از کودک قهرمان تا کودک هیولا - نشست کودک در سینما - رسانه انقلاب

از کودک‌قهرمان تا کودک‌هیولا

بازنمایی کودک در سینما/ضرورت حضور علوم انسانی در سینمای کودک

نشست کودک در سینما

رسانه انقلاب: دومین نشست از سلسله نشست‌های میان رشته‌ای سی اُمین دوره جشنواره بین المللی فیلم کودک و نوجوان دیروز با حضور دکتر «اعظم راودراد» (دکترای ارتباطات) و دکتر «علیرضا قاسم خان» در پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات با موضوع بازنمایی شمایل اجتماعی و رفتاری کودکان در سینمای کودک و نوجوان  (کودک در سینما) برگزار شد.
محمدرضا مقدسیان مجری‌کارشناس نشست با یادآوری برگزاری سی‌امین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان گفت: همانطور که می‌دانید جشنواره فیلم کودک و نوجوان از نهم تا پانزدهم تیرماه در اصفهان برگزار می‌شود. طبق برنامه‌ریزی اولیه صورت گرفته تلاش کرده‌ایم، قدم‌های ابتدایی را برای ایجاد ارتباط بهتر و صمیمی‌تر میان بدنه دانشجویی و پژوهشی با سینما در این مجموعه نشست‌ها برداریم.
خانم دکتر راودراد در ابتدای سخنان خود بعد از تشکر از عوامل برگزارکننده نشست گفت: آنچه می‌خواهم درباره‌اش صحبت کنم یک کار تحقیقی است که توسط یکی از دانشجویان در دانشکده علوم اجتماعی در قالب پایان‌نامه انجام شده‌است و موضوع آن تصویر کودک و نوجوان در سینمای ایران است. به صورتی روش‌مند فیلم‌های متعددی تحلیل و دسته‌بندی شده‌اند و در نهایت انواع مختلف بازنمایی کودک و نوجوان در سینمای ایران بیان شده‌است. در کنار آن از یک کتاب دیگر به نام «تصویر کودکان در فیلمهای هالیوود» استفاده کرده‌ام. در پایان هم درباره اهمیت این بازنمایی صحبت خواهم کرد.
دکتر قاسم‌خان نیز سخنان خود را بعد از سلام و تشکر چنین آغاز کرد: در حوزه جامعه‌شناسی هنر به مبحثی به نام سینمای کودک و نوجوان برخورد می‌کنیم. در سینمای ایران از کدام کودک و نوجوان صحبت می‌کنیم؟ این تعریف در زمان‌های مختلف متفاوت خواهد‌بود، حتی تجربه‌ خود ما هم این را تأیید می‌کند. یک سوال دیگر هم در اینجا مطرح می‌شود. آیا در بیست سال گذشته اساساً سینمای کودک و نوجوان وجود داشته است؟ بحث را از اینجا شروع می‌کنیم و بعد به این می‌رسیم که تصویری که از کودک و نوجوان ارائه داده‌اند چه بوده‌است؟ این تصویر را باید در دوره‌های مختلف قبل و بعد از انقلاب بررسی کنیم.
دکتر «قاسم‌خان» ادامه داد: اگر بخواهیم بحثمان را دقیق‌تر کنیم باید از قبل از انقلاب شروع کنیم. این رفتارشناسی از کجا شروع شده‌است؟ یک بار از دکتر شفیعی کدکنی پرسیدم آیا در زمان حافظ هم شعر کودک داشته‌ایم؟ ایشان گفتند در آن زمان چنین چیزی نبوده‌است. بلکه کودکان هم در کنار بزرگترها همان اشعار را می‌شنیدند. در واقع آنها در ابتدا فرم شعر را دریافت می‌کردند و وقتی بزرگتر می‌شدند، مفاهیم را دریافت می‌کردند. بعد وقتی به دوره قاجار می‌رسیم، کم‌کم کتاب‌هایی را می‌بینیم که کودکان به آن وارد شده‌اند. قبل از انقلاب دو برخورد با رفتارهای کودکان را داریم. یکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است و دیگری تلویزیون ملی ایران. اگر دقت کنیم می‌بینیم مهمترین برنامه‌های کودک در قبل از انقلاب