حدود و ثغور ادبیات پایداری - موانع و راهکارهای ارتقاء جایگاه ادبیات پایداری - رسانه انقلاب

دکتر «قدرت‌الله طاهری»؛

حدود و ثغور ادبیات پایداری

نشست «موانع و راهکارهای ارتقاء جایگاه ادبیات داستانی جنگ و دفاع مقدس»/ قسمت دوم

قدرت الله طاهری-موانع و  راهکارهای ارتقا جایگاه ادبیات داستانی جنگ و دفاع مقدس

رسانه انقلاب: نشست تخصصی «موانع و راهکارهای ارتقا جایگاه ادبیات داستانی جنگ و دفاع مقدس» با حضور «دکتر قدرت‌الله طاهری» و «محمدرضا موحدی» برگزار شد.
در ابتدای نشست «دکتر حمید» به عنوان توضیحی پیرامون نشست گفت: نشست حاضر در راستای اهداف جدید هفدهمین جشنواره انتخاب بهترین کتاب دفاع مقدس برگزار میگردد. در جشنواره هفدهم برای اولین بار اهداف جدیدی تعریف شده‌است. فکر می‌کنم دو ویژگی از ویژگی‌های جشنواره‌ی حاضر می‌تواند جریان‌ساز باشد. یکی مشارکت استانها در جشنواره برای اولین بار، و دیگری تقویت بنیان‌های علمی از طریق برگزاری نشست‌هایی که در موضوعات مختلف برگزار می‌گردد.
در ادامه «دکتر قدرت الله طاهری» از اساتید و اعضای هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی با ذکر عنوان «تاریخ‌مندی ادبیات پایداری» برای سخنان خود گفت: پس از مطالعه و تحقیق متوجه شدم، در تعریف ادبیات پایداری و به خصوص تعیین مصداق‌های آن، مشکلاتی وجود دارد. مسئله اصلی این بود که عموماً پیشینه‌هایی برای ادبیات پایداری در نظر گرفته می‌شد که به نظرم خیلی موجه نمی‌آمد. برای مثال جستجوی جلوه‌های ادبیات پایداری در «شاهنامه فردوسی»، «دیوان ناصرخسرو»، «اسکندرنامه نظامی»، «ادبیات مانوی»، «ادبیات پیش از اسلام» و… وضعیت را خیلی آشفته کرده بود. لذا باید مشخص کنیم واقعاً به چه چیزی ادبیات پایداری گفته می‌شود. برای تبیین این موضوع با یک پرسش بنیادین آغاز می‌کنم.
«دکتر طاهری» سوال خود را اینگونه مطرح کرد: ادبیات پایداری را باید ژانر ادبی بگیریم؟ یا باید جریان ادبی بگیریم؟ یا یک دوره تاریخی ادبی بگیریم؟ یا مکتب ادبی؟ اول باید تکلیف خودمان را با این مشخص کنیم.
«دکتر طاهری» ادامه داد: اگر بگوییم ادبیات پایداری ژانر است، درست خواهد بود که بگوییم چیزی که از آن به عنوان ادبیات پایداری در عصر انقلاب اسلامی یاد می‌کنیم، دارای پیشینه‌ای است و شکل اولیه آن در دوره‌های گذشته باید وجود داشته باشد و آنگاه شروع کنیم به نظیریابی و جستجوی رگه‌هایی از این ژانر در گذشته فرهنگی خودمان و دیگر فرهنگ‌ها؛ اما به نظر می‌رسد ادبیات پایداری ژانر نیست. چون در شیوه اجرا، محتوا و ویژگی‌های صوری نمی‌توان اشتراکات مجموعه آثاری که تحت عنوان ادبیات پایداری نامیده می‌شوند را بیرون کشید. مثلاً ما سینمای دفاع مقدس داریم، تئاتر دفاع مقدس داریم، در حوزه شعر و داستان هم همینگونه است؛ اما از نظر اجرا بین داستان و تئاتر و سینما و شعر، تفاوت جوهری وجود دارد. لذا فکر می‌کنم این مسئله که آثار زیرمجموعه یک ژانر ویژگی‌های خاص دارند مخدوش می‌گردد.
