سازی که آوینی با آن می‌نواخت - مصاحبه با رضا سلطان زاده آهنگ ساز روایت فتح - رسانه انقلاب

سازی که آوینی با آن می‌نواخت

مصاحبه با رضا سلطان زاده آهنگ‌ساز روایت فتح درباره نگاه شهید آوینی به موسیقی

مصاحبه با رضا سلطان زاده آهنگ‌ساز روایت فتح درباره نگاه شهید آوینی به موسیقی

اشاره: آوینی را از وجوه مختلف می‌توان نگریست. آوینی را از بعد رسانه‌ای، هنری، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی می‌توان مورد مطالعه و تحلیل قرار داد. الگو بودن آوینی در حوزه هنر و رسانه در عرصه موسیقی، مقوله‌ای است که کمتر به آن پرداخته شده است. اینکه آیا آوینی در حوزه موسیقی صاحب نظر است یا نه و تا چه میزان موسیقی در آثارش کارکرد روایی دارد، پرسش‌هایی بود که برای رسیدن به آنها معدود افرادی می‌شناختیم که می‌توانستیم سراغشان برویم . رضا سلطان زاده (آهنگساز آوینی) یکی از این معدود افراد بود که با مشغله کاری بسیار مصاحبه با ما را پذیرفت.


آیا آقا مرتضی آوینی در حوزه موسیقی صاحب نظر بودند؟ 

اطلاع داریم که موسیقی را به شکل خالص آن دنبال نمی‌کرد. مثلاً اینکه از موسیقی خراسان یا غیره اسم ببرد. موسیقی را برای فیلم‌هایش می‌خواست و دنبال می‌کرد. حتی بعضی وقت‌ها نوحه را برای فیلم مزاحم می‌دانست. پس قصد و غرضی با موسیقی ندارد. موسیقی را محاکمه نمی‌کرد که مثلاً راک فلان است یا جاز بهمان. موسیقی حتی اگر نوحه هم بود و آسیبی به فیلمش می‌رساند جلوی آن را می‌گرفت. نمی‌خواست فیلمش را با استفاده از نوحه آدم‌های سرشناس بالا بکشد.

با صحبت‌هایی که با او داشتم من مطمئن هستم همه نوع موسیقی‌ای گوش می‌کرد. تعریف می‌کردند که در یک سفر خوزستان وقتی از رادیوی خودرو یک موسیقی پخش می‌شود. او اعتراض می‌کند و می‌گوید این را گوش ندهید. این «های های رشیدخان» است.

موسیقی را انتخاب می‌کرد. می‌گفت موسیقی باید کمک کند تا تصویر به جایگاه اصلی‌اش برسد. موسیقی باید کمک کند که حس بیشتر شود. اگر یک ذره غلیظ‌تر شود این آسیب می‌رساند. خود ایشان تعریف می‌کرد که در فیلمی از صدای آهنگران استفاده کرده است. مردم به جای دیدن تصویر، دنبال صدای آهنگران می‌رفتند و دفعه بعد آن را استفاده نکرد. می‌گفت: «من می‌خواستم ببینده تصویر و جبهه را ببیند نه صدای آهنگران را. اگر هم استفاده می‌کردم تصویرش را هم می‌گذاشتم که خیال بیننده راحت شود و دنبالش نگردد».

موسیقی‌ها را هم گوش می‌کرد. با صحبت‌هایی که با او داشتم من مطمئن هستم همه نوع موسیقی‌ای گوش می‌کرد. تعریف می‌کردند که در یک سفر خوزستان وقتی از رادیوی خودرو یک موسیقی پخش می‌شود. او اعتراض می‌کند و می‌گوید این را گوش ندهید. این «های های رشیدخان» است. پس مشخص است که روی موسیقی شناخت داشته است. این آدم، آدم زمان شاه است و اگر در آن زمان در خیابان هم راه می‌رفتی، اینها را می‌شنیدی. گوش باز است و می‌شنود و ذهن هم ناخواسته آن را جذب می‌کند. مثل چشم نیست که بشود آن را بست و ندید. آدمی هم نبود که با چهارتا کتاب و چهارتا مجله بخواهد درباره موسیقی حرف بزند.

