آقای بهزادپور جای شما خالی است -یادداشت محراب محمدزاده- رسانه انقلاب

آقای بهزادپور جای شما خالی است

یادداشت محراب محمدزاده خطاب به «بهزاد بهزادپور»

بهزاد بهزادپور

یک
پخش دوباره فیلم سینمایی «خداحافظ رفیق» باعث شد دوباره یادمان بیاید که این روزها هنرمندانی در همین چند قدمی ما هستند که به هر دلیلی کم کار شده اند. بهزاد بهزادپور از آن دسته هنرمندانی است وقتی کم کار است بیش از آنکه ضرری متوجه خودش شود، مخاطبان ضرر می‌کنند. این نوشتار آن قدر مجال ندارد که بخواهد برای اثری چون «خداحافظ رفیق» حرفی بزند، اما می‌تواند یادآور مؤلفی باشد که جایش خالی است. مؤلفی که که بسیاری وام‌دار او هستند و در حال کار، اما خودش در گوشه نشسته است به نوشتن.
دو
بهزادپور با نگاه همیشه خاص خود فضاهایی تازه در باب هنر باز کرده است که تا سالیان بسیاری از تجربه هایش بهره می برند، شاید نقطه عجیب تر ماجرا این باشد که به واقع بهزادپور این روزها در اتاق زیبا و خانگی خود مشغول نوشتن است، نوشتنی که به قول خودش از او برای آیندگان می‌ماند، اما ای کاش می‌شد دوباره او را وسط میدان هنری کشور دید، هرچند بی میل است به این اتفاق، اما ای کاش فیلنامه «وقتی که کوه گم شد» او که در مورد شهید حاج احمد متوسلیان است به مرحله تولید می‌رسید تا نشود آن روزی که بعدها بخواهیم بگوییم حیف یا فیلنامه «فوق سری» که سه سال پیش نیستان آن را چاپ کرد.
سه
آخرین کاری که از بهزادپور اجرا شد، «شبی در کهکشان‌ها» است، نمایش میدانی که سال ۹۳ اجرا شد، بهزادپور این نوع اثر ترکیبی را به نوعی برای اولین با در اوایل دهه ۸۰ به هنر ایران معرفی کرد و باعث ایجاد جریانی تازه در عرصه تئاتر کشور شد، هرچند پس از او بسیاری تنها مقلد پر از اشتباه بهزادپور بودند و بجای سوق آن به میان بدنه اصلی تئاتر کشور آن را پنهان کردند. رهبر انقلاب در دیدار با عوامل «شب آفتابی» خواسته بودند که این کار باید تکثیر شود و در انحصار افراد نماند، اما ماجرا طوری دیگر رقم خورد، بهزاد پور حذف شد و عده ای دیگر کار را انحصاری کردند، انحصاری که نقطه تاسف بارش نبود هیچ ارزش افزوده ای بجز آنچه بهزادپور به آن ها آموخته بود، رخ می نمایاند.
احیای دوباره این این نوع از تئاتر که به تعبیر رهبر انقلاب «مثل تئاتر از غرب به ما نرسیده و طراحی بومی و اسلامی دارد و مردم ارتباط خوبی با آن گرفته‌اند» مسئله اصلی است که شاید در این برهه از زمان کسی جز بهزادپور نتواند با طرح و داستانی نو این روند تکراری نمایش هایی که تنها نامشان تغییر می کند را بشکند.
چهار
بهزادپور مولف است، مولفی به تمام معنا، مولفی کامل که هم در طرح بحث اش، هم در نگارش آن و هم در اجرای اثر مخاطب را غافلگیر می کند. بهزادپور هم فیلمنامه های آماده بسیار دارد و هم ایده های اجرایی نابی که شاید نیاز است همگرایی مناسبی میان او و مسئولان ایجاد شود تا دوباره باز گردد، البته بسیار هستند هنرمندانی که تئاتر و سینمای ما از آن ها محروم هستند مانند دوست قدیمی و همیشگی بهزادپور، سیدمهدی شجاعی که خودش حدیث مفصلی است، نمی دانم مرثیه نبود این بزرگان کی و کجا تمام می شود؟
پنج
شما را دعوت به خواندن یا خواندن مجدد کتاب های زیر می کنم که به واقع پس از هر بار خواندن آهی از نهانمان بلند می شود:
«فوق سری»، «شومن»، «امپراطور عشق»، «کلانتری غیرانتفاعی»، «وقتی کوه گم شد»، «قله دنیا»، «تیر چراغ برق»، «چشم خفاش» و…
هفت
آقای بهزاد بهزادپور باور کنید جای شما خالی است. نسلی تازه منتظر آثار شماست.

به این مطلب امتیاز دهید:
12345 (رای دهید)
Loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

مطلع شدن از

Top