نگاهی به كتاب «فرهنگ های دیجیتال؛ درک رسانه های جدید» - رسانه انقلاب

چگونه نشان دادن یا چه چیزی را نشان دادن؛ مساله این است!

نگاهی به كتاب «فرهنگ های دیجیتال؛ درک رسانه های جدید»

نویسنده: محمد حسن شاهنگی (مدیر گروه ادب و هنر مرکز پژوهش های جوان)
نگاهی به كتاب «فرهنگ های دیجیتال؛ درک رسانه های جدید»

تعامل بیشتر مخاطبان در مفهوم رسانه‌های جدید در نگرش «فرا ساختارگرا» که گرایش به درک مخاطب به عنوان شریکانی فعال در ایجاد معانی دارند، کاملا مشخص است. این فهم جدید، فرهنگ مشارکت را منعکس می‌کند. این رسانه‌ها نه تنها ارتباطات مجازی را تقویت می‌کند که به مخاطبان اجازه می دهند همان‌طور که دریافت کننده رسانه هستند، سازنده آن نیز باشند. به جای این که صرفا بپرسیم رسانه‌های جدید چه هستند، باید سوال کنیم که رسانه‌های جدید برای جامعه چه دارند؟ به عبارت دیگر آن چه رسانه‌های جدید با ما می‌کنند و آنچه ما با رسانه‌های جدید می‌کنیم محور اصلی کتاب «فرهنگ‌های دیجیتال؛ درک رسانه‌های جدید» نگاشته «گلن کریبر» و «رویستون مارتین» است.

رسانه‌های جدید و انقلاب دیجیتال جزیی از تحول فرهنگ جهانی هستند که تاثیرشان بر جهان، به بزرگی اختراع ماشین چاپ یا برق رسانی است. در این کتاب بر روی این نظر «چارلی جیر» تاکید شده که می‌گوید: امکانات ادغام و هم‌گرایی که فن‌آوری دیجیتال عرضه می‌کند، باعث پیشرفت‌های تکنیکی عمده در رسانه‌ها و ارتباطات شده است. رایانه‌ها ابزارهای مهمی هستند که به وسیله آنها حجم گسترده‌ای از داده‌ها و اطلاعات مدیریت و تولید می‌شوند. پیشرفت هم زمان علم، رسانه و سرمایه زیر سایه فناوری دیجیتال نوعی پیشروی سریع کرده است که در آن همه چیز با شتاب روی می‌دهد. در این کتاب نویسندگان با دنبال کردن پیشرفت‌های تحلیل رسانه‌های از دوره مدرنیسم تا عصر پست مدرن، بحث می‌کنند که رسانه‌های نوین امروز به نوع جدیدی از تئوری و روش‌شناسی انتقادی نیاز دارد که جهان کنونی رسانه‌ها را بفهمد.

گلن کریبر و رویستون مارتین عقیده دارند که ارتباطات افزایش یافته و پیشرفته در سراسر جهان از طریق فن‌آوری ماهواره، تلویزیون دیجیتال، ارتباطات تلفنی و اینترنت به این معناست که ما برای ارتباط بین‌المللی با مردم و رویدادها، فراوانی، سرعت، کیفیت و قدرت خریدی داریم که در عصر آنالوگ هرگز تصور آن نمی‌شد. به نظر می‌رسد این امر به خاطر افزایش فرآیند جهانی سازی باشد. یعنی در این میان شاهد ترکیب نیروهای اقتصادی، تکنولوژیک، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هستیم؛ به طوری که مردم جهان به تدریج به هم بپیوندند. هر چند اجزای جهانی سازی چیز جدیدی نیست؛ اما گسترش تجارت و سرمایه بین مرزها بعد از پیدایش رسانه‌های جدید بی سابقه بوده است. این پدیده مفهومی متفاوت از جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم به همراه دارد و تصور ما را از زمان و مکان و هویت تغییر می‌دهد.

رسانه‌های دیجیتالیِ «خانه به دوش» می‌خواهند در روابط هم زیستی با رایانه‌های شخصی ثابت که به عنوان مراکز ذخیره سازی یا آپلود تلقی می‌شوند، تعریف شوند.  البته این وضعیت ممکن است با افزایش هر چه بیشتر ظرفیت ذخیره سازی دستگاه‌های قابل حمل و نیز این که خودشان وای فای داشته باشند، تغییر پیدا کند. وضعیت فعلی به این معناست که سایت‌ها و سرویس‌هایی که در فرهنگ دیجیتالی سیار مهم تلقی می شوند (مثل یوتیوپ) می‌توانند در آپلود کردن فایل‌های دیجیتالی نقش داشته باشند.

به نظر می‌رسد «آی سی تی» های جدید و اینترنت با فراهم کردن حجم عظیمی از اطلاعاتی که به شهروندان، نه تنها در زمینه‌های سیاسی و تجاری بلکه در چالش‌های ساده‌ای که در زندگی روزمره‌شان با آنها مواجه می‌شوند -مانند خرید کردن یا انتخاب بهترین مدرسه یا دانشگاه برای فرزند خود- نقش مهمی در زندگی‌شان ایفا می‌کنند.