روزهای اول که با او صحبت می‌کردم گمان این بود که آدم بی‌اطلاعی در زمینه موسیقی است. بعدها فهمیدم که صحبت‌هایش پایه حرفه‌ای دارد و دقیق هستند. من آن زمان فکر می‌کردم موسیقی آن چیزی است که من می‌دانم. الان بعد از ۲۲ سال متوجه شدم که آن چیزی که ایشان می‌گفت پایه درستی داشت و اصول درست موسیقی فیلم همانی است که او می‌گفت و الان در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود و دنبالش می‌روند. موسیقی درست، موسیقی ملودی نیست، موسیقی افکتیو است. موسیقی باید در حد یک افکت باشد. نباید در حد یک ملودی باشد که بتوانید آنها را با دهانتان بنوازید. آدمی بود که موسیقی را می‌فهمید و قصد و غرضی با ‌آن نداشت. از موسیقی آن چیزی را که نیاز داشت استفاده می‌کرد.

چه نوع موسیقی‌‌ فیلمی مورد پسند آوینی بود؟

من در مصاحبه‌های قبلی هم گفتم. من زبان این آدم را نمی‌فهمیدم. آن زمان او می‌گفت موسیقی از یک طبل تشکیل شده باشد. برای من این ابهام بود که طبل چگونه می‌تواند موسیقی باشد. چیزی که در تصور ما از موسیقی بود گروهی ده دوازده نفره موزیسین و … بود. ایشان ولی می‌گفت موسیقی می‌تواند یک تلنگر یا یک افکت باشد. باید بتواند در حد یک افکت موزیکال به فیلمش کمک کند. افکتی که نت داشته باشد و تم موسیقیایی داشته باشد. می‌تواند تکان خوردن یک برگ درخت باشد. چند نمونه هم به من نشان داد. خاطرم هست که آقای فارسی یک نوار کاستی به ما داد و گفت این را گوش کنید، موسیقی این است. آن را گوش دادیم، دیدیم همش صدای مشت و لگد و فحش است. بعد از ده پانزده بار گوش دادن کاست متوجه شدیم که موسیقی‌ای آن زیر هست که اگر نباشد کاملاً ‌حس می‌شود ولی وقتی هست آن قدر با فیلم جفت شده است که آن را نمی‌شنوید فقط آن را حس  می‌کنید. آوینی در این حد موسیقی را می‌خواست.

به خود نوع موسیقی هم کار داشت. بعضی‌ها می‌گویند موسیقی اگر با تار باشد خوب است اگر با ساکسیفون باشد حرام است. او به اینها کاری نداشت. موسیقی نینوای علیزاده را اجازه نداد روی یکی از قسمت‌های شهر آسمان بگذارند.

نوعی از موسیقی که در فیلم‌های روز دنیا آن را می‌شنویم. اول فیلم، موسیقی چنان شما را می‌گیرد که حد و حساب ندارد. موسیقی اینجا ولی ملغمه‌ای است که طرف فیلم ساخته، از صدای آقاسی و جواد یساری داخلش استفاده شده تا شهرام شب‌پره،‌که با کمک آنها بتواند فیلم را بفروشد. این فیلم نیست. حتی اگر بخواهید فیلم موزیکال هم بسازید باید بلد باشید. چندوقت پیش یک فیلمی دیدم که نمی‌شد ده دقیقه آن را تحمل کرد. یک جنی است و یک خانمی است که بشکن می‌زند و … می‌خواهند به زور خوراک موسیقی کوچه بازاری که به ۳۵ سال پیش متوسل شده است فیلمی بسازند که نمی‌شود نامش را هنر گذاشت. در عوض آوینی در ۲۲ سال پیش موسیقی استفاده کرده است که امروز در فیلم‌های درجه یک هالیوود استفاده می‌شود. موسیقی کامل افکت است و داخل فیلم نشسته است. اگر بخواهید تشبیه کنید مثل تشبیه ایران خودرو و مرسدس بنز است.

