وقتی رسانه‌ها و شخصیت‌های رسانه‌ای سنگ «دوربینی» را به سینه می‌زنند - رسانه انقلاب

کدام آقای دوربینی؟

وقتی رسانه‌ها و شخصیت‌های رسانه‌ای سنگ «دوربینی» را به سینه می‌زنند

نویسنده: سعید عنایتی
آقای دوربینی

رسانه انقلاب: داستان حجت الاسلام و المسلمین قرائتی و آقای نمازی، معروف به «آقای دوربینی» را قطعا شنیده‌اید. فارغ از آن که به قضاوت اخلاقی هر کدام از این دو شخص بنشینیم و ماجرای این اتفاق را بررسی کنیم، بیایید بالای دیوار بلندی از اخبار و سایت‌ها و کانال‌ها بنشینیم و از زاویه‌ای دیگر به این قضیه نگاه کنیم.

زمانی که زندگی ما تحت الشاع رسانه‌های مختلف قرار گرفته و این ما هستیم که در مقابل خیل عظیمی از رسانه‌ها و کانال‌ها و شبکه‌ها دست به انتخاب می‌زنیم؛ هیچ چاره‌ای نیست که حاکمان رسانه توجه ما را به خود جلب کنند.

عصر «اقتصاد توجه»، می‌طلبد رسانه‌ها، سلبریتی‌ها و کارکنان رسانه تا می‌توانند توجه‌ها را بدزدند و به خریداران و بازرگانی‌ها بفروشند.

آقای دوربینی، آن بسیجی دهان گشاد و یا جیمی جامپ (خراب کار و جلب توجه کننده اسپانیایی که در مکان‌های عمومی مانند مسابقات بزرگ ورزشی و کنسرت‌های معروف موسیقی خودنمایی می‌کند) و هر کدام‌شان که رسانه‌ها این القاب را به آن ها داده‌اند کسانی‌اند که از روی شَهوت شُهرت، آگاهانه یا جاهلانه، اعلام می‌کنند که می‌خواهیم دیده شویم!

آن‌ها تکلیف خودشان را با همه مشخص کرده‌اند! رک و راست می‌گویند توجه می‌خواهیم… به هر قیمتی که شده…

فیلم زیر مصاحبه کوتاه و قدیمی است از آقای دوربینی:

 

اما هیچ وقت رسانه، سلبریتی و شخص مشهوری را نمی‌یابید که فریاد بزند به هر قیمتی می‌خواهم دیده شوم؛ اما معمولا همین قشر تمام تلاششان را خواهند کرد تا دیده شوند حتی به قیمت ماهی گرفتن از آب گل آلود…

ماجرای آن بسیجی دهان گشاد را به یاد آورید، فردی به نام حمیدرضا احمدآبادی که به نوعی آقای دوربینی جدید معرفی شده است که برای دیده شدن دست به کارهایی عجیب و غریب در مراسمات سیاسی می‌زند و بی بی سی که بیشتر از فرد مذکور به دنبال دیده شدن است، از او مصاحبه می‌گیرد و با یک تیر دو نشان می‌زند هم از توجهی که او سمت خود جلب کرده به نفع خویش استفاده می‌کند و هم از وجهه منفی شخص برای تخریب شخصیت بسیج استفاده می‌کند و این چهره را به همه تعمیم می‌دهد.

حالا هم در داستان اخیری که پیش آمده نمی‌دانم با توصیفی که آقای دوربینی صادقانه از حس و حالش بعد از دیده شدن خود با تمام مشقتی که می‌کشد بیان کرده، واقعا خوشحال است یا ناراحت!

اما می‌توان گفت متاسفانه حال افرادی همچون جناب سعید سهیلی و رسانه ها و خبرگزاری‌هایی که منتظر موضوعات به قول خودشان داغ هستند خیلی بد نیست! چرا که خوراک خبری خوبی برای آن‌ها فراهم شده است که روی آن تا مدت‌ها می‌توانند توجه جلب کنند و توجه یعنی پول و ثروت.

خوب است اهالی رسانه با صدایی رسا به این سوال جواب دهند که چه کسی به دنبال دوربینی است که او را نشان دهد؟ چه کسی است که دهانش را برای جلب هر چه بیشتر نگاه‌ها به خود، گشوده است؟ و چه کسی توجه می‌خواهد؟ این سوالی است که همه ما باید از خود بپرسیم…

فقط کافی است اینستاگرام‌هایمان را باز کنیم و نگاهی به آخرین پست‌ها و آخرین بهانه‌هایمان برای بیشتر دیده شدن بیاندازیم.

 

به این مطلب امتیاز دهید:
12345
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top