از سوی دیگر شکاف‌های مختلف دیجیتالی نمونه بارز فقر اطلاعاتی هستند که میلیاردها نفر را در عصر به اصطلاح «جامعه اطلاعاتی» تحت تاثیر قرار می‌دهند. جامعه‌ای که در آن، همان طور که بسیاری از اسناد حقوق بشر بین المللی بیان می‎کنند، اطلاعات، یکی از حقوق اساسی تلقی می‌شود. این موضوع تا حدی به این خاطر است که جامعه اطلاعاتی بازار محور است و به علاوه در فرایند جهانی سازی نئولیبرال جای گرفته است. فرایندی که منافع نیروهای متحد جهانی را در مقابل منافع میلیاردها انسان فقیر بدون دسترسی به اینترنت در اولویت قرار می‌دهد.

در این کتاب گفته می‌شود ویکی پدیا بزرگ‌ترین پروژه گروهی جهانی است و به طور هیجان آوری بعضی از تفاوت‌های مهم رویکردهای سنتی و جدید را به علم بیان می‌کند. در واقع این طور می‌توان گفت که ویکی پدیا در حقیقت تجسم عینی سودمحورانه وب می‌باشد.

موضوع دیگری که در کتاب «فرهنگ های دیجیتال؛ درک رسانه‌های جدید» مورد توجه قرار گرفته، این است که تلویزیون دیجیتال پیشرفته، نسبت به نسخه قبلی خود -یعنی تلویزیون‎های آنالوگ- دارای این مزیت‌اند که امکان جابه‌جا کردن برنامه‌ها را به بیننده خود می‌دهند. نکته مهم در اینجا این است که همچنان تلویزیون رسانه اول در مقوله سرگرمی است و تنها نوع دریافت امواج آن از سنتی به مدرن تغییر یافته است. عصر دیجیتال این امکان را فراهم می‌کند که شما از برنامه‌هایی که خوشتان نمی‌آید، به سرعت عبور کنید. البته سرمایه داران هم چنان اجازه نمی‌دهند که به سرعت بینندگان از روی تبلیغات پرش کنند و در این زمینه محدودیت‌های تعمدی وجود دارد!

موسیقی نیز در رسانه‌های نوین، تاثیر گرفته است. جریان‌های موسیقی و گروه فعالان از دیجیتالی شدن رسانه‌ها به شدت استقبال می‌کنند و در این زمینه از هر گونه همراهی کوتاهی نمی‌کنند؛ چراکه این موضوع باعث می‌شود تا موسیقیدان‌ها روز به روز بر شهرت خود بیفزایند و آثارشان شیوع بیشتری را تجربه کند.  البته این گروه در این زمینه قائل به در اختیار گرفتن زمان فراگیر شدن آثار خود بر روی فضای مجازی هستند. پست مدرن‌ها بر این باورند که امروزه تمایز قائل شدن بین تصویر رسانه و واقعیت هر روز غیر ممکن‌تر می‌شود. هر دو چنان عمیق در هم پیچیده شده‌اند که کشیدن خطی بین آن دو دشوار است.

در کتاب «فرهنگ های دیجیتال؛ درک رسانه‌های جدید» به نظر بودریار اشاره می‌شود که در یک جامعه معاصر، نسخه شبیه سازی شده حتی جایگزین موضوعات اصلی هم شده است. بودریار از این پدیده به وضعیت فراواقعی یاد می‌کند. موضوع این نیست که صرفا  فاصله میان تصویر رسانه و واقعیت محو شده است؛ بلکه تصویر رسانه و واقعیت قسمتی از یک هویت هستند و بنابراین به هیچ عنوان نمی‌توانند از هم جدا شوند.

واقعیت این است که متخصصان دیگری مانند کلنر به این نکته اشاره می‌کنند که واقعیت و عدم واقعیت مانند روغن و آب در هم آمیخته نشده اند؛ بلکه مانند دو اسید در هم حل شده‌اند! جالب این که برخی با تمایل به ریشه کن کردن تضاد دوگانه انسان در برابر فن‌آوری که بسیاری از نظریه‌های بد بینانه مدرنیسم بر پایه آن شکل گرفته بودند، استدلال می‌کنند که امروزه در غرب تفاوت‌های بین انسان و ماشین در حال  از بین رفتن است.

پست مدرن‌ها معتقدند که رسانه‌های دیجیتال، شهروندان را به مشتریانی غیر سیاسی تبدیل می‌کنند که دیگر قادر نیستند بین حیله‌های شبیه سازی شده رسانه و واقعیت‌های خشن جامعه سرمایه داری که آنها به صورت غیر مستقیم پنهان می‌کنند، تمایزی قائل شوند. به عبارت دیگر این بیان در راستای سخن مک لوهان است که می‌گفت رسانه پیام است؛ یعنی در واقع چگونه نشان دادن چیزی مهم‌تر از چه چیزی نشان دادن است .

 

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

همچنین بخوانید:


Top