سینمای بدون ادبیات به ابتذال می‌انجامد-گزارشی از نشست‌ جنسیت در سینمای ایران-رسانه انقلاب

سینمای بدون ادبیات به ابتذال می‌انجامد

گزارشی از نشست‌ جنسیت در سینمای ایران به همراه صوت کامل

رسانه انقلاب: چهارمین نشست از سلسله نشست‌های پدیدار شناسی سینمای ایران با موضوع ” جنسیت در سینمای ایران “ سه شنبه ۲۹ آبان در حوزه هنری برگزار گردید. در این نشست که به همت پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی با همکاری سازمان سینمایی حوزه هنری برگزار شد، دکتر ابراهیم فیاض، استاد مردم شناسی دانشگاه تهران و دکتر سید مهدی ناظمی، مدرس فلسفه هنر به ایراد سخنرانی پرداختند.


دختر لُر آغاز سینمای ما است

سید مهدی ناظمی در ابتدای نشست گفت: مسأله جنسیت و مسایل جنسی در دنیای ما قبل مدرن زیاد مورد توجه و مسأله زا نبوده است. اما بعد از مدرنیته و انقلاب جنسی‌ای که رقم خورد، می‌توان به روانکاوها و فروید اشاره کرد که به این مسایل پرداختند. دکتر فیاض از اولین اشخاصی بود که اهمیت این مسأله را در ایران مورد توجه قرار داده و عنوان کرد که ما دچار بحران در این زمینه هستیم.

در سینما از همان ابتدا عده‌ای از اخلاقیون احساس کردند که سینما پتانسیل این دست مسایل را دارد و هشدار دادند. در ابتدا سینمای زیر زمینی وجود داشت که به مسایل غیر اخلاقی می‌پرداخت اما بعد خیلی رسمیت پیدا کرد. هیچکاک از اولین کسانی بود که در فیلم‌هایش تعریف خاصی برای زن داشت و زن را خیلی امروزی و با خصوصیات ظاهری خاصی به کار می‌برد و تقریباً این مسأله همه‌گیر شد که حتماً زن در سینما باید از ویژگی‌های ظاهری خاصی برخوردار باشد. ما نیز در امتداد این مسیر زن را از نگاه دوربین می‌بینیم؛ در واقع او را یک ابژه جنسی مشاهده می‌کنیم.

ناظمی در ادامه بیان کرد: سینمای ما با فیلم «دختر لُر» شروع می‌شود که پدری سنتی و مذهبی دارد اما پدر خود را فریب می‌دهد و با زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی به جلوی دوربین می‌آید. دختر لُر نه تنها آغاز سینمای ما است بلکه آغاز بحران جنسی در سینما و در جامعه ما نیز هست. بعد از این دوره «فیلم فارسی» ما شکل می‌گیرد. بعد از آن در اوایل انقلاب در سینما «زنان انقلابی» را در کنار «مردان انقلابی» می‌بینیم. در ادامه ما زن شورشی‌ که در مقابل هنجارهای جامعه می‌ایستد را مشاهده می‌کنیم که این مسأله به تلویزیون هم وارد شد و برخی آثار آقای مهران مدیری را در این چهارچوب می‌دانم.

تجاوز را می‌خواهند عادی سازی و ترویج کنند

در ادامه نشست، دکتر فیاض استاد جامعه‌شناسی عنوان کرد: در جهان امروز سخنرانی و سوژه پراکنی به تدریج دارد بی‌معنا می‌شود و گفتگو و پیدا کردن ایده مطرح است. مطرح کردن دانش در دانشگاه امروز بی‌معنا است چون اینترنت پر از دانش و اطلاعات است. چیزی که امروز مهم است این است که با مطالعات گسترده بتوان به ایده رسید. در بعضی ملیت‌ها و اقوام داستان زیاد وجود دارد اما در برخی خیر. مثلاً پروتستان‌ها داستان ندارند. اما کاتولیک‌ها مثل فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، پرتغال و … زیاد داستان دارند. چرا؟

احساس گناه نیز در برخی اقوام وجود دارد ولی در بعضی اقوام کمتر. مثلاً احساس گناه در کاتولیک‌ها در موسیقی شان، فوتبال‌شان و همه کارهایشان محسوس است. احساس گناه با عرفان ارتباط پیدا می‌کند. احساس گناه با هبوط آدم و حوا آغاز می‌شود و این موضوع در اروپا خیلی مورد توجه است که پدر و مادر ما به خاطر گناه به زمین آمده‌اند. این احساس گناه مرتب معنا ایجاد می‌کند. در ادبیات خودمان هم بریده شدن از نیستان مطرح است و دنیا کلاً گناه آلود است. احساس «گناه سیاه مارکسیستی» را در سینمای فرانسه و ایتالیا می‌بینیم که همان تفکر «کاتولیسیسم» است؛ اما به الحاد مارکسیستی می‌انجامد. مارکسیسم همان کاتولیسیسم افراطی است؛ اما به جای بهشتی که از آن رانده شده‌ایم «کمون اولیه» وجود دارد و بهشت آخر دنیا هم «کمون ثانویه» است یا به تعبیری جامعه اشتراکی اولیه و جامعه اشتراکی آخرالزمان.

