صداها در سینمای حاتمی ­‌کیا - بررسی اجمالی دیدگاه اجتماعی ابراهیم حاتمی کیا - رسانه انقلاب

صداها در سینمای حاتمی‌کیا

بررسی اجمالی دیدگاه اجتماعی ابراهیم حاتمی کیا در آثار وی

نویسنده: مهدی کاوه
صداها چه کسانی را در آثار حاتمی کیا نمایندگی می‌کنند؟- حاتمی ­‌کیا

یادداشتی که در ادامه می‌آید، دیدگاه نویسنده است و در مواردی با دیدگاه رسانه انقلاب درباره ابراهیم حاتمی ­‌کیا مغایرت دارد. با این حال، به جهت حفظ امانت دخل و تصرفی در متن صورت نگرفته است.

صدا یک پدیده فیزیکی، زیستی، اجتماعی و البته سیاسی است. فیزیکی است وقتی صحبت از امواج صوتی است، زیستی است وقتی پای تار‌های صوتی در میان است، اجتماعی است وقتی حامل پیام است و البته هم اجتماعی و هم سیاسی است، وقتی قرار است صدای کسی شنیده شود یا صدای کسی شنیده نشود. ناگفته پیداست که هر جامعه‌ای از افراد، گروه­‌ها، احزاب و دیدگاه­‌های گوناگون، متضاد و گا‌ها متناقضی تشکیل شده است. از اینرو اگر اثری قصد بازنمایی فقط یک دیدگاه را داشته باشد، آن را تک صدایی و اگر بیش از یک صدا را فریاد بزند چند صدایی است.

حاتمی ­‌کیا کـارگردانی است که بیشتر آثارش در ژانر‌های اجتماعی ساخته شده و تلاش وی معطوف بـه رصدکردنِ اوضاع اجتماعی- سیاسی ایران در دوره­‌های مختلف پس از انقلاب با محوریت جنگ و اتفاقات پس از آن بوده است. وی اگرچه فیلم­‌هایش روایت مستقیم و غیر مستقیم جبهه و بچه­‌های جبهه است، اما در همه آن‌ها نیم نگاهی هم به جبهه‌­بندی اجتماعی داشته و سعی نموده است تا در خلال فیلم­‌هایش اثری چندصدایی تولید کند. بنابراین، آثار وی این خاصیت را خواهند داشت که از دریچه آن‌ها بـه نحوی جزیی و نسبی، صدا‌های موجود در جامعه ایران را مورد بررسی قرار داد.

حاتمی ­‌کیا، کاظمِ ­آژانس شیشه‌ای را ساخته است تا بی­‌محابا مظلومیت امثال عباس را فریاد بزند. عباس نماینده رزمندگانی است که به تعبیر فیلم “این وسط گوشت قربونین”

اصلا داستان اصلی و تم و درون مایه “آژانس شیشه‌ای” و ” ارتفاع پست” شنیده شدن صداست. قاسم ارتفاع پست و حاج کاظم آژانس شیشه‌ای ماجرای مشابهی دارند. دو شخصیت با خاستگاه‌‌ها و دغدغه‌‌های مختلف که جریان روزگار آن‌ها را به یک واکنش واحد وامی‌­دارد؛ پیدا کردن یک گوش شنوا از طریق گروگانگیری.

حاتمی ­‌کیا، کاظمِ ­آژانس شیشه‌ای را ساخته است تا بی­‌محابا مظلومیت امثال عباس را فریاد بزند. عباس نماینده رزمندگانی است که به تعبیر فیلم “این وسط گوشت قربونین”؛ هم از صدام خوردن و هم از خودی­‌ها. از صدام تیرو تنفگ و از خودی­‌ها انگِ خوردن، بردن و چاپیدن. کارگردان برای گره ­گشایی از این سوء تفاهم اجتماعی شخصیت عباس را پردازش می­‌کند. جوانی لاغر اندام، مجروح و البته بی­‌ادعا با لهجه‌ای مشهدی که در جواب دیالوگ یکی از سکانس­‌ها به زبان می‌­آید: “مو سر زِمین بودُم با تراکتور. بعد جنگم رفتُم سر همو زمین، بی تراکتور. خانم جان مو حتی دفترچه بیمه هم نگرفتم! والا خیلی زور داره این حرفا بره مو”.