برنامه‌هایی است که تلویزیون ایران می‌سازد. در آن دوره بزرگترین شکل ساختار رفتارهای بچه‌ها، شکل فیلم‌هایی است که به نمایش درمی‌آید. تا اوایل انقلاب، سینمای کودک ذیل سینمای حرفه‌ای قرار می‌گرفت و از خود هویت مستقلی نداشت. آنچه الآن می‌بینیم ماحصل بعد از انقلاب است. جشنواره سینمای کودک که دارد تصویری را به جهان ارائه می‌دهد، بعد از انقلاب کار خود را آغاز کرد. لذا قبل از این به غیر از کانون پرورش فکری و همان برنامه های ساده رادیو و تلویزیون گفتمان دیگری که بخواهد تصویری از کودک و نوجوان ارائه بدهد نداریم.
در ادامه نشست خانم دکتر راودراد گفت: وقتی از سینمای کودک و نوجوان صحبت می‌شود دو نوع فیلم در این دسته بندی قرار می‌گیرد. یکی فیلم‌هایی که برای کودکان و نوجوانان ساخته می‌شود و دیگری فیلم‌هایی که درباره کودک و نوجوان ساخته‌ می‌شود. کاری که این تحقیق کرده‌است این است که از بعد از انقلاب تا سال ۸۹ فیلم‌هایی که کودک و نوجوان در آن نقش فعال داشته است را دسته بندی کرده‌ است. سه دسته اصلی در این تحقیق در نظر گرفته شده‌ است؛ ژانر جنگ، درام و کودک. در ژانر جنگی فیلم‌هایی مثل «سرباز کوچک»، «بهار»، «بازی بزرگان» و «پایان کودکی» تحلیل شده‌اند. در ژانر درام فیلم‌هایی مثل «پرنده کوچک خوشبختی»، «خانه دوست کجاست»، «پدر»، «رنگ خدا» و «گوشواره» تحلیل شده‌اند. در ژانر کودک نیز فیلم‌هایی مثل «گلنار»، «دزد عروسک‌ها»، «علی و غول جنگل»، «گربه آوازه خوان»، «خواهران غریب» و… بررسی شده‌اند.
وی درباره بازنمایی کودک در ژانر درام گفت: در این ژانر دو نوع بازنمایی از کودک داریم. یکی «کودک قهرمان» است. مثل کودک «بچه‌های آسمان». نوع دیگر بازنمایی، «کودک قربانی» است. یعنی کودکی که بر اثر جدایی پدر و مادرش و یا هر اتفاق تلخ دیگری قربانی می‌شود.
در ادامه دکتر قاسم‌خان با اشاره به سریال «سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطن» گفت: وقتی محصولات کانون پرورش فکری را در قبل از انقلاب بررسی می‌کنیم -مثل مدرسه عدل و آفاق و…- می‌بینیم در آنها رفتارشناسی فقط بر اساس نظر نویسنده و کارگردان است و تحلیل اجتماعی در آن مشاهده نمی‌شود. قبل از انقلاب به موضوع کودک فقیر خیلی توجه می‌شود. کودکی فقیر که می‌خواهد زندگی‌اش را تغییر دهد؛ اما بعد از انقلاب این شرایط تغییر می‌کند. بعد از انقلاب یک دیدگاه و تصور مذهبی بر فضای کودک و نوجوان حاکم می‌شود.
وی افزود: با مراجعه به آمار درمی‌یابیم که حدود یک سوم جمعیت ایران را کودکان و نوجوانان زیر نوزده سال تشکیل می‌دهند؛ اما ما هیچ فکر و برنامه‌ای برای این جمعیت نداریم. این نشان می‌دهد که این موضوع برای ما مسئله نیست.
در ادامه، مجری نشست با ذکر این نکته که یکی از مؤلفه‌های اصلی فضای کودک و نوجوان خلاقیت و درک شهودی به دور از عقلانیت صلب است، گفت: با توجه به این نکته نمی‌توان با یک فرمول مشخص به سراغ سینمای کودک و نوجوان رفت. در هر دوره‌ای یک جریان فکری بر سینمای کودک حاکم شده‌است. جریان فکری از کجا می‌آید؟ از جایی دور از کودک. نتیجه‌اش این می‌شود که حجم بالایی از آثاری که برای کودک و نوجوان ساخته می‌شود، اساساً ربطی به کودک و نوجوان ندارد و کودک نمی‌تواند با آن رابطه برقرار کند.
