«سختانه»­ای برای سیما - به بهانه آخرین تولید «میلاد دخانچی» در سیما- رسانه انقلاب

«سختانه»­ای برای رسانه محافظه کار

به بهانه آخرین تولید «میلاد دخانچی» در سیما

نویسنده: محمد حسن صادق پور

رسانه انقلاب: نخستین سری برنامه تلویزیونی «سختانه» با اجرای میلاد دخانچی، چندی پیش روی آنتن شبکه سوم سیما رفت. برنامه­‌ای که با دعوت از محمد قوچانی، روزنامه ­نگار نشریات سیاسی و فکری جریان کارگزاران شروعی طوفانی را به خود دید. جدال جدی میان مجری برنامه با سردبیر «مهرنامه» که تربیون عقبه فکری اصلاحات و کارگزار است، شاید درسال های اخیر، در صدا وسیما آن هم در شبکه ای پرمخاطب بی سابقه بوده است. گرچه دخانچی در مجموعه قبلی که تهیه و اجرای آن را به عهده داشت (جیوگی) نیز گفت ­وگوهای جدی فکری با میهمانان خود برقرار نمود. ناصر فکوهی، بیژن عبدالکریمی، سعید زیباکلام، نوام چامسکی برخی از مهمانان گفتگوی این برنامه بودند که تحلیل مسائل اجتماعی با نگرش فلسفی را وجه همت خود قرار داده بود. استقبال ویژه جوانان از قشرهای مختلف از جیوگی آن را به یک برنامه تلویزیونی پرمخاطب علی­رغم گفت­ و گوهای تخصصی  حوزه اندیشه تبدیل کرده بود. این بار اما دخانچی، برنامه ای در قالب گفت‌وگوی سخت یا اصطلاحا «هارد تالک» کلیدزده است که مسائل اجتماعی را در گفت و گوهایی چالشی مطرح و با میهمانان در میان می‌گذارد.


بیان چند نکته پیرامون مدیریت و اجرای برنامه در ژانر «گفت­وگوی سخت» می­‌تواند هرچه بیشتر به بالیدن «سختانه»­ی تازه متولد شده کمک کند:

یک| فضا و شیوه اجرا در چنین گفت و گوهایی بسیار مهم و حائز اهمیت است. با توجه به گرمای بحث و سختی ذاتی جنس برنامه، همه اجزای تولید از دکوپاژ گرفته تا لحن مجری باید احساس آرامش را تلقین کنند تا از دشواری گفت ­و گو بکاهند. این احساس هم برای مخاطب حائز اهمیت است و هم برای میهمان برنامه. اگر لحن مجری داغتر از محتوای مورد چالش باشد، چه بسا برداشت مخاطب از حس گفت و گو به «جدال» تغییر کند و در میانه بحث، بیش از تامل در عمق صحبت تبادل شده بین مجری و کارشناس و کشف حقیقت از لابه­ لای بحث، به جانبداری ابتدایی به سمت یکی از طرفین گرایش پیدا کند و دید متعصبانه بر نگاه آزاداندیشانه غلبه پیدا کند. از سوی دیگر طرف مقابل نیز گرچه باید با تحریک مجری، مجبور به خروج از لاک محافظه کاری باشد، لکن نباید لحن اجرا یا فضای برنامه، به جای قرار گرفتن در استودیوی «سختانه» احساس قرار گرفتن در یک جلسه «بازجویی» را به وی القا نماید.