ارتفاع پست در چکیده‌ترین شکل‌اش صدای آدم‌‌هایی است که به آخر خط رسید‌ه‌اند و در ذهن خود ناکجا آباد را تصویر می‌کنند. حاتمی ­‌کیا در این فیلم بر طبل فقر و ناتوانی اقتصادی می­‌کوبد.

از سویی دیگر، آژانس شیشه‌ای شکاف­‌ها و گسست­‌هایی که در بین نیرو‌های انقلابی رخ داده را نیز بازنمایی می­‌کند. کاظم و سلحشور هریک فرصتی به دست می‌آورند تا به انگیزه­‌ها و معانی ذهنی خود اشاره کنند و مخاطب را در آن شریک گردانند. شخصیت­‌های بینابین، همچون احمد و اصغر نیز به نوعی اجازه بروز انگیزه­‌ها و دغدغه­‌های خود را دارند. اما در نهایت تمامی این شخصیت­‌های خاکستری به سمت کمک ­کردن به شخصیت کاظم مایل می­‌شوند. سلمان پسر کاظم، اما هویت دیگری دارد و در سکانس مربوط به شستن ماشین به قصد فروش، این امکان را می‌­یابد که به بیان انتقادات خویش از ارزش­‌های نسلی پدرش بپردازد. او هیچ توجیه عقلانی برای این نوع کمک ­کردن به غریبه (ولو عباسی کـه در جنگ برای حفظ تمامیت ارضی کشور جنگیده و در راه ارزش­‌های انقلابی جان خود را به خطر انداخته است) در حالتی که خانواده بـه آن احتیاج بیشتری دارد نمی­‌بیند.

ارتفاع پست در چکیده‌ترین شکل‌اش صدای آدم‌‌هایی است که به آخر خط رسید‌ه‌اند و در ذهن خود ناکجا آباد را تصویر می‌کنند. حاتمی ­‌کیا در این فیلم بر طبل فقر و ناتوانی اقتصادی می­‌کوبد. صدای شکستن امثال قاسم اینگونه به صدا درمی­‌آید: “فقط یه سرمایه داره، اونم جونشه”. قاسم نماینده کسانی است که مدینه فاضله‌ای که به خاطرش حتی دست به هر کاری می‌­زنند، غریب و خاص نیست، بلکه نیاز‌های اولیه هر انسانی است که در برخورد با سد جامعه دچار پس زدگی می­‌شوند و نهایتا تن‌ها راه چاره را در اجبار و تحکم می‌بینند.

صدای رزمندگان از جنگ برگشته کماکان آشناترین صدا در ساخته­‌های حاتمی ­‌کیا است. تبلور عینی این نگاه، فیلم از کرخه تا راین است. سیر شخصیت­‌پردازی در ساختار روایی اثر سعی دارد به تولید متنی «چندصدایی» بینجامد. در این فیلم سه کاراکتر می‌بینیم که هر یک نشانه‌ا‌‌ی از یک نوع طرز تفکر هستند، هر یک خواسته­‌ها و آمالی دارند و قصدشان این است که حرفشان در جامعه شنیده شود. “نوذر” نماینده نسلی است که اگرچه تجربه مشترکی از جنگ دارد، اما از نظر مؤلف دچار تحول منفی شده است و در سیر روایی اثر در نهایت، در آلمان می‌­ماند و به همراه کارگردان و مخاطبان با هواپیمای حامل جنازه سعید به وطن باز نمی‌­گردد.

در مقابل، کسی که به عنوان نماینده دیگر ایـن نسل به نمایندگی از تیپ شخصیتی برتر تا دم مرگ نیز به اصول و ارزش­‌های خـود پایبند می‌­ماند، سعید است. شخصیت سومی که در این اثر دچار نوعی استحاله و بازگشت به ارزش­‌های نسلی گذشته خود شده است، لیلا است. در نظر مؤلف، لیلا نماینده نسلی است که در سیر روایی داستان دستخوش تحول مثبت می‌­شود. از این رو، نشانه­‌گذاری­‌های مؤلف در گره­‌گشایی و گر‌ه‌افکنی و سیر دراماتیک اثر در قالبی رمانتیک، او را بـه سمت سعید روان می­‌سازد.

