آیا تئاتر دینی ، مغازه‌ای برای کاسبی است؟ - در باب ضعف دراماتیک تئاتر دینی - رسانه انقلاب

آیا تئاتر دینی، مغازه‌ای برای کاسبی است؟

بلائی که سوء مدیریت برسر تئاتر دینی می‌آورد

نویسنده: میلاد محمد زاده
آیا تئاتر دینی، مغازه‌ای برای کاسبی است؟

ایام محرم از دیرباز تاکنون در کشور ما در شکل‌های مختلفی به عنوان مهم‌ترین مراسم آئینی مذهبی در میان مردم ایران و شیعیان جهان برگزار شده است. در این بین به دور از قدمت بیش از ۴۰۰ ساله هنرهای آئینی مذهبی هم چون تعزیه، نقالی و پرده‌خوانی، تئاتر به معنای شکل و ساختار غربی آن نزدیک به ۱۰۰ سال است که در ایران شکل گرفته است.
در این بین گرایش‌های موضوعی مختلفی را شاهد هستیم که یکی از اصلی‌ترین آن‌ها گرایش به تئاتر دینی است، تئاتری که مبتنی بر داستان‌ها و آموزه‌های کاملا دینی و به شکل مناسبی در میان هنرمندان و مخاطبان ایرانی رایج شده است. این آثار در آغاز راه در شکل و ساختاری کاملا مردمی روی صحنه می‌رفتند، اما پس از انقلاب اسلامی و به ویژه در ۱۵ سال اخیر توجه نهادهای مختلف فرهنگی‌-هنری با رویکرد حمایت مالی از این شکل از آثار آغاز شد و هرچند در نگاه اول تلاش در ثبات و بالابردن کیفیت آثار در این بخش بود، اما عملا این نوع نمایش از آن ظرفیت و درون‌مایه معنوی به وسیله‌ای برای کسب درآمدهای میلیونی و نگاه تجاری در این عرصه پرمخاطب و مهم تبدیل شد.

عملا این نوع نمایش از آن ظرفیت و درون‌مایه معنوی به وسیله‌ای برای کسب درآمدهای میلیونی و نگاه تجاری در این عرصه پرمخاطب و مهم تبدیل شد.

متاسفانه جای تعجب دارد که با این همه پتانسیل بالا در این حوزه نمایشی و بودجه‌های کلانی برخی آثار، نه تنها شاهد نمایش هایی با کیفیت مطلوب هستیم، بلکه هرچه میزان دریافت مالی گروه‌ها بالاتر می‌رود، کیفیت آثار پایین و حواشی آن افزایش می‌یابد، عده‌ای از این هنرمندان و نهادها آنقدر فقدان ایده و بیان اندیشه‌ای تازه دارند که شاید نزدیک به ۱۰ سال است یک نمایش را به صورتی ضعیف و تنها با ایجاد فضاسازی‌های کاذب بی‌محتوا اجرا می‌کنند و حتی حاضر نیستند طی این مدت، اندکی بر کیفیت اثر خود به‌ویژه به صورت محتوایی بیافزایند. از طرفی نگاه گروه‌گرایی در این عرصه هنری شرایط را برای هنرمندان شاخص و خوش فکر نیز تنگ کرده است و البته در این میان برخی از آب گل آلود ماهی می‌گیرند و بیشتر بجای ارائه ایده و محتوایی تازه به مخاطب نان چهره هنری خود را می‌خورند.

این روزها بخشی از ناراحتی هنرمندان جوان و فعال تئاتر با ایده‌هایی ناب عدم اعتماد است و از آن مهم‌تر حضور کاسبان هنری که بت کسب درآمدهای میلیونی از این راه و هدر دادن بیت المال هر روز بر دایره فعالیتشان می‌افزایند. برخی معتقدند این افراد که خود را هنرمند حرفه‌ای تئاتر می‌دانند، تنها به فکر درآمدهای کلان شخصی هستند و با استفاده از ابزار اعتماد جوانان علاقه‌مند به این عرصه فقط درصدد پر کردن جیب خود هستند و این جوانان متاسفانه حتی هزینه‌ای برای رفت و آمد هم دریافت نمی کنند اما غافل از اینکه هزینه‌ها به صورت‌های گوناگون و با سند سازی‌های مختلف از بیت المال دریافت می‌شود و فقط به جیب عده‌ای خاص از این هنرمندان ورود پیدا می‌کند.

نمایش‌هایی با نمایشنامه‌هایی تکراری و کتابی بدون اندکی شاکله دراماتیک و داستانی بدون فکر و ایده از کتاب‌ها فقط استخراج شده‌اند و به صورت تکراری هرسال اجرا می‌شوند.

شاید در این بین باید نقد اصلی به مدیران نهادهای فرهنگی هنری حامی داشت که بدون تحقیق قبلی و بعدی بودجه را در اختیار این افراد قرار می‌دهند. حال به دور از نگاه‌های مالی باید این مسئله را در نظر گرفت که حتی هزینه انجام شده صرف تولید اثری اندیشه ورز هم نمی‌شود. نمایش‌هایی با نمایشنامه‌هایی تکراری و کتابی بدون اندکی شاکله دراماتیک و داستانی بدون فکر و ایده از کتاب‌ها فقط استخراج شده‌اند و به صورت تکراری هرسال اجرا می‌شوند.
اما واقعا راهکار و نجات این عرصه چیست؟ در یادداشت و گفت و گوهای آتی تلاش داریم این مسئله را به صورت جدی بررسی و واکاوی کنیم.

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

همچنین بخوانید:

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top