تئاتر مردمی، نمایشی خودپرورده- ماهیت‌شناسی پویش تئاتر مردمی ققنوس در کلام آوینی-رسانه انقلاب

تئاتر مردمی، نمایشی خودپرورده

ماهیت شناسی پویش تئاتر مردمی ققنوس در کلام «سیدمرتضی آوینی»

ماهیت شناسی پویش تئاتر مردمی ققنوس در کلام «سیدمرتضی آوینی»

رسانه انقلاب: در آستانه پویش تئاتر مردمی ققنوس فرصتی دست داد تا به بررسی ماهیت تئاتر مردمی بپردازیم. «شهید آوینی» را بیشتر با چهره سینمایی و انتقادی او در این عرصه می‌شناسند؛ اما آوینی در حوزه اقتصاد، سیاست، فرهنگ و در رشته‌های مختلف هنری صاحب نظر بود و یادداشت‌ها و مقالات ایشان در حال حاضر در دسترس عموم است. ایشان با ادبیات عرفانی و اشراقی ویژه خود و حضور و اشراف در جمع روشنفکری آن دوران نظرات و گفتمان حاکم بر آنان را به نقد کشید. این نقدها صرفاً سلبی نبود و طرح جایگزینی برای وضع موجود به تصویر می‌کشید. یکی از شیوه‌های هنری تئاتر است که سید شهیدان اهل قلم در این حوزه نظرات قابل تأملی دارند. هنر تئاتر ریشه در اساطیر یونان دارد.

تئاتر در یونان باستان را به نحوی می‌توان مناسک و آیین آنها بر شمرد و تلویحاً آن را نسخه‌ای از تعزیه و مناسک عزاداری سنتی جامعه مذهبی ایران دانست؛ اما تفاوت این مناسک در یونان باستان در جهان‌بینی آنهاست. این مراسم از عقایدی کفر آلود و شرک آلود ریشه می‌گیرد و به همین علت، این دوران را به «پاگانیسم» یا همان دوران «کفرکیشی» نام نهاده‌اند. یک از مفاهیمی که «ارسطو» در کتاب بوطیقایش ذکر می‌کند «کاتارسیس» است. از کاتارسیس ترجمه‌های فراوانی شده است؛ اما می‌توان کاتارسیس را تخدیر جسم و روح و مسکنی برای انسان یونانی در شرایط زیستی آن دوران نامید. انسانی که بازیچه خدایگان کوه المپ است و سرنوشت و اراده او در دست آنهاست. در برابر انسان یونانی انسانی که با عقیده فطری و مذهبی به مناسک عزاداری می‌پردازد، بسیار متفاوت است. این انسان ریشه در یک حیات طیبه و شجره‌ای پاک و مطهر دارد.

«آوینی» در مقاله «آیا تئاتر زنده می‌ماند؟» می‌گوید؛ «سینما مشتریان تئاتر و رُمان را دزدیده است و در سالن‌های تئاتر جز خود اهل تئاتر و روشنفکرانی که لابه لای کهنه‌ها و عتیقه‌ها در جست و جوی حسّ نوستالژی هستند، دیگر باقی نمانده است.» درعصر حاضر گویی تئاتر جای خویش را به سینما داده است، سینما همان کارکرد تخدیری و پالایشی تئاتر را پیدا کرده است. برای فرار از روزمرگی و پوچی روزگار مدرن، گویی خدایان کوه المپ خود را در نقاب روزمرگی به نمایش گذاشته‌اند. تئاتر امروز به محیط روشنفکری محدود شده است و نخبگان این حوزه فضایی اشرافی و انتزاعی برای آن تصویر کرده‌اند. این امر خود عاملی است برای دوری مردم از تئاتر و مطرح شدن مسائل خنثی و بی‌هویت در قالب آن.

«آوینی» در جایی دیگر از مقاله می‌گوید؛ «هنر امروز منفصل از مردم است …. هنر نمایش اگر ریشه در خاک فرهنگ و ادب این مرز و بوم بدواند، عرصه‌های دیگری نیز برای ادامه حیات خواهد یافت، چنان که در سال‌های آغازین پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی چنین شد و گروه‌های نمایشی خودپرورده‌ای از میان مردمان پایین دست سر برآورد؛ اما این نهال‌های نازک مورد بی‌مهری باغبان واقع شدند و از تشنگی خشکیدند»، با کنار هم قرار دادن این سخنان در می‌یابیم که هنر نمایش تاثیر و نفوذ کمتری در میان مردم پیدا کرده است و این گروه‌های نمایشی خودپرورده هنوز جایگاه خویش را در بین مردم پیدا نکرده‌اند. این نسبت باید دوباره برقرار شود. «پویش تئاتر مردمی ققنوس» به دنبال برقراری این ارتباط در سطح مردم است با اجرا نمایش در مکان‌های عمومی مثل مترو این جنس ارتباط بهتر شکل می‌گیرد و با حضور مردم این هنر خزیده در مغاک به حیات خویش ادامه می‌دهد و نسبت و هویت خود را با فرهنگ و آداب این مرز و بوم بیشتر نشان می‌دهد.

هم چنین بخوانید:

گوشه ایستگاه

تئاتر مردمی هیچ نسبتی با تئاتر آوانگارد ندارد

تئاتر مردمی یعنی آوردن تئاتر حرفه‌ای به میان مردم

«تئاتر مردمی» بدون مردم هیچ است

 

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top