«دکتر طاهری» تاریخ شکل‌گیری ادبیات پایداری را اینگونه بیان کرد: فکر می‌کنم چیزی که الآن از آن به عنوان ادبیات پایداری از آن یاد می‌کنیم، آغاز آن را باید در دهه ۴۰ بدانیم. همان زمانی که گفتمان بازگشت به خویشتن در برابر گفتمان غرب‌گرایی (که از دوره مشروطه آغاز شده بود و در دوره پهلوی دوم به تثبیت رسید ‌بود) مطرح شد. گفتمان بازگشت به خویشتن در سه حوزه فرهنگ، سیاست و روشنفکری دینی در دهه ۴۰ آغاز شد. در عرصه سیاست امام خمینی با نظریه ولایت فقیه، آل‌احمد با نظریه غرب‌ستیزی و ضرورت بازگشت به انگاره‌های فرهنگی خویشتن و شریعتی در حوزه روشنفکری دینی پایه‌گذاران این گفتمان بودند. اولین خیزش اجتماعی‌سیاسی آن را هم در ۱۵خرداد ۴۲ می‌بینیم؛ اما در آن مراحل هنوز چیزی به عنوان ادبیات تولید نشده بود و فقط گفتمانی در حال شکل‌گیری بود. این اتفاق ادامه می‌یابد و در دهه۵۰ با آغاز جنبش‌های سیاسی و اجتماعی با نفی ساختار غربگرای آن روز خود را تثبیت کرد. این گام دوم از سال ۱۳۵۱ اوج می‌گیرد و در ۵۶-۵۷ تثبیت گشته و شاعران آن مشخص می‌شود. شعر در مقایسه با داستان زودتر به تحولات واکنش نشان می‌دهد. داستان مقداری تعقلی‌تر است و شعر احساسی‌تر. باید از عصر تجربه مقداری فاصله گرفت تا بیندیشد دنیایی که در حال شکل‌گیری است را بازسازی کند.
وی ادامه داد: این گام دوم وارد دهه ۶۰ می‌شود. در دوران جنگ هم دوباره بحث شکل‌گیری و تثبیت و بلوغ ادبیات پایداری را در حوزه جنگ داریم. در گام سوم -که من فکر می‌کنم هنوز هم در گام سوم به سر می‌بریم- بعد از پایان جنگ، عمدتاً نگاه گذشته‌گرایانه به ادبیات پایداری داریم. در این نگاه می‌خواهیم به تجربه انقلاب و جنگ نگاهی تبیین‌گرایانه و فلسفی و گاهی با رگه‌هایی از نوستالژی داشته باشیم.
وی اینگونه از صحبت‌های خود نتیجه‌گیری کرد: مجموعه آثار ادبی در ژانرهای مختلفی که عرض کردم که تحت تأثیر این گفتمان -یعنی گفتمان بازگشت به خویشتن- هستند را باید ادبیات پایداری بدانیم. با این تعریف دیگر نباید ادبیاتی که حتی یک دهه قبل از این تاریخ تحت تأثیر نهضت ملی شدن صنعت نفت شکل گرفت را ادبیات پایداری بدانیم. همچنین ادبیاتی که تحت تأثیر این گفتمان بوجود آمدند و با ذهنیت خاص مراکز تصمیم‌گیر سیاسی ایران امروزی شاید ادبیات پایداری به حساب نیایند و محبوبیتی ندارند را باید ادبیات پایداری بدانیم. مثلاً «سیمین بهبهانی» که تحت تأثیر جنگ و تحولات انقلاب شعر سروده، ما چه بخواهیم و چه نخواهیم باید آن را جزو ادبیات پایداری بدانیم. یا مثلاً مجموعه آثاری که ضدجنگ نامیده می‌شوند -مثل «من قاتل پسرتان هستم» که خیلی‌ها اصرار دارند آن را به عنوان ادبیات پایداری ندانند- باید ادبیات پایداری بدانیم.
