تئاتر امروز، دور از دسترس مخاطب است -بررسی امکان بازگشت تئاتر به میان مردم-رسانه انقلاب

تئاتر امروز، دور از دسترس مخاطب است

بررسی امکان بازگشت تئاتر به میان مردم

نویسنده: محمدرضا غلامی
جایگزینی تئاتر مدرن با نمایش سنتی ایرانی

ورود تئاتر به ایران در دوران مشروطه توسط روشنفکران و هنرمندانی چون «آخوند زاده» انجام می‌گیرد. این در حالی است که به تقلید از غرب شکل تفکر مدرنیته و عقلانیت ابزاری که حالتی اومانیستی و مصادره‌گر دارد، در تفکر ایرانی در حال رخنه کردن بود؛ که تجلی خود را در حوزه رفاه عمومی به شکل ساز و کار بوروکراتیک و امکانات رفاهی مدرن مثل بیمارستان و دانشگاه و شناسنامه‌دار شدن مردم و ایجاد سلسله مراتب ادرات نشان داد و در سطح سیاسی، در پادشاهی مشروطه و مجلس و شورا و حق نمایندگی و رای بروز داد. تئاتر در چنین شرایطی که یکی از ارکان اصلی تفکر و تمدن مدرن غربی و از تفریحات اصلی سرمایه داری بود با همین منظور مدرن شدن و پیشرفت کردن و متجدد شدن، وارد ایران شد. بنابراین شکل اولیه تئاتر در ایران وضعیت آموزش –سرگرمی دارد.

این در حالی بود که با ورود چنین تئاتری، نمایش‌های ایرانی – سنتی و همزمان تفکر سنتی که جزو زیست‌جهان انسانِ ایرانی بود، به حاشیه می‌رود. نمایش‌هایی مانند نقالی، تعزیه، روحوضی، خیمه شب بازی و … که در مکان‌های عمومی و در میان مردم اجرا می‌شدند و اکثریت به راحتی بدان دسترسی داشتند. بنابراین شکل تئاتر بورژوازی غربی در ایران تثبیت می‌شود و همزمان پارادایم‌های نمایش‌های سنتی- ایرانی رشد نمی‌کند و همانطور به شکل موزه‌ای باقی می‌ماند. تئاتر امروز در ایران همچنان همان محتوا و فرم سرمایه‌داری خود را حفظ کرده است. یعنی دارای مخاطب خاصی است که اکثرا طبقه متوسط به بالا را پوشش می‌دهد. با بلیط‌های نسبتا گران حتی در شکل‌های دولتی و خصوصی.

این درحالی است که امکان دارد اجرا کنندگان و دانشجویان تئاتری از طبقه پایین جامعه باشند، اما آنها در دانشگاه و محیط آکادمیکی تحصیل کرده‌اند که اساس و بنیان آن سرمایه‌داری است. چون همانطور که ذکر آن رفت یکی از ارکان اصلی تفکر مدرن و سرمایه‌داری دانشگاه و ساخت سوژهای روشنفکر و تحصیل‌کرده برای بازتولید چنین تفکری است. شکل تئاتر امروز بورژازی است. به این دلیل که هنوز تماشگر در یک طرف در تاریکی نشسته و اجرا کننده در طرف دیگر برای او حقیقتی را بازنمایی می‌کند بدون آنکه خودش در آن نقش فعالی داشته باشد و به جای داشتن تفکر فعال، صرفا به شکل کاملا حسی در حال کاتارسیس یا تزکیه نفس شدن است. این نوع تئاترها اکثرا تمام اجراهایی که در سالن‌های اصطلاحا قاب عکسی تئاتر شهر و تالار وحدت اجرا می‌روند را شامل می‌شود.

خیل عظیمی از مردم ایران به خصوص طبقه پایین جامعه اساسا با تئاتر بیگانه هستند و گویی شکل این تئاتر موجود نمی‌تواند چه به لحاظ مدیریتی و نبود امکانات سخت افزاری مانند سالن‌های تئاتر فراوان وچه به لحاظ زیبایی شناسی با مردم ارتباط برقرار کند.

این در حالی است که هرچند امروزه شکل تئاترهایی با ادعای اینترکشن بودن (برهم‌کنشی مخاطب – اجرا کننده) و ضد فرم سرمایه‌داری وجود دارند – مانند تئاترهای محیطی، خیابانی، شورایی، تجربی – اما برخورد این تئاترها با مخاطب و حضور فعال او صرفا تزیینی است و یا حتی اگر تزیینی نباشد مخاطب ایرانی به دلیل اینکه به شکل عادت شده‌ای می‌خواهد شکل نظاره‌گر و روشنفکرانه خود را حفظ کند و یا شرمگین است از سوژه شدن در زیر نگاه بقیه مخاطبان، بازهم این شکل تئاتر عقیم می‌ماند. این نوع اجراها را می‌توان اکثر در تئاترهایی که مثلا در سالن‌های بلک باکس، سالن‌هایی که جایگاه مشخص و ثابتی برای تماشاگر و اجرا کننده ندارد و معمولا ارتفاع جایگاه تماشاگران از اجرا کنندگان بالاتر است و توانایی تبدیل شدن به اجراهای دوسویه و سه‌سویه و دایره‌ای درآن وجود دارد – مانند مولوی و حافظ – مشاهده کرد .

گویی شکل این تئاتر موجود نمی‌تواند چه به لحاظ مدیریتی و نبود امکانات سخت افزاری مانند سالن‌های تئاتر فراوان و چه به لحاظ زیبایی شناسی (فرم و محتوا) با مردم ارتباط برقرار کند. بنابراین با توجه به وضعیتی که ذکر آن رفت به جای پرسیدن سوال‌های کلی مانند این که ضرورت وجود تئاتر در ایران چیست؟ و چرا باید ما تئاتر داشته باشیم؟ باید پرسید تئاتر چگونه دارد عمل می‌کند؟ و همچنین برای ارئه دادن شکل جایگزین می‌بایست به سنت و شکل‌های نمایشی قبل از ورود مدرنیته به ایران که جزو زیست جهان انسان ایرانی است توجه شده و نیز با شکل‌های تئاتر غربی که اکنون تثبیت شده است وارد دیالوگ شود. تئاتر مانند هر عنصر دیگر مدرنیته و تجدد در ایران غیر قابل حذف است، اما چگونگی وجود آن قابل تغییر می‌باشد.

به این مطلب امتیاز دهید:
12345
Loading...

همچنین بخوانید:

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top