رسانه باید صدای مردم باشد - نقدی بر عملکرد رسانه‌ها در زلزله اخیر تهران - رسانه انقلاب

رسانه باید صدای مردم باشد

نقدی بر عملکرد رسانه‌ها در زلزله اخیر تهران

عملکرد رسانه ها در زلزله تهران

رسانه انقلاب: زلزله تهران و البرز، سوای اینکه تلنگری الهی بود برای اینکه به خود بیاییم و حواسمان را جمع کنیم و خدا و مرگ و معاد را در نظر آوریم، بار دیگر اهمیت حضور رسانه برای مدیریت امور را وسط کشید. در چنین شرایطی که بحران و اضطرار و سردرگمی در پهنه عظیم و قابل توجهی رخ می‌دهد، رسانه اگر نقش خود را خوب ایفاء کند و روایت‌گر دقیق و واقعی ماجرا باشد، تدبیر امور، مسیر بهتر و سهل‌تری پیدا می‌کند. توضیح اینکه که رسانه ما _مثلا صداوسیما و منابع رسمی و حاکمیتی_ در این گونه بحران‌ها ترجیح می‌دهند در ابتدا و مطابق معمول، به سراغ مسئولین امر بروند.

حال اینکه مسئولین نوعا محافظه کارند، مصلحت‌گرا هستند، ادبیات رسانه‌ای ندارند، خبر را نمی‌فهمند، مدیریت روانی را متوجه نیستند و فقط به این می‌اندیشند که اوضاع را خوب و عادی و کنترل شده و تحت مدیریتشان نشان دهند. آن ها معمولا “اصل واقع” را نمی‌گویند. به عمق فاجعه اشاره دقیق ندارند. تعدد عوامل دخیل در مدیریت حادثه و تنوع “روایتگران رسمی”، روایت‌های خبری را چند پاره و مختلف می‌کند و گاها از دل همین اظهارات، تناقضاتی رخ می‌دهد. مسئولین چیزی می‌گویند و کارشناسان چیزی دیگر و مردم و شاهدان عینی حاضر در صحنه چیزی دگرتر! و در این میانه آن چه ذبح می‌شود و اعتبارش را از دست می‌دهد همین رسانه است. این جاست که مردم طالب آن رسانه‌ای هستند که آنچه آنها به عینه می‌بینند را انعکاس دهد نه آنچه که مسپولین “صلاح” می‌دانند بگویند!

به نظر من اشتباه رسانه این جاست که به سراغ خود مردم آنچنان که باید نمی‌رود و ترجیح می‌دهد که حادثه را از زاویه فهم و نگاه فرد مسئول انعکاس دهد. حال اینکه مردم قطعا روایت‌گران صادقی هستند و محافظه کاری بلد نیستند.

رسانه باید صدای مردم باشد. پژواکی از دردها و زجرهای آنان. آیینه آن‌ها باشد. اگر این اتفاق افتاد، آن وقت تلویزیون ما و شبکه خبر ما و بخش‌های خبری ما می‌شوند محل اعتماد و کسب خبر موثق. اما این رویه را صداوسیما خودش ایجاد کرده و نتیجه‌اش هم همین است که مردم به فضای مجازی عنایت بیشتری دارند تا تلویزیون. حداقل، خوب است که تلویزیون ما در این گونه قضایا، اگر می‌خواهد با مسئولین صحبت کند مثل داستان پلاسکو، اکتفا به یک منبع و چهره خبری موثق کند. در حادثه پلاسکو سخنگوی آتش نشانی شده بود منبع اصلی و چهره برتر اطلاع رسانی در خصوص کم و کیف داستان.

نکته دیگر این است که ما دایما به مردم می‌گوییم به رسانه‌های اصلی (صداوسیما) اعتماد کنید و خبرها را از آن‌ها بگیرید. خب سلمنا. اما وقتی من از هول زلزله و بیم جان، خودم را پرتاب می‌کنم داخل خیابان و چه بسا نتوانم لباس مناسبی تنم کنم و… رسانه‌های اصلی را از کجا پیدا کنم؟ تلویزیون مگر در جیب من است؟ رادیو مگر به کمر من است؟ عموم مردم_مثل زلزله تهران و البرز که بسیاری در خیابان و پارک و داخل خودرو و… بودند_ تلفن‌های همراه خود را همراهشان دارند و اخبار را تنها از همین رسانه یعنی نت و تلگرام و… دریافت می‌کنند. فضای مجازی چیزی است که بسیاری از رسانه‌های رسمی هم در آنجا کانال دارند و هی دارند تبلیغ می‌کنند که آی مردم عضو کانال ما بشوید! پس نباید رسانه‌ای همچون فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی را دست کم گرفت و بالکل از درجه اعتبار ساقط کرد. شاید مردم در فضای مجازی حرف و صدای خود را پیدا می‌کنند که آن را ترجیح می‌دهند به اخبار رسانه‌های رسمی!

 

 

به این مطلب امتیاز دهید:
12345
Loading...

همچنین بخوانید:
  • ۵.۲ پررنگ

    روایتی مکرر از بی عدالتی تمام عیار رسانه‌ای


دیدگاه بگذارید

2 نظرات روشن "۵.۲ پررنگ"

مطلع شدن از
دسته بندی بر اساس:   جدیدترها | قدیمی ترها | بیشتر رای داده شده

هر کارمندی بنده ی رییسی است که پول او را میدهد، این طبیعی است که رسانه برای کسی که پولش را بدهد کار کند. پابرهنه ها اگر میخواهند صدایشان به جایی برسد، پولشان را جمع کنند تا رسانه داشته باشند. راه دیگری نیست

نگاهی که درآن یا باید بنده پول باشی یا پولدار، باز هم اصالت را به پول می‌دهد.
پابرهنه اگر پول داشت کفش می‌خرید!


Top