ناشران نمکی، جشنواره های پفکی- سوداگری ناشران ادبی-رسانه انقلاب

ناشران نمکی، جشنواره های پفکی

در نقد جشنواره های هنری و ادبی که محفل سوداگری ناشران شده است...

نویسنده: فرزاد میرحمیدی

بعضی پدیده ها مثل زلزله می مانند، یعنی تا با تمام وجو نلرزانند و خرابی به بار نیاورند، پی به عمق فاجعه نخواهید برد. فساد هم بی شک یکی از همین پدیده هاست که تا به بن دندان نرسد، جامعه نسبت به آن غافل و بی تفاوت است. اما امان از روزی که فساد به ریشه بزند که دیگر نه تنها ساقه و برگ گیاه، که گاه کل باغ را یکجا می خشکاند.  چه در حوزه اقتصاد و بانکداری، چه در زمینه های پزشکی و داروئی و … فساد در هر حوزه و زمینه ای زشت و ویرانگر است. اما در ادب و هنر (و آن هم در جشنواره های به اصطلاح ادبی) از همه زشت تر است که نه تنها به نابودی فرهنگ می انجامد که گاه هویت، اخلاق و کل فضائل عمومی جامعه را نیز بر باد می دهد.

جامعه ای را در نظر بگیرید که هنرش، عوض آنکه نمایانگر فضائل اخلاقی و انسانی باشد، آلت دست تاجران و دلالان در حراج های داخلی و خارجی شده باشد یا شاعری که در شعرش، به جای آنکه از درد و رنج هم نوع بسراید تا سروده هایش محبوب مردم باشند، دل به زد و بند با ناشران نمکی و جشنواره های پفکی ببندد تا اشعارشان را به عنوان منتخب و برگزیده به خورد مردم بدهند! غرض از این مختصر، ذکر مقدمه ای بود از آنچه این روز ها در محافل ادبی و جشنواره های خصوصی، به ویژه بر سر شعر و هنر شاعری می رود که روزگاری می دانیم یگانه فخر پدران و پیشینیان ما بود و امروز…

بله امروز، پیامی از دوستی شاعر به دستم رسید که؛ یکی از نشر های نه چندان شناخته شده، قصد دارد در حمایت از یک جشنوارۀ شعر، اشعار برگزیدۀ داوران در دور قبل آن جشنواره را در کتابی گرد آورده و نسخه هایی از آن را در مبلغی- حدود دو تا سه برابر قیمت- برای شاعران آن اشعار برگزیده، پیش خرید نماید. البته با پولی که همان شاعران به اصطلاح برگزیده باید پیش پرداخت می کردند!

از آنجا که خود به شعر پایبندم و کم و بیش اخبار و احوال دوستان شاعر را پی گیری می نمایم در پرس و جویی ساده از برخی دوستان متوجه شدم که اصولاً آن ناشر با اسم حقیقی خود- که در بازار نشر فعال تر است- به حمایت از این جشنواره برنیامده و ضمناً یکی از داوران آن جشنواره هم، خود دستی بر آتش آن نشر دارد.

مع الاسف، این تنها قول و حدیث این روز های جشنواره های شعر کوتاه و بلند ما نیست که حتی جشنواره های به اصطلاح مستقل ما نیز، از گونه ای بدگمانی به زد و بند های پشت پرده رنج می برند. چنانکه به گفتۀ خبرگزاری کتاب ایران:

“…علاوه بر این عده ای معتقدند در انتخاب برگزیدگان جوایز ادبی در ایران بیش از ملاک های ادبی، سلیقه و روابط دوستانه دخیل است؛ از دیدگاه این عده، به همین دلیل است که جایزه های ادبی در کشور ما اعتبار لازم را ندارند و بعد از اعلام برگزیدگان اتفاق خاصی برای برگزیده رخ نمی دهد.” ۱

اینکه چرا احوال شعر و شاعران امروزی ما تا این حد متزلزل و تب دار شده که نه تنها در ادبیات امروز جهان و حتی در منطقه، حرفی برای گفتن ندارد که در فضای داخلی نیز خریداری برایشان یافت نشود و هر آن ناشران تازه کار را به سوی ترفند هایی تازه تر در سوداگری و فریبکاری می کشاند، خود مجال تأملی ژرفتر است.

اما، در معدود جلسات آسیب شناسی مقولۀ شعر امروز که پس از اختتامیه نمایشگاه کتاب  تهران، ۲۴ اردیبهشت امسال در بنیاد شعر و ادبیات داستانی برگذار شد، توصیۀ معاونت این بنیاد- جواد محقق- به شاعران جوان این بود که؛ “در چاپ آثار خود تعجیل نکنند” ۲٫
به قول یکی از مدیران باسابقۀ نشر شعر- پرویز بیگی حبیب آبادی- در همان جلسه؛ این فقط فرصت طلبی و سودجویی ناشر نیست که موقعیت شعر امروزی ما چنین لرزان است که این نه طبع شعر که تب شاعر است که دست و دل ناشران ما را کم و بیش می لرزاند.


پاورقی:
۱٫ خبرگذاری کتاب ایران (ایبنا)، شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶، گفتگو با ضیاء موحد (از داوران جایزۀ شعر شاملو)
۲٫ روزنامه ایران، دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶، شماره ۶۴۹۶، صفحه ۲۲

به این مطلب امتیاز دهید:
12345
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top