اکران حاتمی‌کیا در کوروش، اکران فرهادی در کن-تقسیم کینه‌توزانه مدح‌هاو مذمت‌ها- رسانه انقلاب

اکران حاتمی‌کیا در کوروش، اکران فرهادی در کن

تقسیم کینه‌توزانه مدح‌هاو مذمت‌ها

نویسنده: حمید صنیعی منش
تقسیم کینه‌توزانه مدح‌هاو مذمت‌ها رسانه

همیشه رسانه های بچه‌های انقلابی و مؤمن در بزنگاه‌هایی به دلیل عدم باور به رندی و تیزی رسانه های غربگرای روشنفکر وطنی و البته عدم مشاوره رسانه‌ای خوب و دقیق دچار خطاهایی می‌شوند که بعضاً غیرقابل جبران است.

بعد از اتفاقاتی که در پردیس سینمایی کوروش افتاد جبهه سکولار و روشنفکر طبیعتاً با سوار شدن بر موج رسانه ای این داستان و ترسیم ایجاد فضای رعب و وحشت در سالن آنقدر فضا را متشنج کردند که حتی ابراهیم حاتمی‌کیا مجبور به عذرخواهی از مردم و کسبه شد. این اتفاق در هر صورت غیرمترقبه بود و عوامل تیم و بچه‌های سازمان اوج هم بدون شک قصد و نیت بدی نداشتند.

در این روزها فیلم جدید اصغر فرهادی با نام «همه می‌دانند» در افتتاحیه فیلم کن اکران می‌شود و رسانه ها و روزنامه‌ها به ستایش یک اثر ایرانی- اسپانیایی که همه دنیا آن را نیز ستایش می‌کنند می‌پردازند و همزمان با آن در این میان رسانه‌ های نزدیک به اصلاح‌طلب و غرب‌گرا بر منفی بافی اتفاق کوروش می‌دمند و از سوی دیگر بر افتخارآفرینی اصغر فرهادی در جشنواره کن.

اگرچه بعد از این ماجرا تیم سازنده در فضای مجازی با همکاری برخی از رسانه ها حقیقت ماجرا را نشان دادند و از خودشان دفاع کردند ولی از طرفی به دلیل قدرت رسانه ای طرف مقابل از نظر کمی و کیفی و دیر عمل کردن تیم «اوج» عملاً کار از دست خارج شد و فضا مملو شد از اینکه ابراهیم حاتمی‌کیا که خود اعتراف کرده بود از این ماجرا بی‌خبر است برای به دست آوردن سود و فروش بیشتر دست به این اقدام زده است، البته برخی از چهره‌ها نیز بی‌انصافی را به حد اعلا رساندند و مخاطب خود را شخص حاتمی‌کیا قرار دادند و او را متهم به حرکتی برای سودآوری بیشتر کردند.

فرهادی نیز در مصاحبه اخیرش با لوموند به این اشاره کرده است که همواره خود را در سر یک جریانی می‌بیند که اقلیتی در ایران می‌خواهند با او «مبارزه» کنند و فیلم‌هایش را دوست ندارند.

اما این تمام ماجرا نیست. در این روزها فیلم جدید اصغر فرهادی با نام «همه می‌دانند» در افتتاحیه فیلم کن اکران می‌شود و رسانه ها و روزنامه‌ها به ستایش یک اثر ایرانی- اسپانیایی که همه دنیا آن را نیز ستایش می‌کنند می‌پردازند و همزمان با آن در این میان رسانه‌ های نزدیک به اصلاح‌طلب و غرب‌گرا بر منفی بافی اتفاق کوروش می‌دمند و از سوی دیگر بر افتخارآفرینی اصغر فرهادی در جشنواره کن. فرهادی نیز در مصاحبه اخیرش با لوموند به این اشاره کرده است که همواره خود را در سر یک جریانی می‌بیند که اقلیتی در ایران می‌خواهند با او «مبارزه» کنند و فیلم‌هایش را دوست ندارند.

فضای رسانه ای از ۱۹ اردیبهشت یک پست در مذمت حاتمی‌کیا و یک پست در مدح فرهادی منتشر می‌کرد و عملاً نفر اول را به بَک صحنه و نفر دوم را به پیشخوان صحنه آورد.

از طرفی جالب این است که فرهادی بعد از «ارتفاع پست» که با حاتمی‌کیا همکاری کرده بود به دلایلی که خیلی نمی‌دانیم چیست در مصاحبه با همشهری متلک‌هایی به حاتمی‌کیا انداخت و حاتمی‌کیا نیز در مصاحبه با فریدون جیرانی در برنامه اینترنتی نیز به اختلافاتش با وی اشاره کرد و البته داستان نامه به «میرکریمی» و کنایه‌اش به فرهادی و فیلم «جدایی نادر از سیمین» و باقی ماجرا/ همین بیشتر بر ایجاد این مسئله که حاتمی‌کیا و سینماگران انقلابی به عنوان یک سر طیف از طرف مقابل شکست خورده‌اند، اضافه کرد.
فضای رسانه ای از ۱۹ اردیبهشت یک پست در مذمت حاتمی‌کیا و یک پست در مدح فرهادی منتشر می‌کرد و عملاً نفر اول را به بَک صحنه و نفر دوم را به پیشخوان صحنه آورد.
علاوه بر این موضوع داستان جعفر پناهی و نیامدن آن در جشنواره کن که از ماه گذشته بر سر زبان‌ها افتاد و اینکه اصغر فرهادی در نشست خبری بعد از فیلمش به این موضوع اشاره می‌کند که امیدوارم کسانی که تصمیم‌گیرنده در ایران هستند کاری کنند تا جعفر پناهی در اینجا باشد نیز به دامنه مظلومیت جناح سکولار اضافه کرد.
حتی اگر فرهادی در مصاحبه با لوموند این برترپنداری از سویی و از سوی دیگر این سخن که جماعتی- بخوانید انقلابی و اوجی و وابسته به حکومت و…- می‌خواهند با او «مبارزه» کنند را نمی‌گفت، آنقدر مسئله مهم جلوه نمی‌کرد ولی حالا باید فعلاً تا چند روز شاهد موج‌سواری تیم رسانه ای سکولارها و باخت ناخواسته مبارزان آقای فرهادی بود.
جالب است که یکباره در همین ایام واشنگتن پست نیز در حساب توئیتری خود به موضوع سینما کوروش و پایان بدش اشاره می‌کند و طبیعتاً کمک آسمانی خارجی زبان مخالفان حاتمی‌کیا و موافقان فرهادی ازسرمی‌رسد.
اما راستی آقای فرهادی اول تبریک به خاطر افتتاحیه موفق فیلمتان و مراسم فرش قرمز و عکس‌های یادگاری که به عنوان ایرانی که نماینده فرهنگ غنی و متعالی آن هستید و دوم اینکه ما در حال مبارزه با سرکردگان سینمای سرمایه‌داری و ریشه‌های فکری و فرهنگی و سیاسی آن در غرب هستیم، اینکه چرا شما آن را به خودتان می‌گیرید، باید از خودتان پرسید!

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top