به خود نوع موسیقی هم کار داشت. بعضی‌ها می‌گویند موسیقی اگر با تار باشد خوب است اگر با ساکسیفون باشد حرام است. او به اینها کاری نداشت. موسیقی نینوای علیزاده را اجازه نداد روی یکی از قسمت‌های شهر آسمان بگذارند. این را البته در خلوت خودش گوش می‌داد ولی جایگاهی که می‌خواست آن را مصرف کند مهم بود. یک موسیقی خارجی به من داده بود و می‌گفت آن را به بومی ایرانی تبدیل کن. من فکر کردم منظورش این است که آن را با سازهای ایرانی بزنیم. می‌گفت نه منظورم این نیست. ما هم منظور او را از بومی ایرانی نمی‌فهمیدیم. بعد از مدت‌ها فهمیدیم که منظورش این است که آن را به سمت فرهنگ خودمان بیاوریم.

اینکه سازبندی‌ها و گام‌هایش را جمع کنیم و آن را درون دستگاه‌های خودمان بنوازیم. چندین بار اجرا کردیم و در نهایت انجام شد. آوینی هیچ‌وقت سازی تعیین نکرد. یکی از کارهایی که قبل از من انجام داده بود با طبل بود. از ناچاری اینکه نوازنده‌ها نمی‌فهمیدند چه می‌گوید از دو طبل استفاده می‌کرد و طبل را گذاشته بود زیر کار. همان طبل را که گوش می‌کنید صدبرابر نینوا به کار حس می‌دهد. ادوات برای او مهم نبود نوع ایجاد حس برای او اهمیت داشت.

آیا می‌شود گفت که موسیقی فیلم در دنیا  از آوینی تأثیر پذیرفته است؟

به هرحال زمانه به آن می‌رسید و شاید آوینی زودتر به آن رسیده بود. آنها هم آدم‌های باهوشی هستند. فیلمی می‌سازند ۵۰ سال پشتش فکر می‌کنند ولی ما سه ماه. آنها می‌شوند هالیوود ما می‌شویم این سینمای ورشکسته. آنها برای سیاست فیلمشان از اسرائیل و سرمایه‌گذارانشان کمک می‌گیرند ولی ما فقط در فکر فروش فیلم هستیم. کار فرهنگی همیشه سود ندارد. اگر بخواهید فیلمی بسازید که سودآور باشد ذائقه جامعه را پیدا می‌کنید و دست روی زخم جامعه می‌گذارید و موفق می‌شوید.

این که هنر  انسانی نیست. اگر این کار را نکردید و پشت فیلم نقشه داشتید برنده‌اید. فیلمی با مقدار مشخصی هزینه می‌سازند و در سطح جهان اکران می‌شود و هم سودش را ده برابر می‌برند و هم به هدفشان می‌رسند. ما اصلاً برای فیلمسازیمان هدفی نداریم. ۴ تا فیلم جنگی می‌سازند که نوع عملیات‌ها را نشان بدهند. هدف‌ها اهداف کوچکی هستند. مثل اهداف آنها بزرگ نیست. وقتی هدف بزرگ است، آدم‌های پشت سرش هم باید بزرگ باشند. آوینی آن زمان آدم بزرگی بود که الان فیلم‌هایش را اینگونه می‌بینید.

صاحب و سفارش‌دهنده کارهای او خدا بود و هیچوقت از حوزه هنری و … اسم نمی‌برد.

اگر می‌خواست مثل بقیه فکر کند، فیلم‌هایش در آرشیوها از بین رفته بود. الان موسیقی فیلم‌ها را که نگاه کنید همه افکتیو هستند. اصلاً شروع آنها با سازهایی است که اسمی هم ندارند فقط حسی می‌سازند و شما را با خود می‌برند. ملودی‌ها خیلی کم شده است. فیلم‌ها در دهه‌های هفتاد و  هشتاد، موسیقی و آواز و بزن و برقص داشتند اما الان نه، الان دقیقاً ‌آن چیزی است که آن زمان آقای آوینی و آقای فارسی درباره‌اش صحبت می‌کردند.