در ادامه نشست دکتر «محمدرضا موحدی» صحبت‌های خود را با عنوان «دانشگاه‌ها و شیوه مواجهه با ادبیات پایداری» آغاز کرد. وی درباره نحوه شکل‌گیری گرایش ادبیات پایداری در دانشگاه‌ها گفت: در سال ۱۳۸۱ هنگام شکلگیری انجمن ادبی دفاع مقدس در کرمان، نطفه اولیه چنین رشته‌ای در آن انجمن ادبی طرح‌ریزی می‌گردد و پس از آن همزمان با برپایی اولین کنگره سراسری ادبیات مقاومت در سال ۱۳۸۴ پیشنهاد می‌شود رشته‌ای دانشگاهی با همین عنوان داشته باشیم و این اتفاق در سال ۱۳۸۶ مصوب می‌گردد. چون ارائه‌دهنده سرفصل‌های دروس دانشگاه شهید باهنر کرمان بود در سال ۱۳۸۷ برای اولین بار این رشته در دانشگاه شهید باهنر کرمان شروع به کار می‌کند. پس از گذشت ۴-۵ سال از اجرای این رشته، در سایر دانشگاه‌ها هم دانشجو در این رشته جذب شد و الآن بیش از ۳۰ دانشگاه کشور این گرایش را در مقطع ارشد دارند.
وی ادامه داد: در سال ۱۳۹۲ سرفصل‌های درسی سال ۱۳۸۷ مورد بازبینی قرار گرفت و اصلاحاتی در آن انجام شد. مصوبه‌ی جدید تغییرات زیادی نسبت به مصوبه کرمان دارد. صحبت‌های من بیشتر روی مقایسه این دو مصوبه است.
آقای موحدی ادامه داد: نکته اول و اساسی، همان تعاریف است. بار اولی که این گرایش در دانشگاه ایجاد شد با عنوان پایداری بود. در مصوبه کرمان مرز میان ادبیات پایداری، مقاومت و دفاع مقدس مشخص نشده‌است. تا الآن هم برای خیلی از نهادها این مرز مشخص نیست. لذا هر کسی که درباره ضحاک و ظلم‌هایش بنویسد وارد ادبیات پایداری شده‌است تا کسی که درباره قبول قطعنامه چیزی بنویسد.
وی با اشاره به کمبود منابع گفت: رشته‌ای با مطالعات قبلی نه چندان زیاد تأسیس شده‌است و بعد استاد منبعی برای تدریس ندارد. من خودم فکر می‌کردم باید دو-سه هزار کتاب قابل توجه در این زمینه وجود داشته‌باشد، ولی وقتی وارد کتاب می‌شویم و مثلاً می‌خواهیم درباره «تحقیق در متون نثر دفاع مقدس» صحبت کنیم، دست استاد خالی است و هر کسی بنابر سلیقه خود نمونه‌ای را ارائه می‌دهد. لذا دانشجویان فارق‌التحصیل وحدت رویه ندارند.
وی همچنین به کمبود استادان علاقه‌مند و متخصص در این گرایش اشاره کرد و گفت: تصور ابتدایی در بدو تأسیس این رشته این بود که هر استادی که مثلاً شاهنامه یا جهان‌گشای جوینی را هم تدریس می‌کرده، توانایی تدریس در این گرایش را هم دارد. در بخش دروس مشترک درست است، ولی فرض بر این است که این گرایش تخصص ادبیات پایداری دارد. شخص باید به ادبیات بعد از انقلاب و احیاناً ادبیات دفاع مقدس تسلط داشته باشد و دست‌کم دو-سه مقاله در این زمینه داشته‌باشد.
«دکتر موحدی» مسائل مالی را مشکل بعدی دانست و گفت: به نظر می‌رسید ۶-۷ دانشگاه برای تدریس این رشته کافی باشد، ولی الآن می‌توانم بگویم ۳۰-۴۰ دانشگاهی که صلاحیت علمی‌شان هم معلوم نشده به صورت کاملاً افراطی اقدام به جذب دانشجو در این رشته می‌کنند.
وی نبود زمینه اشتغال را مسئله بعدی دانست و گفت: همین جذب بی‌رویه تقاضای اشتغال می‌کند. چند نفر از آنها می‌توانند به موسسات و نهادها ملحق شوند؟ چند نفر می‌توانند ویراستارهای مجوعه‌های خوب شوند؟ البته اگر بشود برخی از این فارغ‌التحصیلان را به این سمت سوق داد که با خلاقیت خود داده‌های فراهم‌آمده را به صورت ادبی درآورند می‌توان این مشکل را تا حدودی برطرف کرد.

هم چنین بخوانید:
آشتی ادبیات جنگ و ادبیات کلاسیک

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top