بحث احساس گناه در شعرهای عرفای ما مانند حافظ، سعدی، فردوسی و مولانا دیده می‌شود و جای بررسی دارد. احساس گناه در نهایت ما را به نهیلیسم می‌رساند. فقط در اشعار فردوسی است که احساس گناهی که به نهیلیسم منتهی می‌شود وجود ندارد. نگاه فردوسی به زن و مسأله جنسیت بسیار مهم است و جای کار دارد. حافظ نیز به «نهیلیسم مثبت» منتهی می‌شود. از اشعار مولوی سینمای دیالکتیکی بیرون می‌آید. از اشعار سعدی سینمایی بیرون می‌آید که دیالکتیک نهیلیستی است و به عمل‌گرایی تبدیل می‌شود. در این حوزه باید کار کنیم.

این استاد جامعه شناسی در ادامه گفت: این احساس گناه به عشق می‌رسد. به این جا می‌رسد که از خدا و معشوق دور هستیم. عشق مربوط به عرفان است. از احساس گناه حس ناکامی به ما دست می‌دهد و عرفان در اینجا عشق را مطرح می‌کند. فلسفه ضد عشق است. اما در دنیای امروز هم عرفان و هم فلسفه را نفی می‌کنند و کسانی مثل نیچه زندگی کردن را ارجح به فکر کردن درباره زندگی می‌دانند. منظور از زندگی هم غریزه است. یعنی زندگی بدون هیچ معنایی. سینمای ما بدون پشتوانه ادبیات است و این معضل اساسی ما است که باعث می‌شود مسیرمان مشخص نباشد. سینمای بدون ادبیات به دور و ابتذال می‌انجامد. به قول یکی از دوستان، چند نفر از سینماگران ما می‌توانند اشعار حافظ را از رو بخوانند؟ مثلاً وقتی فیلم “همشهری کین” یا به تعبیر صحیح‌تر “شهروند کین” را می‌دیدم به یاد شکسپیر افتادم؛ چون این فیلم بر می‌گردد به ادبیات شکسپیر. ادبیات، مسبوق به فلسفه است و فلسفه نیز مسبوق به دین است. منظورم دین تعبدی نیست بلکه دین «جامعه پدیداری» و «معناشناسی» است.

دکتر ابراهیم فیاض در ادامه افزود: فیلم فارسی‌های قبل انقلاب به شدت دارای احساس گناه و غم بود. در مقابل فیلم‌های چپ تند رئالیستی و خشن و سیاه‌نما وجود داشت. بعد از انقلاب هم این ساختار را داریم. سینمای فرانسه «جنسیتی» است ولی سینمای هند «جنسی» است. اگر به سمت سینمای فرانسه برویم سینمای جنسیتی خواهیم داشت و اگر به سمت سینمای هند برویم سینمای جنسی خواهیم داشت. البته در حال حاضر بین این دو سرگردانیم. مثلاً فیلم دختر لُر در هند تولید شده است. در سینمای جنسیتی احساس گناه وجود دارد اما سینمای جنسی می‌گوید خیلی سخت نگیر و با اباحه‌گری حلش می‌کند.

امروز در تلاش‌اند تجاوز را عادی سازی کنند. این که می‌بینید خیلی راحت می‌آیند در جلوی دوربین و از تجربه تجاوزشان صحبت می‌کنند، دقیقاً همان روندی است که برای همجنس بازی پیش گرفتند. ابتدا اشخاص مختلف را می‌آوردند تا از تجربه همجنس بازی‌شان صحبت کنند تا تدریجاً این مسأله را تبدیل به قانون کردند و تجاوز را هم می‌خواهند عادی سازی و در نهایت ترویج کنند. مثلاً می‌بینید که مطرح می‌کنند اگر به تو تجاوز شد مقاومت نکن و لذت ببر!

این نشست در انتها با پرسش و پاسخ همراه بود.

 

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

همچنین بخوانید:
  • خشونت صنعتی علیه زنان

    کندوکاو پیرامون ۲۵ نوامبر روز بین المللی مبارزه با خشونت علیه زنان در مصاحبه با دکتر ریان رفیعا


دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top