کارگردان برای نمایش شرایط خاص زندگی زنان فیلم اپیزودیک می­‌سازد تا درماندگی زنان را در این که باید بین مادر بودن و سایر نقش‌‌های اجتماعی یکی را انتخاب کنند به صدا در­آورد.

موج مرده شکاف­‌های بین دو نسل جنگ­دیده و نسل بعد از جنگ خصوصا در حوزه خانواده را بیان می­‌کند. این فیلم، جدا از وجوه ایدئولوژیک و سیاسی‌اش، مضمون شکاف نسل‌‌‌ها، یعنی جدایی فرزندان از پدران و مادران را به تصویر می‌کشد. نسلی که از سر تقدیر یا پیشرفت به طور شتابنده و مهار نشدنی، با استفاده از تراشه‌‌ها و سخت‌افزار‌ها و نرم‌افزار‌هایی که در اختیار دارد دنیای خود را می‌سازد؛ یک دنیای آرمانی الکترونیک که دکمه‌‌ها در آن حرف اول را می‌زنند نه آرمان‌‌ها و اید‌ه‌آل‌‌های پدران و مادران. این جدایی ناگزیر، برای نسلی که دنیای خود را بر آرمان­‌ها و بر چارچوب عاطفه بنا کرده، دردآور است، و قادر به درک مناسبات تازه نیست. حاتمی ­‌کیا می‌خواهد صدای فرزندان را به گوش والدین و دغدغه­‌های والدین را به فرزندان برساند.

اما دعوت، صدای زنانی است از طبقات مختلف اجتماعی که بر سر مسئله‌ای واحد دغدغه‌‌های متفاوتی دارند. موضوع فیلم کاملا زنانه است و به یکی از بحران‌‌های جامعه اشاره می‌کند. او در این فیلم به زنان نقشی پررنگتر از مردان داده و تلاش کرده بدون پیشداوری مسائل زنان را به تصویر بکشد. کارگردان برای نمایش شرایط خاص زندگی زنان فیلم اپیزودیک می­‌سازد تا درماندگی زنان را در این که باید بین مادر بودن و سایر نقش‌‌های اجتماعی یکی را انتخاب کنند به صدا در­آورد. حاتمی ­‌کیا در آژانس شیشه‌ای نیز، نگاه ستایشگران‌های به زن و نقش تعیین‌کننده او در سرنوشت مرد دارد.  تن‌ها کسی که می­‌تواند کاظم را بفهمد و حتی او را برای ادامه­‌ کارش تشویق کند فاطمه است (کاظم: فاطمه تو خلاصه‌ترین پیغام رو بهم رسوندی. چقدر ته دلم آروم شدم).

اعتراضات دانشجویی در به رنگ ارغوان، آرمان­‌های یک محافظ نظام و دغدغه­‌های یک نخبه هسته‌ای، درد و دل مردم سیستان در بادیگارد و… موارد دیگری از خواسته­‌ها و صدا‌هایی است که در لابلای فیلم­‌های حاتمی ­‌کیا نقش بسته است.

با نگاهی کلی به مجموعه آثار حاتمی ­‌کیا می‌­توان فهمید که سینمای حاتمی ­‌کیا، تاریخ تصویری انقلاب اسلامی‌‌ است که جامعه‌شناسی هر دوره را به زبان سینما روایت می‌کند و مناقشات فکری و فرهنگی جامعه را بازنمایی، و سیری متناسب با دگرگونی زمانه و تحولاتی که آدم‌‌ها و البـته جامعه تجربه کرده را نیز دربر می­‌گیرد. وی، در تلاش است تا فیلم چندصدایی بسازد، اما با این تفاوت که در نهایت با نشانه­‌گذاری­‌های خاص خود ترجیح و سمت­‌گیری خود را نیز نشان دهد. حاتمی ­‌کیا در آثارش بیشتر به دنبال احیای آن سنت انقلابی در جامعه فراموشکار امروزی است که در عباس آژانس شیشه‌ای و سعید از کرخه تا راین دیده می­‌شود.

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

همچنین بخوانید:

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top