داستان شکار و شکارچی - توضیحی کوتاه درباره یک تصویر از بمباران حلبچه - رسانه انقلاب

داستان شکار و شکارچی

توضیحی کوتاه درباره یک تصویر از بمباران حلبچه

توضیحی کوتاه درباره یک تصویر از بمباران حلبچه

رسانه انقلاب: امروز سالروز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی است. یکی از فاجعه‌بارترین حملات تاریخ بشریت، حمله شیمیایی «صدام» به «حلبچه» بود. در حمله «حلبچه» انسان‌های بی‌گناه زیادی اعم از کودک، زنان و مردان مسن به شهادت رسیدند و نفرات زیادی در میان راه و در دشت و صحرا روی زمین افتادند و جان دادند. تصاویر بسیار زیادی بعد از این فاجعه گرفته شد که نمی‌توان خیلی از آن‌ها را دید، ولی یک تصویر بسیار جالب وجود دارد که در آن خود عکاس شکار عکاس دیگری شده است. تصویر بدون حضور عکاس وسط شهدا فقط تصویری از جنازه‌هایی است که انگار سال‌ها روی زمین سبز حلبچه خوابیده‌اند؛ اما با حضور عکاس، داستان خود را پیدا می‌کند. شات اول او درحالی که به لنز دوربین خیره شده است در حال حرکت به سمت آن است و در شات بعدی او روی کنده‌های زانوی خویش هاج و واج افتاده و ماتش برده است. او حیران از این فاجعه دردناک است که قلب هر انسان را به درد می‌آورد.

توضیحی کوتاه درباره یک تصویر از بمباران حلبچه

توضیحی کوتاه درباره یک تصویر از بمباران حلبچه

پاسداران و دیگر مردم در پس زمینه عکس در کامیون جمع شده‌اند و انگار آماده حرکت هستند. عکاس با دوربین و کیف مخصوص عکاسی آنها را منتظر گذاشته است و گویا نمی‌تواند از جای خود بلند شود. او با نگاه خود به وسط لنز با مدافعان حقوق بشر، سران استکبار جهانی، «صدام» و دشمنان در حال حرف زدن است. او در عین سکوت بر سر کسانی که سلاح‌های شیمیایی را ساختند، فریاد می‌زند. جنازه‌ها نیز خود زبان گویایی در هم‌کلامی با او هستند.

توضیحی کوتاه درباره یک تصویر از بمباران حلبچه

توضیحی کوتاه درباره یک تصویر از بمباران حلبچه

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top