پس کم بودن موسیقی در آثار شهید آوینی به دلیل مخالفت او با موسیقی نبوده است. چون یکسری فیلمسازها(همانند فرهادی و حتی آقای کیارستمی) هستند که کمترین میزان موسیقی را در فیلم‌هایشان دارند. آیا می‌توان گفت که آنها از شهید آوینی تأثیر گرفته‌اند؟ آوینی چه تاثیری بر جریان روشنفکری و جریان هنری متعهد انقلابی گذاشته است. آوینی روی کدام جریان تأثیر بیشتری داشته‌ است؟

آوینی به اینها کاری نداشت. آوینی صدبار تکرار می‌کرد که ما برای خدا کار می‌کنیم. ما برای روایت فتح، برای حوزه هنری، برای پولش کار نمی‌کنیم. پس چیزی به اسم جهت شرکتی وجود ندارد. کسانی هم که از کارهای او تأثیر پذیرفته یا کپی کرده‌اند می‌توانند هم چپ باشند و هم راست. سینمای جنگ هم نتوانست آن تأثیرپذیری مناسب را از او داشته باشد و آن کارهای لازم را بکنند. آوینی چند اثر ماندگار دارد بدون هیچ افکت سینمایی و اغراق تصویری و هیچ موسیقی حتی. چون در فیلم‌های قدیمی‌اش موسیقی نیست و فقط طبل است. ولی وقتی نگاه کنید دوباره بعد از چندوقت می‌خواهید دوباره ببینید. صراحت و پاکی کلام آوینی است که شما دلتان می‌خواهد دوباره فیلم‌هایش را ببینید. داستان خاصی در فیلم‌هایش وجود ندارد که بتوانید آن را تعریف کنید.

واقعیتی است که در همان لحظه فیلمبرداری شده است و او هم آن را به یک داستان واقعی تبدیل کرده است. کسان دیگری مثل آقای حاتمی کیا یا کیارستمی وقتی این کار را می‌کنند کاریکاتوری از کارهای آوینی تحویل داده‌اند. یعنی کار را مسخره کرده‌اند. نه که قصد مسخره کردن داشته باشند. توانش را نداشته‌اند. اینها باعث شده است که سینمای ما درباره جنگ نتوانسته است کاری انجام دهد. تمام این نتایج مربوط به صداقت آن آدم بود. صاحب و سفارش‌دهنده کارهای او خدا بود و هیچوقت از حوزه هنری و … اسم نمی‌برد. پس این نمی‌تواند بد باشد. در تیتراژهایش از کسی اسم نمی‌برد. بر خلاف فیلم‌های سینمایی که در تیتراژ از یک لشکر آدم اسم می‌برند. ما دلمان درست نیست. او دلش درست بود. ارتباط که درست نباشد هرچند تظاهر کنید فایده ندارد. می‌گفت نیتتان نسبت به کار خیلی مهم است.

آیا همانگونه که آوینی از سینمای اشراقی سخن می‌گفت می‌توان از موسیقی اشراقی آوینی هم صحبت کرد؟

این داستانی که بعضی‌ها تعریف می‌کنند که دوربین را دستت بگیر و برو و هرچی دیدی بگیر، بعید می‌دانم اینگونه باشد. من شنیده‌ام که خیلی‌ از فیلم‌ها را اصلاً ‌نگاه نکرده و دور انداخته است. ولی آقای طالب‌زاده به این موضوع اعتقاد دارد. مثلاً‌ در هندوستان در یک معبدی دوربین را چرخانده بودند و درآمده بود. این یک سبکی است. آوینی بچه‌هایش را قبل از کار توجیه می‌کرد و نمی‌شود همینجوری این کارها دربیاید. اربعین امام حسین (علیه السلام) به سمت عراق بروید ببینید چه تعداد آدم برای فیلمبرداری آمده‌اند؟ چه چیزی درآمده است؟ اشراقی است دیگر. دوربین را برده‌اند بدون هدف. آیا چیزی درآمده است؟

بسیار متشکرم از وقتی که گذاشتید

به این مطلب امتیاز دهید:
12345
Loading...

همچنین بخوانید:

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top