوعی آیینه‌گی است. این حرف معنای مهمی دارد و این است که پس با این حساب فیلم‌ساز دارد درون خودش را می‌سازد نه جامعه را! تمنای درونی شما باعث می‌شود چیزی را که می‌خواهید ببینید و تماشا بر اساس درونیات صورت می‌گیرد. لذا کارگردان روشنفکر ما چیزی را که درونش می‌خواهد می‌سازد، مثلا وقتی شما بدهکار هستید در اتوبوس همه با هم صحبت کنند آخر اتوبوس یکی درباره دفترچه قسط حرف بزند گوش شما به حرف او تمرکز می‌کند و سعی می‌کنید از لابه‏‌لای اصوات مختلف آن را بشنوید.
این ادعا را به‌شدت رد می‌کنم که من دارم جامعه را تصویر می‌کنم و این حرف غلطی است هنرمند چیزی را می‌بیند که تمایل به دیدن آن دارد و وقتی تمایلش به سمت دیدن این چیزهاست این عناصر همیشه در تمام جوامع انسانی وجود داشته است و همه‌جامع انسانی دارند نکبت، بدبختی، تجاوز و… که مسائل جامعه بشری است. در جامعه ما هم به طریق اولی است ولی وقتی هنرمند فقط این‏‌ها را می‌بیند، یعنی خودش در ذاتش این چیز‌ها را دارد خیلی صریح این را می‌گویم و قابل‌انکار نیست.
نسل سوم نسل وقیح‌تری نسبت به قبلی‌ها می‌باشد، البته کمی با نسل دومی‌ها مشترک هستند. این نسل محسن امیر یوسفی، کاهنی، درمیشیان، مانی حقیقی است که پر از حرف‏‌های اروتیک و دلالت‌‏های اروتیک و چیزهایی که حتی نمی‌‏توانید قصه آن را تعریف کنید است و برخی از قصه‏‌ها فوق‌‏العاده مستهجن و خیلی ساختارشکنی و قبح‏‌شکنی ظاهری در آن‏‌ها هست.
شما فیلم آقای کیایی که امسال ساخته است اصلاً نمی‌‏توانید به خانواده‏‌ای توصیه‏ کنید بروند ببینند، چون پر از حرف‏‌های مستهجن است یعنی شما در سینمای آمریکا ممکن است با آثار سینمای آمریکا مواجه شوید دو دیالوگ مستهجن در آن باشد یک آدم لاتی آن را بگوید که آن در آثار کلاسیک‌شان خیلی کم است، کسی مانند «تالی تینویی» را نگاه کنید با عنصر خشم وقتی سروکار داشته باشد آنجا هم میزان کنترل‏ شده است و سعی می‌شود یک حدود و قیود و میزانی را رعایت کند، ولی یک فیلمی را می‌بینید سرتاسرش همین است یعنی از لحظه اول که وارد می‌شوید مدام دارند به هم حرف‏های به‌شدت بد و فوق ‏العاده راحت می‌زنند.
یک نکته مهمی برای نسل جدیدی که در سینما آمده‌اند وجود دارد، و این است که حرفی برای گفتن ندارند و گفت: قافیه چو تنگ آیند شاعر به جفنگ آید! شروع می‌کنند به گفتن یک اقوال و ساختن یک‌سری آثاری که بیشتر می‌شود اسمشان را گفت حتی نمی‌‏شود یک قصه یک خطی از آن‏‌ها روایت کرد که چقدر کارهای بدی هستند.
مدیریت فرهنگی کشور ما بعد از انقلاب که دیگر دست نیروهای قبلی نبود قرار بود سینمای انقلاب اسلامی را متولد کند و البته در دهه ۶۰ موفق شد این کار را بکند امثال مجیدی، حاتمی‏‌کیا، مرحوم ملاقلی‌‏پور، سلحشور، حسن برزیده، کمال تبریزی و… از آن بیرون آمدند که همه این‏‌ها محصول جریان سینمای انقلاب هستند. وقتی این عرصه شدند نگاه تکلیفی به عرصه کردند و درخشان‏‌ترین آثار تاریخ سینمای ایران و حتی می‌شود گفت تولد ژانر ملی سینمای ایران را دامن زدند و امروز ما فقط می‌توانیم از ژانر دفاع مقدس به‌عنوان یک ژانر و یک‌گونه سینمایی منحصر به ایران اسم ببریم و بگوییم این تنها ژانر سینمای ملی ماست باقی آثار ما بیشتر کپی است.
شما در سینمای هالیوود پیشرفت را می‌بینید، حتی سینمای دهه ۹۰ که خیلی پیشرفته است را رد کرده و رو به جلو است. افرادی به عجیبی کریستوفر نولان را دارند که واقعا باید بررسی شود! اما دقیقا این معادله در سینمای ما برعکس می‌شود و رو به عقب حرکت می‌کند. امسال حاتمی‌کیا قطعا از باقی جلوتر است.

همجنین بخوانید:

پریشان‌گویی به اصطلاح روشنفکرها

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از
wpDiscuz

Top