دو| اهمیت مجری کارشناسان با سواد در برنامه تلویزیونی که علاوه بر تخصص اجرا، توان چالش با طرف مصاحبه خود را داشته باشند، امروز بیش از هر مساله‌ای در تولیدات رسانه‌ای در این ژانر احساس می‌شود. متاسفانه غالب گفت­ وگوهای مجریان و کارشناسان در حال حاضر صداوسیما منحصر به طرح سوالات از پیش آماده شده و صرفا سرتکان دادن مجری در واکنش به پاسخ‌های مقام مسئول یا مدعو برنامه است. این در حالی است که متاسفانه در بسیاری از موارد سخنان مدعوین برنامه خود سرشار از اشتباهات است که به خورد مخاطب داده می‌شود. گاه ممکن است کارشناسی که فی المثل برای تحلیل اقتصادی به برنامه‌ای آمده است، حتی تلفظ موضوع مورد بحث را به درستی نداند و «بیت کوین» را «بیت کویین» بخواند و حتی برای آن فلسفه بافی نیز بکند (اتفاقی که مدتی پیش در برنامه پایش رخ داد). متاسفانه این، وضعیت رایج غالب برنامه های تلویزیونی گفت ­و­گو محور است و در چنین مواردی، این سواد مجری است که می‌تواند بحث را تکمیل و اصلاح نماید. به عنوان مثال گفت و گوهای سخت میان «حسین دهباشی» و میهمانانش در برنامه غیرتلویزیونی «تاریخ آنلاین» که به استناد سواد تاریخی‌اش، مکرر از آنان در روایت تاریخ خرده می‌گیرد و می‎‌کوشد تا اجازه تحریف تاریخ در این برنامه داده نشود، نمونه‌ای موفق از اجرا در «گفت­ و­گوهای سخت» است که می‌تواند مدلی برای برنامه‌های تلویزیونی نیز باشد. میلاد دخانچی، از این حیث می‌تواند مجری خوبی برای این جنس از برنامه‌ها باشد، چرا که اولا نشان داده است، جسارت لازم برای قطع اطناب­گویی مهمانان را داشته و از آن مهم‌تر، سواد لازم برای خرده گرفتن از ایشان را داراست.

سه| ادامه حیات چنین برنامه‌هایی بیش از هرچیز، وسعت نگاه مدیران سازمانی را می‌طلبد. مدیرانی که به منظور جذب مخاطب، حاضر می‌شوند با اغماض از خط قرمزهای رسانه ملی عبور کنند و پخش قرعه کشی جام جهانی را با موارد موجود در آن، زنده و از نمای نزدیک پخش کنند تا مخاطب به سوی ماهواره روی برنگرداند، می‌توانند بر خط قرمز های خودساخته و تصنعی در گفت و گوهای صریح و چالشی نیز چشم ببندند و اجازه دهد چه از نظر موضوعات مورد بحث و چه از نظر اشخاص مدعو؛ اصل آزاداندیشی رعایت شود.

پس از گذشت چهار دهه از انقلابی که با گفت و گو و مناظرات، حقانیت خود را نشان داده است، اکنون مردم باید به حضور «از قوچانی بزرگترها» در سیما عادت کرده باشند و نه این که رویت یک روزنامه نگار با عقبه کارگزارانی در سیما، برای همگان خرق عادت به حساب بیاید.

البته این بیش از هرچیز، مستلزم شجاعت و ایستادگی این مدیران مقابل فشارهای خارجی است. مدیریت محافظه کار (و به عبارتی غیر انقلابی) در سالیان گذشته بلایی سر تلویزیون آورده است که اگر یکی دو برنامه (از جنس ثریا و زاویه) را از کنداکتور سیما حذف کنند، تقریبا می توان گفت جای دیگری برای تناظر آراء و آزاداندیشی در رسانه ملی باقی نمانده است. این درحالی است که تناظر آراء و برگزاری مناظرات، تکلیف رهبری به رسانه ملی در سال ۸۸ بود. تکلیفی که صرفا چندماهی در دستور این رسانه قرار گرفت و مانند بسیاری دیگر از منویات رهبر انقلاب، به فراموشی سپرده شد. احیای خواست رهبری نیز میسر نیست جز با وسعت نظر مدیران و ارزیابان برنامه‌های تلویزیونی که در پذیرش افراد، اصل تکثر آراء را لحاظ نموده و اجازه حضور و طرح بحث به گرایش‌های مختلف فکری را در برنامه‌های گفت و گو محور بدهند تا اعتماد برباد رفته مخاطبان مجددا به این رسانه بازگردد. با حضور محمدقوچانی و بزرگتر از او، نه امنیت ملی به خطر خواهد افتاد و نه با گرایش های راست گرایانه او، مردم ایران لیبرالیست می‌شوند. لذا امیدواریم آنچه شنیده‌ایم درباره پایان یافتن عمر کودکی که با نام «سختانه» چند روزی است در صدا و سیما متولد شده است، صرفا شایعه باشد و مدیران صداوسیما تا زمان پا گرفتن این جنس از برنامه ها و تکثر آن در شبکه‌های مختلف سیما، شجاعانه پای همین یک طفل بایستند.

 

به این مطلب امتیاز دهید:
12345
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top