خانم دکتر راوردار در ادامه نشست گفت: به نظرم کسانی که می‌خواهند در حوزه سینمای کودک بیشتر مطالعه کنند، حتماً کتاب “تصویر کودکان در فیلم‌های هالیوود” را مطالعه کنند. در این کتاب تقریباً تمام فیلم‌های کودک را با رعایت تقسیم بندی تاریخی تحلیل کرده‌است. نشان داده‌ شده‌ است که در هر دوره چه تصویری از کودک به نمایش درآمده‌ است. در اینجا می‌بینیم فیلمهای قبل از جنگ جهانی دوم یک وجه مشترک با آثار ایرانی دارند و آن معصومیت و پاکی کودک است.
دکتر راوردار درباره سینمای کودک بعد از جنگ جهانی گفت: کودک، هنوز معصوم و آسیب‌پذیر است؛ اما کم‌کم آثاری دیگر هم دیده‌می‌شود. در فیلم‌های پیش از جنگ این کودکان صادق و نماد خوش‌بینی به آینده بودند؛ اما بعد از جنگ، این تصویر تغییر کرد. دلیل این تغییر در این کتاب افزایش زاد و ولد و مسئله تربیت کودکان عنوان می‌شود. در اینجاست که با کودکان معلول یا محدود در فیلمها مواجه می‌شویم، یعنی کودکانی که مسئله دارند. حالا انواع مثبتی دارد که در آن کودک با محدودیت های خود مبارزه می‌کند تا جایی که می‌رسد به «کودک‌هیولا»؛ فیلمهایی مثل جن‌گیر و طالع نحس. تا حتی جایی که بچه شیطان پیدا می‌شود.
وی افزود: دلایل محبوبیت فیلم‌های کودک‌هیولا در این کتاب سه مورد عنوان شده است. یکی وحشت‌آفرین بودن آنها، دوم واکنش به تنش‌های فرهنگی و سوم بدبینی زمانه. این فیلم‌ها تصاویر بزرگسالانی هستند که در دورانی از ناامیدی و سرگردانی‌ها، مشکلات شخصی پیدا کرده‌اند.
خانم راوردار در نتیجه‌گیری صحبت‌های خود گفت: همه می‌دانیم اوج سینمای کودک و نوجوان ایران دهه شصت و اوایل دهه هفتاد است. خود این می‌تواند موضوع یک تحقیق باشد. مگر شرایط آن زمان چه بوده‌است؟ فکر می‌کنم در درجه اول باید با زبان کودکانه به کودک یاد بدهیم که می‌تواند در برخی جاها در حد و اندازه خود مستقل و تأثیرگذار باشد. یکی از مشکلات اساسی این است که با زبان بزرگسال با کودک صحبت می‌کنیم؛ چون شناخت درست و به‌روزی از کودک و نوجوان نداریم. باید بتوانی از زاویه دید کودک به بیرون نگاه کنی تا بتوانی با او صحبت کنی.
وی همچنین دیگر مشکلات سینمای کودک را اینگونه برشمرد: فقدان پارامتر خیال‌پردازی در سینمای کودک، مشکلات تکنیکی و اشراف نداشتن بر ضرورت‌های دراماتیک سینما. درباره سینمای نوجوان هم باید گفت اصلاً وجود ندارد. در این شرایط نوجوان ما آیا چاره‌ای جز این دارد که فیلم‌های هالیوودی را بخرد؟
آقای قاسم‌خان در جمع بندی صحبت‌های خود با اشاره به رسانه‌های جدید گفت: یکی دیگر از موضوعاتی که باید به آن توجه کنیم کارکرد رسانه‌های جدید است که ما آنها را فراموش کرده‌ایم. الآن دست هر کودکی یک رسانه جدید است. این به ما اجازه نمی‌دهد که آن روش‌های کهنه را داشته‌ باشیم. الآن مفاهیم جدیدی هم مطرح شده‌است. الآن تصور ما این است که نوجوان، یک فرد اتوکشیده‌ای است که فقط به مدرسه می‌رود و می‌آید و درس می‌خواند و به دنبال علم است، دنبال پیشرفت است و… . الآن اساساً در بین نوجوان ما مفاهیمی مثل شجاعت و قناعت و عدالت فراموش شده‌است؛ چون اساساً جامعه این مفاهیم را فراموش کرده‌است.

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از
wpDiscuz

Top