قاسم‌خانیسم و بازنمایی ابزورد در رسانه ملی - تاملی بر روند تقلید در رسانه ملی - رسانه انقلاب

قاسم‌خانیسم و بازنمایی ابزورد در رسانه ملی

تاملی بر روند تقلید در رسانه ملی

تاملی بر روند تقلید در رسانه ملی

رسانه انقلاب: تقلید در رسانه ملی مسئله‌ای است که این روزها به کرات نمونه‌های آن را مشاهده می‌کنیم. این پدیده آنقدر روشن است که نه تنها نخبگان رسانه‌ای بلکه مخاطبان عادی رسانه هم به آن آگاهی پیدا کرده‌اند. نسخه برداری گونه‌های برنامه‌سازی و سریال‌سازی رسانه‌های غربی و میزان بکارگیری آن در رسانه ملی مقوله قابل ملاحظه‌ای است. اینکه رسانه ملی تا چه حد در غیاب هویت رسانه‌ای خویش تابع رسانه‌های دیگری است و تا چه میزان به این بی‌هویتی رسانه‌ای آگاهی دارد امر پنهانی است که جهاد طالبان این عرصه را می‌طلبد. سریال‌های تلویزیونی با نمایش وجوه حیاتی انسان معاصر ایرانی با تمرکز بر حیطه زبان، محیط فرهنگی و اجتماعی مسیر آسان‌تری برای نمایش و بازنمایی این هویت رسانه‌ای دارند. اما این نشانه‌ها در فرآیند سریال سازی نوع تعامل بین افراد در روابط اجتماعی‌-فرهنگی جامعه خود را نمی‌توانند به نمایش بگذارند. به همین علت در عوالمی دیگر به دنبال طرح روایت و مایه‌های ادبی خود به سر می‌برند.

قاسم‌خانیسم، پیش قراول بازنمایی الگوهای ابزورد در رسانه ملی است. این روایت‌ها جعل سریال‌های غربی و بازتولید آن در رسانه ملی است.

رسانه ملی در فقدان نیروی انسانی مولد با هویت به تقلید و بکارگیری عوامل برون رسانه‌ای روی می‌آورد. جریان این شمایل سریالی در رسانه‌ ملی، به دو گروه تقسیم می‌شوند. گروهی که بدون آگاهی و صرفا به علت ذوق زدگی مدیران حافظ وضع موجود و رزومه پرکن، هر قصه و فیلم‌نامه دم ذهنی خود را به تولید رسانه‌ای می‌رسانند و به دنبال آن در ویترین‌های تکراری و توخالی تلویزیون بارگذاری می‌کنند. از امثال این سریال‌ها می‌توان به سریال کمدی آیتمی پنچری، همسایه‌ها، گسل و … نام برد. اما طیفی دیگر در این میان هستند که هویت رسانه‌ای دارند. شکاف‌های رسانه‌ای را خوب شناخته و توانسته در این میان با طرح روایت‌های جعلی و روایت‌هایی خاص و بیگانه از حیات جامعه ایرانی، مدیران رسانه ملی را با خود همراه و با کسب مجوز و بودجه کلان روند تغییر ذائقه، الگوهای سبک زندگی و ذهنی مخاطب را تعیین کنند. این باندهای رسانه‌ای با شناخت نظریات روانشناختی و خلق کاراکترهای هیجانی با قصه‌ای ابزورد روایتگر حیاتی لیبرال در رسانه ملی هستند. باند قاسم‌خانی‌ها را می‌توان یکی از نمایندگان این تیپ آثار هوشمندانه در فقدان هویت در رسانه ملی دانست. قاسم‌خانیسم، پیش قراول بازنمایی الگوهای ابزورد در رسانه ملی است. این روایت‌ها جعل سریال‌های غربی و بازتولید آن در رسانه ملی است. از ساختمان پزشکان تا پژمان و شمعدونی همه این آثار از یک منطق روایی تبعیت می‌کند آن هم نمایش چهره‌ای اباحی‌گر، ابزورد و بیمار از حیات ایرانی است.

باندهای رسانه‌ای با شناخت نظریات روانشناختی و خلق کاراکترهای هیجانی با قصه‌ای ابزورد روایتگر حیاتی لیبرال در رسانه ملی هستند.

این روند در جریان رسانه‌ای هالیوود با سریال‌های Friends ،modern family ،The Big Bang Theory و صدها اثر مشابه دیگر سال‌هاست که مولف این گونه نمایشی  برآمده از روح حاکم بر جامعه آمریکایی است. در این روزها شاهد باز تولید آن توسط قاسم‌خانی‌ها در رسانه ملی هستیم.
در روند برنامه‌های تلویزیونی رسانه ملی هم این روند بی‌هویتی و مقلدانه را می‌توان دید. از ساخت برنامه‌های استعدادیابی خوانندگی، استندآپ کمدی، آشپزی، تاک‌شو تا این روزها برنامه استعدادیابی مداحی. اینکه در روند تولید این برنامه‌ها تا چه میزان فکر و تامل صورت گرفته است و اقدامی هیجانی و جوی در میدان رسانه‌ای نبوده است باید سواد رسانه‌ای متولیان این امر را مورد بررسی قرار دهیم. این مقال در مقام نفی یا تایید پدیده تقلید الگو‌های رسانه‌ای غربی نیست؛ اما می‌توان گفت اگر تقلید عادت رسانه‌ای شود شیوع پیدا می‌کند و آینده رسانه را تحت الشعاع خود قرار می‌دهد به نحوی که دیگر مهاری بر کنترل و پیش‌گیری آن نمی‌توان زد.

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

همچنین بخوانید:

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top